نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/9/14      13:26:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:46


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
رفتاري که روحيه ي فرزندتان را خدشه دار مي کند
گروه اجتماعی - گاهي فکر مي کنيم با رفتار و کلام غيرمحبت آميز بهترين کار را در قبال فرزندان انجام مي دهيم، اما نه تنها آنها را مي رنجانيم، بلکه به نوعي اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نيز در هم مي شکنيم.

گاهي فکر مي کنيم با رفتار و کلام غيرمحبت آميز بهترين کار را در قبال فرزندان انجام مي دهيم، اما نه تنها آنها را مي رنجانيم، بلکه به نوعي اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نيز در هم مي شکنيم.

در اين ميان تاثير کلام و گفتار به مراتب بيش از عملکرد ما تاثيرگذار است. والدين همواره حامي و پشتيبان فرزندان هستند و در بسياري از موارد خود را سپر بلاي فرزندانشان مي کنند، اما همه ما مي دانيم گاهي زخم هايي که به دل مي نشيند از زخم خنجر نيز کاري تر است و براي يک عمر بر دل و جان باقي مي ماند.

در اين نوشتار تصميم داريم شما والدين عزيز را از رفتارها و گفتاري که در بيشتر موارد بدون آگاهي کافي مورد استفاده قرار مي گيرد، اما تاثيرات منفي بر روح و قلب فرزندان مي گذارد، آگاه کنيم.

گاهي فکر مي کنيم با رفتار و کلام غيرمحبت آميز بهترين کار را در قبال فرزندان انجام مي دهيم، اما نه تنها آنها را مي رنجانيم، بلکه به نوعي اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نيز در هم مي شکنيم، در اين ميان تاثير کلام و گفتار به مراتب بيش از عملکرد ما تاثيرگذار است. پس به موارد زير دقت کنيد تا ناخودآگاه فرزندان را درهم نشکنيد:

 

۱- شيوه صدا زدن

پسر بد، احمق، ديوانه. اينها همگي بسيار مضر هستند. بايد بدانيد والدين براي فرزندان به ويژه در دوران کودکي شان مانند الگوهاي مقدس هستند.

پس اگر با اسامي نامناسب فرزندان را مورد خطاب قرار دهيد آنها باور مي کنند که به نوعي همان هستند که شما مي گوييد. گفتني است اسامي نامناسب به نوعي شخصيت فرزندان را مورد حمله قرار مي دهند.

درست است که براي مبارزه با نوعي از رفتارهاي او به کار برده مي شود، اما هويت وي را در هم مي شکند. وقتي به فرزندتان مي گوييد احمق يا بي استعداد از جزيي ترين عواقب چنين کلماتي اين است که او از شرکت در بازي ها يا تفريحات و حتي ورزش هاي گروهي خودداري مي کند، زيرا احساس مي کند استحقاق بازي را به دليل فقدان استعداد ندارد. سعي مي کند از بودن در جمع بپرهيزد تا شايد ديگران پي به بي ارزشي او نبرند.

 

۲- عدم پذيرش

کاش هرگز متولد نشده بودي، هيچ کس تو را دوست ندارد و… عدم پذيرش يعني شما از بودن با فرزندتان احساس ناراحتي مي کنيد و تمايل داريد او را تنها بگذاريد.

در مورد کودکان وقتي کسي که او را به اين دنيا آورده از بودنش ناراحت است، يعني واقعا دوست داشتني نيست و خودش هم ممکن است بخواهد از دنياي شما بيرون رود. از آنجا که حس مي کند ديگران نيز او را نمي خواهند نمي تواند به جاي ديگري برود و ممکن است آرزو کند کاش واقعا به دنيا نيامده بود. از عواقب اين احساس، انزوا و افسردگي و عدم لذت از زندگي است.

فرزندان تمايل دارند بدون قيد و شرط توسط والدين مورد علاقه و محبت باشند.اين که هيچ کس آنها را دوست نداشته باشد، اما والدين به آنها عشق بورزند برايشان کافي است ولي نقطه مقابل آن را نمي توانند تحمل کنند. به جاي چنين برخوردهايي بهتر است به او بگوييد چقدر دوستش داريد، اما انتظار رفتارهاي بد را از چنين موجودي دوست داشتني نداريد.

۳- منفي بافي

تو هيچ چيز نمي شوي، يک روزي شکست مي خوري و… همه افراد گاهي در اوج هستند و گاهي نيستند. آنچه ما به عنوان والدين به فرزندان مي گوييم موجب ايجاد يک باور ذهني در آنها مي شود.

اين باور آنقدر مرور مي شود که روزي به حقيقت مي پيوندد. شايد برايتان عجيب باشد، اما در يک تحقيق مشخص شد بيش از ۸۰ درصد از زندانيان جوان افرادي بوده اند که مادر يا پدرشان در کودکي آنها را بي خاصيت و مايه ننگ و سرشکستگي خود ناميده بودند. در عوض بهتر است بگوييد رفتار بد آنها چه عواقبي دارد و مي تواند براي خودشان و ديگران موجب بروز مشکل و ناراحتي شود.

۴- ايجاد احساس گناه

تو مرا پير کردي، من به خاطر تو اين زندگي جهنمي را تحمل مي کنم و… اينها همگي مواردي هستند که موجب ايجاد حس گناه در فرزندان مي شوند. در بسياري از موارد طلاق، والدين به گونه اي رفتار مي کنند که فرزندان حس مي کنند اگر وجود نداشتند، شايد کار والدين به جدايي نمي کشيد. اينها احساس هاي خطرناکي هستند که سرزنش و انتقاد مداوم از خود و سرخوردگي را در پي دارند.

البته فرزندان بايد بياموزند که بايد در قبال رفتارهايشان، مسووليت پذير باشند و عواقب بد يا خوب رفتارهايشان را بپذيرند؛ اما اين که مشکل اعضاي ديگر خانواده به دليل وجود يا رفتار آنهاست، درست نيست. پس بهتر است حتي در مواردي که از دست رفتارهايش عصباني مي شويد، به او بگوييد کنترل خود را از دست داديد و از اين بابت متاسفيد يا اين که امروز خيلي خسته ايد و سعي مي کنيد در موقعيت مناسب تري با او در مورد مسائل صحبت کنيد.

۵-کمال گرايي

چرا تو هميشه دوم مي شوي؟ نمره ۱۷ گرفتي؟ چرا نتوانستي ۲۰ بگيري؟ و… کودک وقتي احساس تهديد کند؛ يعني از آينده مي ترسد و ترس بزرگ ترين مانع در راه شکوفايي استعداد و شخصيت اوست و او آسيب پذير خواهد شداين که مرتب درصدد باشيد فرزندتان را به جلو و به سوي اهداف خاص هل دهيد تا به عقيده خودتان بهتر شود، کمکي به او نمي کند.

در مقابل، پيامي که به او مي دهيد اين است که « تو به اندازه کافي خوب نيستي و ما تو را قبول نداريم. » وقتي او فکر کند مورد پذيرش نيست، نمي تواند خودش را دوست داشته باشد و احساس کمبود مي کند. بدين ترتيب اعتماد به نفس او کاهش مي يابد و حتي نمي تواند از استعدادها و امکاناتي که دارد، به اندازه کافي استفاده کند.

۶-مقايسه
چرا نمي تواني مثل خواهرت باشي؟ وقتي من همسن تو بودم، نمراتم بهتر از تو بود و… در مقايسه شما به فرزندتان مي گوييد که تو کمتر از ديگران هستي، به اين ترتيب او احساس خودکوچک بيني و تحقير مي کند.

ممکن است اوايل يا در ظاهر به طور موقتي بيشتر تلاش کند تا رضايت شما را به دست بياورد، اما درواقع نسبت به ديگران، احساس بدبيني، نفرت و کينه پيدا مي کند.اين موضوع در ميان چند فرزند در يک خانواده بسيار جدي است و موجب حس کينه در ميان خواهر و برادران مي شود.

در چنين مواردي مي توانيد به او بگوييد که « سال گذشته عملکرد بهتري داشتي » و اين بدان معني است که هنوز هم مي تواني بهتر از اين عمل کني.

۷- سرزنش و تحقير

من به اين که تو عقل داري، شک مي کنم. بايد از خودت خجالت بکشي، خدا لعنتت کند و… در مقابله با چنين گفتاري معمولا فرزندان سعي مي کنند حالت دفاعي به خود بگيرند؛ اما درواقع از درون مي شکنند. شما با اين کار موجب تخليه منفي قدرت، توان و انرژي روحي و جسمي آنها مي شويد.او تصور مي کند که توان انجام هيچ کاري را به طور صحيح ندارد و در بسياري از موارد نيز واقعا همين طور مي شود و کم کم از نظر فکري و روحي ضعيف مي شود و حتي نمي تواند با همسن و سالان خود بخوبي ارتباط برقرار کند.

۸- تهديد کردن

اگر حرفم را گوش ندهي، همين جا رهايت مي کنم و مي روم. اگر دوباره اين کار را بکني، تو را از خانه بيرون مي اندازم و… در واقع تهديد به معني بزرگ جلوه دادن ناراحتي شما از موضوعي است. شما نخستين تاثيري که بر فرزندتان مي گذاريد، ترور شخصيت اوست.

وقتي احساس تهديد کند؛ يعني از آينده مي ترسد و ترس بزرگ ترين مانع در راه شکوفايي استعداد و شخصيت اوست. او آسيب پذير خواهد شد و به قدري ضعيف مي شود که از هر چيز و هر کسي مي ترسد و با هر مشکلي به گريه مي افت وقتي احساس کند شما که به عنوان والدين مورد اعتمادترين افراد زندگي اش هستيد، ميخواهيد او را رها کنيد يا به او صدمه بزنيد، چگونه خواهد توانست به خودش و ديگران اعتماد کند و در آينده از زندگي با روابط سالم لذت ببرد؟ به همين دليل در چنين مواقعي که بشدت از دست او عصباني مي شويد، به جاي اين تهديدها به او بگوييد بهتر است به اتاقش برود و چند دقيقه اي در تنهايي با خود به کارهايش فکر کند.

مطمئن باشيد با رعايت موارد بالا بهتر نتيجه مي گيريد و هم احساس احترام و صميميت بيشتري در خانواده و ميان شما و فرزندانتان ايجاد مي شود و هم اين که رفتارهاي فرزندان از حالت لجبازي و فرسايشي خارج مي شود و انعطاف بيشتري از خود نشان مي دهند.

 

تهیه وتنظیم: مرکز مشاوره و مددکاری معاونت اجتماعی - مازندران


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون