نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/1/28      15:28:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:166


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
آينه عبرت76:
برباد رفته
گروه استان ها _اصفهان_ من كه زياد دل خوشي از زندگي با همسرم نداشتم سرانجام با وعده و وعيد هاي ساسان طلا و جواهراتم را برداشته و از منزل فرار كردم اما غافل از اينكه همه اين وعده ها توهمي بيش نبود و همه چيزم برباد رفت....
 
 

زن جوان در اتاق مشاوره را باز كرد و در حالي كه ناراحتي و پريشاني و استرس وجودش را گرفته بود روي صندلي نشست و بعد از كمي مكث گفت: نمي دانم چه كنم همه چيزم را برباد دادم و ديگر روي برگشتن به منزل و ديدن چهره نگران خانواده ام را ندارم.

او در خصوص ماجرايي كه برايش پيش آمده گفت: از روزي كه ديپلم ام را گرفتم مدام پدر و مادرم به من فشار مي آوردند كه ازدواج كنم تا اينكه پسرعمويم كه 10 سال از من بزرگتر بود به خواستگاريم آمد، من هرچه قدر به آنها گفتم كه علاقه اي به او ندارم و نمي توانم با او زندگي كنم كسي گوشش به حرف نبود و بالاخره هم خودشان بريدند و دوختند و تا چشم باز كردم ديدم سر سفره عقد نشسته ام .

وقتي عاقد از من پرسيد كه مرا وكيل خود قرار مي دهيد تا شما را به عقد پسر عمويتان در بياورم چشمم به نگاه خشمگين پدرم افتاد و با زبان بريده بريده گفتم با اجازه پدرم بله و وارد زندگي سرد و بي روح با اكبر شدم.

اكبر از همه لحاظ مرد خوبي بود برايم هرچه مي خواستم مي خريد و خانواده عمويم هم به من محبت مي كردند اما آخرش دلم راضي به زندگي با او نبود، چند بار هم به بهانه هاي مختلف قهر كردم و به منزل پدرم رفتم و هربار اكبر مي آمد و با خريد هديه و گل مرا به منزل مي برد تا اينكه يك روز در پارك با پسر جواني به نام ساسان آشنا شدم.

ازآنجاكه ساسان هم سن و سال خودم بود و بسيار شوخ و آدم شادي بود خيلي زود خودش را در دلم جا كرد و من كه عاشق هيجان و جنب و جوش بودم دلبسته اش شدم و در زمان هايي كه همسرم منزل نبود با او قرار مي گذاشتم و همديگر را مي ديديم چندماهي گذشت تا اينكه ساسان يك روز به من پيشنهاد داد تا با هم فرار كنيم و زندگي خوب و خوشي را در يك جاي دور افتاده كه دست هيچ كس به ما نرسد را آغاز كنيم.

اولش راضي به اين كار نبودم اما با اصرار هاي فراوان و دادن وعده و وعيدهاي جذاب بالاخره فريب اش را خوردم و يك روز صبح كه همسرم به سركار رفت من هم وسايلم را جمع كردم و طلا و جواهراتم را برداشتم و به سر خيابان رفتم، ساسان هم با ماشينش آمد و مرا سوار كرد، چند روز اين شهر و آن شهر مي گشتيم تا اينكه ساسان به من گفت: ما نمي توانيم تا ابد از آدم ها فرار كنيم بالاخره يك روز گير مي افتيم و اين كار ما جرم است به نظر من تو برو و با همسرت دعوائي راه بيانداز و از او طلاق بگير آن وقت من مي آيم به خواستگاريت و دوباره با هم هستيم و با اين حرف ها بود كه دوباره به شهرمان بازگشتيم و او مرا در يكي از خيابان ها پياده كرد و رفت اما تا آمدم به خودم بيايم ديدم ساك حاوي طلا و جواهرات و پول هايم را در ماشين ساسان جا گذاشتم و هرچقدر هم به گوشيش تماس مي گرفتم او جواب نمي داد.

خسته و نا اميد و پشيمان در شهر مي چرخيدم، آنقدر با ساسان تماس گرفتم تا اينكه شارژم تمام شد حالا همه چيزم را بر باد داده بودم و ديگر روي برگشتن به منزل را نداشتم به همين خاطر آواره و سرگردان چند روزي را در پارك ها سپري كردم تا اينكه توسط ماموران پليس دستگير شدم

ازدواج هاي اجباری داراي پيامد هاي منفي در جامعه هستند

كارشناس مركز مشاوره آرامش گفت: ازدواج اجباري از جمله مسائلي است كه به بروز آسيب هاي اجتماعي در جامعه دامن مي زند و باعث مي شود افرادي كه ناخواسته و از سر اجبار و تحميل با يكديگر ازدواج مي كنند در آينده هر كدام به راه خود رفته و نتوانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند و سرانجام اين گونه ازدواج ها يا به خيانت كشيده مي شود، يا طلاق و كينه توزي و خشونت و خلاصه آتشي كه والدين با تحميل اين ازدواج آن را در زندگي فرزندانشان برافروخته اند و ديري نمي گذرد اين آتش دامن انان را نيز مي گيرد.

اين كارشناس ارشد روانشناسي اظهار داشت: وقتي صحبت از ازدواج به ميان مي آيد احساس خوب تشكيل زندگي مشترك و شادي يك زوج ما را هم به وجد مي آورد چون بزرگترين رويداد شادي بخش كه مي تواند براي هر انساني در زندگي اش اتفاق بيافتد ازدواج است.

وي افزود: همه ما اين را مي دانيم كه هر كسي در زندگي وقتي قدم در مسير ازدواج بر مي دارد تصوير زندگي رضايتمند و پايدار را در ذهن خود مجسم مي كند و در مسير ازدواج قدم بر مي دارد اما نكته اي كه بايد مد نظر قرار دهيم اين است كه در تشكيل خانواده آيا همه چرخه هاي جهت دهنده و هموار كننده اين امر مقدس خوب عمل مي كند يا خير؟

كارشناس مسايل خانواده بيان داشت: بايد ديد چقدر براي زندگي مشتركمان برنامه ريزي كرده ايم، معيارهاي انتخاب همسر را مي دانيم يا خير با اعضاي خانواده در مسير رشد فرزندان و بارور نمودن تفكر و انديشه و تقويت تحليل فرزندان در انتخاب هايشان هماهنگ هستند ؟!

وي اضافه كرد: بايد ديد والدين به علائق و خواسته هاي فرزندانشان توجه و اهميت قائل هستند، چقدر به احساسات و هيجانات فرزندان در دوران قبل از ازدواج توجه شده كه آنها به دنبال خلاء عاطفي اشباع نشده خود با ازدواج باشند؟!!

كارشناس مركز مشاوره آرامش بيان داشت: اين ها سوالاتي است كه به نظر مي رسد هر خانواده اي نيازمند يافتن پاسخ براي آنهاست چرا كه اگر دقت كنيم وقتي خانواده و مجموعه اعضاي آن هماهنگي و همراهي لازم نداشته باشند پاسخي براي اين سوالات نخواهند يافت و بالطبع انتظار شكوفا شدن و رشد و بالندگي فرزندان پس از ازدواج را نمي توان داشت.

كارشناس ارشد روانشناسي و آسيب شناس مسايل خانواده گفت: توصيه ما به خانواده ها اين است كه بيائيم به عنوان والدين و موثرترين افراد در آينده فرزندان خود مسير را براي انتخاب هاي آنها هموار كنيم و عملكردي در خانواده داشته باشيم تا فرزندان كيفيت هرچيزي را به ظاهر آن ترجيح دهند و بتوانند در سخت ترين شرايط بهترين تصميم را از خود ارائه دهند.

 

مركز اطلاع رساني پليس اصفهان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون