نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/9/16      9:42:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:48


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
بررسی نحوه برخورد با فرزندان در گفت‌وگو با روان‌شناس و مشاور خانواده
توقع بیش از حد از کودکان، استعداد و شخصیت آن‌ها را تخریب می‌کند
گروه اجتماعی-اصرار بر شاگرد ممتاز بودن ، بهترين‌بودن در رشته‌های فرهنگي يا هنري و...، ازجمله خواسته‌های والدين است که براي رسيدن به آن از فرزندشان انتظاري فراتر از حد توان و استعدادش دارند. رفتاري که آسیب‌های روحي و رواني فراواني براي فرزند دارد.

به گزارش پایگاه خبری پلیس به نقل از هفته نامه امین جامعه، آرزوي هر پدر و مادري است که فرزندشان در زمینه‌های مختلف به موفقيت برسد و مايه مباهات و افتخار خانواده شود. بسياري از والدين در اين راه از هيچ کوششي دريغ نمی‌کنند و گاهي به‌صورت افراطي در تلاش‌اند تا او در زمینه‌های مختلف «بهترين» باشد.

اعتمادبه‌نفس فرزندتان را نابود نکنيد

اصرار والدين براي بهترين‌بودن، اول‌شدن، ممتاز بودن و...، هميشه نتيجه دلخواه و مورد انتظار آن‌ها را برآورده نمی‌کند. اينکه دائما بدون توجه به استعدادها و توانایی‌های واقعي فرزندمان از او بخواهیم در زمینه‌های مختلف بهترين باشد، يکي از مهم‌ترین عوامل براي نابودي اعتمادبه‌نفس و آسیب‌پذیری شخصيت وي شناخته ‌شده است.

دکتر محمدعلی صادقلو روان‌شناس و مشاور خانواده، در این خصوص می‌گوید: از آنجا که معيارهايي که والدين براي کودک‌شان درنظر می‌گیرند، غالبا فراتر از توان واقعي او است، طبيعي است که کودک در راه رسيدن به هدف تعيين شده ازسوي والدين، نتيجه مورد انتظار را به‌دست نمی‌آورد و دچار نوعي احساس سرخوردگي می‌شود.

اين روان‌شناس می‌افزاید: درصورتی‌که براي غلبه بر اين خودپنداری، بر تلاشش بيفزايد و باز نتيجه مطلوب و ایده‌آل به‌دست نيايد، دچار اضطراب عميق می‌شود. تکرار اين مسئله می‌تواند بخش زيادي از اعتمادبه‌نفس کودک را به‌طرز عجيبي تخريب کند.

اين مشاور خانواده ادامه می‌دهد: کودک در راه رسيدن به هدف مورد انتظار والدين همه توجهش به رسيدن به نقطه مطلوب و «بهترين‌بودن» است؛ به‌همين‌دليل هرگز احساس رضايت فردي و رشد گام‌به‌گام را در وجود خودش حس نمی‌کند. بنا به گفته صادقلو، چنين کودکي هرگز متوجه نمی‌شود چه ميزان تلاش براي رسيدن به موفقيت نياز است؛ چون ميزان تلاش او را بلندپروازی‌ها و کمال‌طلبی‌های والدينش تعيين می‌کنند.

آسیب چشم‌وهم‌چشمی والدين

متأسفانه بسياري از تلاش‌های والدين براي تربيت و ارتقاء مهارت‌های فرزندان‌شان در دنياي امروز، حاصل چشم‌وهم‌چشمی والدين و رقابت براي فخرفروشي ازطريق موفقيت فرزندان‌شان است؛ به‌همين‌دليل والدين بدون استعداديابي و استعدادسنجي و صرفا به‌اين‌منظور که از قافله فخرفروشان جا نمانند، فرزندشان را وادار به فراگيري مهارت‌ها و هنرهايي می‌کنند که هيچ تناسبي با علاقه، استعداد و توان فرزندشان ندارد.

دکتر صادقلو با بیان اين مطالب ادامه می‌دهد: جو حاکم بر جامعه و خانواده گاهي حکم می‌کند کودک راهي کلاس زبان شود، گاهي تب موسيقي بالا می‌گیرد، گاهي نقاشي مد می‌شود، بعضي‌وقت‌ها فراگيري علم نجوم نشانه فرهيختگي و پرستيژ می‌شود و در اين ميان فرزندان بايد بازيگر نمايشي شوند که والدين‌شان به راه انداخته‌اند!

اين روان‌شناس می‌افزاید: والدين آگاه بايد با استعداديابي و استعداد سنجی فرزندشان، وي را در مسيري قرار دهند که ضمن يادگيري و پرورش استعداد، از آموخته‌هایش لذت برده و احساس نشاط کند. براي اين منظور روان‌شناسان و مشاوران خانواده می‌توانند نقش راهنما داشته باشند.

انزواي کودکان، حاصل زیاده‌خواهی والدين

يکي ديگر از آسیب‌هایي که به‌واسطه توقعات زياد والدين متوجه کودک می‌شود، ايجاد افسردگي و ميل به انزواطلبی در او است.

دکتر صادقلو در اين خصوص می‌گوید: القاء «تو باید بهترین باشی» به هر شکل و با هر رفتاري، کودک را وادار می‌کند برخلاف ميل باطني براي رسيدن به اين خواسته تلاش کند. اگر کودک به‌طور دائم زیر این فشار باشد و این اضطراب همراه او شود که انتظاراتی فراتر از توانایی‌های او وجود دارد و نتواند این شایستگی را در عمل نشان دهد، دچار ناکامی مرتب می‌شود که به درماندگی می‌انجامد. این درماندگی در عمل نوعی از افسردگی است و افسردگی می‌تواند خود را در گوشه‌گیری و افت تحصیلی نشان دهد. به‌طورکلی استرس و اضطراب علاوه بر اينکه مانع شادماني کودک و شکوفايي استعدادهاي کودک می‌شود، ميل به برقراري ارتباط با دنياي اطراف را در وي کاهش می‌دهد. انتظار والدین باید با سن، توانایی‌، سطح رشد جسمی و فکری کودک متناسب باشد و باید توجه داشت که این توانایی‌ها در کودکان با یکدیگر مشابه نیست.

شکل‌گیری ناسازگاري در کودک

درصورتی‌که والدین از فرزندان خود توقع بیش‌ازحد و نامتناسب با سن، میزان رشد و مهارت‌های تعریف‌شده در قالب سن آنان داشته باشند، به‌مرور فرزندان در واکنش‌های خود آثار و نشانه‌های ناسازگاري را بروز می‌دهند. این ناسازگاری می‌تواند در ابعاد مختلف ظهور و بروز کند. فعالیت بی‌هدف بیش‌ازحد، ناتمام رهاکردن کار، نافرمانی، پرخاشگري با ديگر بچه‌ها، بروز مشکلات گفتاری، بی‌احتیاطی و نسنجیده عمل کردن، زیاد حرف‌زدن، آزار دیگران، لجبازی و رفتارهايي از اين قبيل، ازجمله نشانه‌های ناسازگاري و تحت‌فشار بودن کودک است. لازم به تأکید است کودکي که در برابر توقعات بالا از خود قرارگرفته و خود را ناتوان به تطبیق به آن می‌بیند، به‌مرور تصورش نسبت به توانمندی‌هایش را ازدست‌داده و رفتار و عواطف غیرقابل‌پیش‌بینی را از خود بروز می‌دهد؛ به‌این‌دلیل بازتاب عوامل منفی ناشی از توقع بالا از فرزندان در سنین بلوغ، بیشتر از سنین پایین‌تر است. اين مسئله سبب کاهش انگیزه لازم برای فعالیت‌های روزمره به‌ویژه در دوران بلوغ می‌شود.

علاقه فرزند را موردتوجه قرار دهيد

گاهي‌اوقات کودک، استعداد و توان کافي براي رشد در برخي زمینه‌ها را دارد، اما به‌دليل نداشتن علاقه، پيشرفت مطلوبي در این حيطه ندارد. بخش بزرگي از علاقه تحت تأثیر محيط و آموزش‌ها ايجاد می‌شود. استعداد به سیستم عصبی و توانایی‌های ژنتیکی برمی‌گردد و علاقه چیزی است که در ارتباط با تشویق، شادی و نشاطی که فعاليت در کودک ایجاد می‌کند، ساخته می‌شود. چنانچه کودک باوجود داشتن استعداد و فشارهای والدين، در فعاليتي پيشرفتي نداشته باشد، می‌تواند دليلي بر بي‌علاقه‌گي فرزند باشد. در اين مواقع والدين به‌هیچ‌وجه نبايد همچنان انتظار پيشرفت از فرزندشان داشته باشند؛ چراکه اصرار بيشتر، نه‌تنها در ايجاد علاقه در وي تأثیرگذار نيست، بلکه می‌تواند باعث اجتناب هميشگي وي از فعاليت مذکور شود. وقتي کودک به‌اجبار روي فعاليتي که برايش جذابيتي ندارد، وقت و انرژي می‌گذارد، به‌مرور علاوه‌بر دلزدگي، دچار اضطراب هم می‌شود.


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون