نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/9/14      13:25:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:58


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
حرف هاي پرت زن همسايه
گروه اجتماعی - من تازه فهميدم چه اشتباهي كرده ام و اين كه انگيزه زن همسايه از مداخله براي برهم زدن خوشبختي مان چه بوده، این موضوع برايم تجربه اي با ارزش بود تا به افراد غريبه اعتماد نكنم.

دوران عقد ما به خاطراختلاف نظر وچشم وهم چشمي بزرگ ترها خيلي تلخ و پرتنش بود، اما چون همديگر را دوست داشتيم، صبوري كرديم و بالاخره سرخانه و زندگي خودمان رفتيم.

چندماه گذشت، شوهرم مي گفت حالا كه زندگي مستقلي داريم تكليف مان روشن است و يك نفس راحت مي كشيم، ما مشكل خاصي نداشتيم.

شريك زندگي ام برنامه ها و آرزوهاي زيادي براي آينده مان داشت، ازكله صبح تاغروب سركارمي رفت و جانانه تلاش مي كرد تا پولي جمع و جور كند و وضعيت مان بهتر شود، من هم با قناعت و مديريت خرج و مخارج پشتيباني اش مي كردم. چون حوصله حرف هاي خسته كننده خانواده خودم ومادر و خواهر شوهرم را نداشتم كمتر به خانه آنها مي رفتم.

در اين مدت با زن همسايه آشنا شدم. او 10سال از من بزرگ تر بود و دو بچه داشت. از دست بي مهري هاي شوهرش مي ناليد و مي گفت: تو هم زياد به محبت هاي شوهرت دل خوش نكن چون بعد از يكي دوسال براي همديگر عادي و تكراري مي شويد و از چشم هم مي افتيد.

اعظم خانم يك روز كه به خانه ام آمده بود، بعد از يك مقدمه چيني اعصاب خرد كن، از شوهرم چيزهايي گفت كه سردردشدم. البته مرا قسم مي داد كه نبايد حرفي بزنم چون اگر شوهرش بويي در اين مورد اين موضوع ببرد خون به پا مي كند.

گفته هايش را باور نمي كردم، زن همسايه ازمشكلات دوران عقدمان برايم حرف مي زد و مي گفت شوهرت اين ها را برايم تعريف كرده و دل پري از خانواده ام دارد .

با شنيدن اين حرف هاي چرت و پرت حس بدبيني در وجودم ريشه دواند، اما به روي شريك زندگي ام نياوردم كه زن همسايه چه چيزهايي پشت سرش گفته و او را به چشم مردي هوس ران مي بيند.

اگر چه فكرم مشغول شده بود و سعي مي كردم به طور نامحسوس كنترلش كنم.

من و شوهرم به خاطر همين قايم موشک بازي هاي من با هم اختلاف پيدا كرديم. وقتي بهانه گيري مي كردم، مي ترسيدم درباره اين رفتارم حرفي بزنم. جر و بحث هاي مان بالا گرفت. نتوانستيم وضعيت را مديريت كنيم و پاي خانواده هاي مان به ماجرا باز شد. پدر و مادر من و مادر و خواهر شوهرم نيز آتش بيار معركه شدند و كارمان داشت بيخ پيدا مي كرد.

شوهرم كه نمي دانست علت لج بازي هايم چيست از من خواست به مركز مشاوره برويم با راهنمایی مشاور و پس از تحقيق درباره حرف هاي زن همسايه، فهميدم مادرم يك روز كه من بيرون بودم و يك ساعتي پشت درمانده به خانه اعظم خانم رفته و از مشكلات دوران عقد من و همسرم برايش چيزهايي گفته است.

بعد از روشن شدن اين موضوع، شوهرم خيلي دوستانه از آقاي همسايه گلايه كرد و گفت بهتر است به مركز مشاوره بروند. اما شوهر اعظم خانم واقعيت تلخي را آشكار ساخت و گفت: روي حرف هاي همسرش حسابي باز نكنيم چون اعظم خانم از بيماري روحي و رواني رنج مي بردو با داروهاي آرام بخش توانسته است خودش را تا اينجاي كار بكشاند.

من تازه فهميدم چه اشتباهي كرده ام و اين كه انگيزه زن همسايه از مداخله براي برهم زدن خوشبختي مان چه بوده هم برايم تجربه اي با ارزش بود تا به افراد غريبه اعتماد نكنم و هركسي را به حريم خانه ام راه ندهم، ما تصميم داريم آپارتمان ديگري اجاره كنيم و زندگي خود را با عشق و علاقه ادامه بدهيم و به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه قطع ارتباط با خانواده هاي مان خطرناك است وبايد مديريت شده با آنها رفت و‌آمد داشته باشيم.

توصيه هاي كارشناس

«صالح محمد پور» مشاور خانواده دراين باره مي گويد: در تجربه اين زوج جوان بررسي چند محوربسيار مهم است.

محور اول:

چشم و هم چشمي در خانواده ها از عوامل بروز اختلافات زناشويي است، اينكه دخترعموي من يا دختر همسايه، فلان وسيله رادارد اما چرا من نداشته باشم چشم و هم چشمي است كه بدون توجه به شرايط مالي از خانواده همسر و خانواده خودمان انتظار داريم.

وي افزود: در بروز اين چشم و هم چشمي هاي بغرنج خانواده ها بي تاثير نيستند، چرا كه اگر آنها به شرايط مالي خانواده همسر و شوهر دخترشان نيز توجه كنند سطح بروز اختلافات كاهش مي يابد.

در اين جا پيشنهاد مي شود خانواده ها و زوجين انتظارات خود را براي خريد جهيزيه و يا تهيه لوازم منزل در دوران عقد برروي كاغذ نوشته، به هم بدهند وهمچنين شرايط مالي خود را براي هم تشريح كنند تا سطح انتظارات را درباره يكديگر بدانند.

 

محور دوم :

در اين ماجرا خوانديم كه نوعروس جوان با خانم همسايه مشورت كرده و از همه بدتر اختلافات زناشويي را مادر شوهرش به زن همسايه گفته است بدون اين كه شناخت درستي از اعظم خانم داشته باشد، خيلي ساده و بي پرده بگوئيم مشورت با آدم هاي غريبه و غير متخصص مي تواند آسيب هايي براي ما در پي داشته و به اختلافات دامن زده و حتي اختلافات جديدي را به وجود آورد و در نهايت منجر به طلاق شود.

محور سوم:

همان طور كه در اين ماجرا خوانديم ضعف در ارتباط با خانواده همسر و ضعف در برقراري ارتباط عاطفي سبب شد، اين خانم با زن همسايه اي كه خود مشكلات روحي و رواني دارد ارتباط برقراركرده و به مشكلاتش بيافزايد.

 

توصيه مي شود زوج هاي جوان چند نكته اساسي را مد نظر قرار دهند

نكته اول «توجه» است. يعني ارضاي نياز به توجه، زوجين را از توجه هاي افراد ديگر خالي مي كند. اين يكي از مولفه هاي ارتباط عاطفي ست.

نكته دوم «تفريح» است و يعني زوجين هرچقدر بيشتر با هم تفريح كنند و زمان هاي بيشتري باهم باشند شادابي و نشاط بيشتري در زندگي خود احساس مي كنند. البته تفريح فقط به بيرون رفتن و گردش كردن نيست، حتي يك فيلم سينمايي را باهم ديدن يك تفريح محسوب مي شود.

نكته آخر« گوش دادن» است . يعني زماني كه يكي زوجين حرف مي زنند بايد طرف مقابل با دقت به حرف هاي او گوش كند تا شخص احساس كند شنيده مي شود. ( مخصوصا زماني كه خانم ها حرف مي زنند.)

نويسنده: كارشناس اجتماعي ، غلامرضا تديني راد - خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون