نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/8/13      14:50:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:114


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
بدعت در دین( قسمت چهارم)
گروه اجتماعی - دلایل و مبانی وحدت فراوان است ولی دشمنان دین نمی گذارند که دین داران با هم متحد باشند.

 مذهب روشنفکری

گرچه مذهب روشنفکری از آن دسته مذاهبی نیست که نام و آوازه ای بلندداشته باشد ودراخبار و روایات به صراحت به آن اشاره شده باشد. لکن اگر دقت کنیم ضررش بیشتر از آنها ویا حداقل به اندازه آنهاست. گفتیم در اخبار و احادیث نامی از مذهبی به نام روشنفکری نیست معنایش این است که تحت عنوان مذهب ذکری از آن به میان نیامده است ولی آنچه که در خصوص انحرافات در آخرالزمان هشدار داده شده و یا اینکه دین مردم طعمه گرگ ها درنده خواهد شد ویا نگه داشتن دین همانند نگه داری آتش در کف دست خواهد بود همه و همه اشاره به همین بحث دارند.

در قرون اخیر گرایش های مختلفی پدید آمد و صاحب هر گرایش و اندیشه ای هم خود را حق مطلق دانسته و دیگران را باطل قلمداد می نمایند هر صاحب عقیده و مسلکی که از گرد راه می رسد، به دلیل تازه تر بودن عقیده اش حامیان عقاید قبلی را قدیمی و مرتجع می نامد و فکر و اندیشه جدید را همان فکر و اندیشه خودش می داند وبس .

 واین نوآوری و بدعت گزاری همه گیر و هرروزی شده است. گاهی صاحب اندیشه ای به دلیل اینکه مبانی مذهب حق را نفهمیده است و زحمت سوال کردن از اهلش را هم به خود نداده، در صدد مقابله و دشمنی با آن برآمده و آنرا ناحق معرفی کرده و بافته های خودش را به عنوان پیشنهادات و سپس به عنوان یک مکتب یا یک مسلک بر مردم تحمیل نموده است و مردم هم از باب عدم آگاهی کافی پذیرفته اند که این رسم دیرینه ی تاریخ بوده است.

مذاهب قرون اخیر بیشتر از این قرارند:

شرق زدگی ، غرب زدگی ، علم زدگی ، تمدن زدگی ، مکتبی ،  غیر مکتبی ، مادی و الهی

هشدار امیرالمومنین علی (ع) این است که حضرت با سرزنش و توبیخ در باره ی کسانی که با بودن راه مستقیم و بودن راهنما در عین حال از این راه و آن راه می روند و هرروز از مسیر اصلی دورتر میشوند می فرمایند:( چرا اختلاف؟ ) در حالی که خدای آنها یکی ، پیغمبر آنها یکی ، کتاب آنها یکی ، آیا خدا به اختلاف داشتن امر فرموده که  اطاعت کرده اند؟ یا آنها را از اختلاف نهی نموده و آنها نافرمانی کرده اند؟ ( نهج البلاغه خ18)

دلایل و مبانی وحدت فراوان است ولی دشمنان دین نمی گذارند که دین داران با هم متحد باشند و لذا کارخانه مذهب سازی آنها شب و روز کار می کند و هر روز تولید جدید به بازار عرضه می نماید. روشنفکری چیز بدی نیست، نه روشنی بد است و نه فکر واندیشه ، لکن ادعای فکر روشن از هر کسی پذیرفته نیست ، هر فکر روشن آنگاه که به عمق مطالب و احکام بنگرد و قدرت تشخیص و درک مسائل را داشته باشد ودر عین حال این درک و تشخیص را از سوی خدا بداند پسندیده است.

فکر روشن فکری است که با استمداد از خداوند بزرگ به قضایای عالم به صورتی بنگرد که مطابق با واقعیات است و این وسعت دید را فقط ذات ذو الجلال الهی می تواند به انسان ببخشد که محدودیتی در دید او نیست. رسول خدا (ص) می فرماید : خدایا واقعیت ها را ، همه چیز را آن گونه که هستند به من بشناسان، واین مهم که انسان بصیرتی عمیق نسبت به وقایع عالم پیدا کند میسر نیست جز در سایه تقوا و توکل بر خداوند.

علی (ع) در این باره می فرمایند : کسی که با تقوا باشد و از خدا بترسد خدا او را از فتنه ها رهایی داده و نوری در دل تاریکی ها به او می بخشد. ( نهج البلاغه خ183)

انواع روشنفکران غرب گرا که درصددند همه چیز غربی شود وهمه به رنگ غرب درآیند ، گویا نه ازخود تمدنی دارند ونه اندیشه ای و غرب مهد همه اینهاست.

عده ای روشنفکرند ، منتهی نه از نوعی که گفته شد، بلکه اینها رابط اند، اینها نفوذی اند، اینها عمله و عساکر آنها ودر حقیقت ستون پنجمی در میان ملت مسلمانند این ها ذلیلانند دم از غرب و فرهنگ آن دیار می زنند.

جمعی هم روشنفکرند ، منتهی از نوع مذهبی آن ، این را که می توان مسلمان التقاطی شمرد هم از راه و روش غرب تعریف می کند و هم نمی خواهد دست از دینش بردارد ، در نتیجه به نوعی از اسلام که به نام اسلام علمی ، اسلام ماتریالیستی و اسلام دومانیستی نامیده شده است ، می اندیشد و ممزوجی از این ها را برای خود به عنوان روش زندگی انتخاب می نماید.

حضرت علی (ع) در مذمت این روش به صورت توبیخ می فرماید : قسمتی از حق و باطل را می گیرند و به هم می آمیزند اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می شود وتنها نیکوکاران از طرف خدا نجات می یابند. ( نهج البلاغه ج 50)     

پیدایش مذهب روشنفکری

پس از جنگ جهانی دوم، دولت های استعمارگر مانند روس، فرانسه و انگلیس و سپس آمریکا با تابلوی دفاع از حقوق بشر به سراغ ملت های کشورهای جهان سوم آمدنند تا آنها را کمک کرده،  از توحش و جهل نجات دهند، برای آنان فرهنگ بیاورند، خوب و بدی را  به آنها بفهمانند ، والحق که چقدر دلسوز ما و عاشق شکل و شمایل ما بوده اند.

آنان با مبنای ماکیاولیستی که معتقد است هدف وسیله را توجیه می کند به میدان آمده و می گفتند باید سرزمین و منافع خودرا توسعه دهیم حتی اگر به قیمت جنگ و کشتار و ظلم به دیگرا ن باشد همانان که قائل به تعدیل جمعیت در جهان به نفع خودشان و به هر وسیله ای که ممکن بود، بودند.

آری ، همان هایی که  تزشان این بود که چرا ملت جهان فدایی ما نشوند و چرا سرمایه عالم ازآن ما نباشد ، به دفاع از ما به پیش آمدند و با ژست سیاسی زیبایی مدافع حقوق بشر ، کارشان را آغاز نمودنند.

استعمارگران ، نفت و گاز و مواد سوختی می خواهند وچون خودشان را در آینده ای نزدیک محتاج به این مواد حیاتی می دانند و نظر به اینکه خودشان به اندازه لازم ندارند و به دلیل آنکه منطقه خاورمیانه و کشوری مانند ایران از این موهبت الهی برخوردار است و باز چون در جریانند که همیشه نمی شود از طریق زور و سر نیزه بر ملتها حاکم بود ، لذا بهترین حربه را به کمک روانشناسان و روانکاوان فرهنگی انتخاب کرده اند و بدین جهت شاگردانی پرورش دادند و فکرهایی را القا نموده اند که زمینه ذهنی ملت مسلمان را به نفع خودشان آماده نمایند و متأسفانه در این راه پیشرفت هایی هم کرده اند.

 

نویسنده: کارشناس ارشد معارف اسلامی حجت الاسلام والمسلمین حسن فیروزی نیا


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون