نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/10/11      15:26:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:272


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
زلزله در روح و روان افراد
گروه اجتماعی-کارشناسان معتقدند که دستگاه‌های مسئول علاوه‌ بر توجه نسبت به بازسازی خرابی‌های به‌وجود آمده، باید فکری هم به‌حال آسیب‌های روحی و روانی ایجادشده در بازماندگان این بلایای طبیعی کنند.

به گزارش پایگاه خبری پلیس به نقل از هفته نامه امین جامعه، زلزله، یکی از سوانح طبیعی است که آثار مخرب و خانمانسوز آن تا سال‌ها بر روح و روان بازماندگان باقی‌می‌ماند. خسا‌ر‌ت‌های روحی زلزله، به‌مراتب بیشتر از خسارات جانی و مالی آن است؛ چراکه فرد آسیب‌دیده حاضر در صحنه فاجعه، خود را در مقابل نیروهای عظیم طبیعی عاجز دیده و مجبور به تسلیم می‌شود. این انسان‌ها در اثر وقوع زلزله، خانواده، خانه، دارایی‌های خود، دوستان و بستگان یا به مفهوم دیگر، منابع مالی و عاطفی خود را از دست می‌دهند. این انسان‌ها برای اینکه بتوانند دوباره به زندگی عادی برگردند، نیاز به کمک برای هضم سانحه دارند؛ به‌همین‌جهت اعزام مددکار و مشاور و متخصصان روانی و رفتاری به مناطق زلزله‌‍‌زده، اگر ارزش بیشتری از کمک‌های مالی نداشته باشد، کمتر از آن هم نیست.

زلزله و نابسامانی در جامعه

مجید ابهری آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی، در این‌باره می‌گوید: زلزله ازجمله پدیده‌هایی است که هنگام وقوع، جامعه را با مخاطرات و نابسامانی‌های متعدد مواجه می‌سازد. استرس، اولین عارضه بعد از زلزله است که در کنار به‌هم‌ریختگی ساختار اجتماعی و از دست دادن حمایت‌های اجتماعی، در زلزله‌زدگان دیده می‌شود. اختلال استرس بعد از سانحه، اولین پاسخ بازماندگان به واقعه است. علائم عمده این بیماری مثل کابوس‌های شبانه، تداعی مکرر صحنه‌های حادثه در ذهن افراد،‌ رفتار تهاجمی و پرخاشگرانه، بدبینی نسبت به دیگران، کاهش تمرکز، مشکلات در بروز احساسات و خواب منظم و غیرعادی است؛ البته باید توجه داشت که حساسیت افراد مختلف نسبت به ابتلا به این بیماری، متفاوت بوده و به عواملی مثل شدت و میزان رو‌به‌رو شدن با حادثه و میزان حمایت‌های اجتماعی از مصدومان، بعد از بروز حوادث بستگی دارد. از نگاه علوم رفتاری مراحل مختلف واکنش‌های روانی پس از زلزله عبارتند از:

  مرحله تماس با ضربه: چند دقیقه پس از حادثه بروز می‌کند؛ افراد دچار وحشت شدید می‌شوند و قدرت انجام هیچ‌کاری را ندارند و به قول معروف، خشک‌شان می‌زند! این مرحله معمولا کوتاه و گذرا است.

  مرحله قهرمانگرایی: در ساعات اولیه وقوع حادثه، بین افراد حاضر در صحنه همبستگی ایجاد می‌شود و اشخاص سالم برای کمک به دیگران به‌شدت کمک می‌کنند.

  مرحله فراموشی غم: یک هفته تا چند ماه پس از بروز حادثه، همزمان با رسیدن نیروهای کمکی، افراد امیدوار می‌شوند و حالت آرامش و احتمالا نشاط پیدا می‌کنند.

  مرحله روبه‌رو شدن با واقعیت: دو تا سه‌ماه بعد از زلزله بروز می‌کند؛ در این مرحله، افراد تازه متوجه عمق خسارت‌ها و فقدان‌های‌شان می‌شوند؛ یعنی مجددا روحیه خود را از دست داده و به شدت افسرده و مضطرب می‌شوند و احساس تنهایی می‌کنند.

  مرحله تجدید: 6ماه تا یکسال بعد از وقوع حادثه بروز می‌کند؛ در این مدت فرد درک می‌کند که باید متکی به خود باشد. عدم رسیدن به تعادل در این مقطع، منجر به باقی‌ماندن علائم روانی مثل افسردگی در فرد می‌شود.

عوارض روحی و روانی

فرزاد فرهودی روان‌شناس ارشد بالینی هم به عوارض روانی پس از زلزله می‌پردازد و می‌گوید: یکی از عمده‌ترین مسائلی که بعد از این‌گونه حوادث دامن‌گیر بازماندگان می‌شود، اختلال استرس پس از سانحه است. این روان‌شناس ادامه می‌دهد: غالبا این اختلال زمانی شکل می‌گیرد که فرد تجربه سهمگینی مانند در خطر مرگ حتمی قرارگرفتن داشته یا از نزدیک شاهد مرگ یا آسیب جدی دیگران باشد. فرد بازمانده یا نجات‌یافته، اندک زمانی بعد از سانحه، علائم اضطرابی را بروز می‌دهد. ممکن است خواب‌هایی با موضوع سانحه ببیند و یادآوری‌های ناگهانی و تکراری از سانحه داشته باشد که هیجان منفی شدیدی را در وی برمی‌انگیزد و بازگشت به صحنه حادثه، باعث تداعی شدید رویدادها و احساس تجربه مجدد آن می‌شود.

فرهودی می‌افزاید: در این مرحله که هنوز زمان زیادی از حادثه نگذشته، تشخیص اختلال استرس حاد مطرح می‌شود که اگر در کوتاه‌مدت اقدامی برای درمان صورت نگیرد، به‌سمت اختلالی شدیدتر و دیرپاتر خواهد رفت که همان اختلال استرس پس از سانحه است. درمان این اختلال هم به همان نسبت دشوارتر است. اینجا است که اهمیت اقدامات روان‌شناختی فوری پس از این‌گونه حوادث روشن می‌شود. یکی از فراوان‌ترین مسائلی که در بازماندگان دیده می‌شود، گناه بقا است. وی ادامه می‌دهد: به این معنا که فرد بازمانده که ممکن است نزدیکان زیادی را از دست داده باشد، علاوه‌بر عواطف منفی و شدید حاصل از داغ‌دیدگی، باید احساس گناهی را نیز تحمل کند و آن، درنتیجه این پرسش پیش می‌آید که چرا آن‌ها رفتند و من ماندم؟! فرد بازمانده آرزو می‌کند که ای‌کاش به‌جای همسر یا فرزندش، خودش از دنیا می‌رفت و این، رنج جانکاهی را به فرد تحمیل می‌کند. فرهودی می‌گوید: ای‌کاش لحظه‌ای خود را به‌جای این مردم نجیب و مصیبت‌دیده بگذاریم و ببینیم که جدای از داغ‌دیدگی، خانه خراب‌شدن تا چه حد می‌تواند دردآور باشد. اگر شور کمک‌رسانی که هم‌اکنون شکل گرفته، پس از مدتی فروکش کند(که طبیعتا فروکش خواهد کرد)، دست‌کم می‌توان برای رفع مسائل و تبعات روانی زلزله، دست به اقدامات دیرپا و بلندمدت زد، خانه‌های خراب را می‌توان دوباره ساخت؛ باید کسی به فکر روح و روان این مردم باشد.

آسیب‌های روانی ناشی از حوادث مغفول هستند

رئیس مرکز تحقیقات ارتقاء ایمنی و پیشگیری از مصدومیت‌ها هم در این‌باره معتقد است: هنگام بروز حادثه، بیشتر رویکردها برای کنترل عوارض ناشی از آسیب‌های جسمانی است و آسیب‌های روحی و روانی که متوجه فرد آسیب‌دیده شده، مغفول باقی‌می‌ماند.

دکتر حمید سوری با بیان اینکه متأسفانه زمانی‌که حادثه برای فرد، گروه یا جمعیتی رخ می‌دهد، صرفا تبعات فیزیکی و جسمانی ندارد، می‌گوید: به‌طور سنتی در بسیاری از جوامع ازجمله کشور ما، بیشتر رویکردها برای کنترل عوارض، ناشی از بعد جسمانی حادثه است؛ یعنی اگر زلزله یا تصادفی در جاده رخ می‌دهد، عمدتا توجه بر آسیب‌های جسمی است که به افراد وارد شده و مسائل روحی و روانی افراد آسیب‌دیده مورد توجه قرار نمی‌گیرد. وی در ادامه بیان می‌کند: این درحالی است که یکی از عوارض سوء ناشی از حوادث و مصدومیت‌ها، عوارض روانی و اجتماعی است که به افراد تحمیل می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، فردی که خانواده‌اش را از دست داده یا تمام خانه و زندگی فردی درپی وقوع زلزله از بین رفته است؛ حتی اگر دچار هیچ‌گونه آسیب جسمی نشده باشد، ازنظر روحی تحت تأثیر این آسیب است و باید مورد مراقبت قرار گیرد.

این استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی عنوان می‌کند: اگر مراقبت مناسبی برای فرد آسیب‌دیده صورت نگیرد، تبعات ناشی از این امر بسیار شدید است و کنترل مسئله در درازمدت کار راحتی نخواهد بود و امکان پیشرفت بیماری روحی و روانی در فرد وجود دارد که این امر می‌تواند عوارضی را برجا بگذارد. وی می‌افزاید: ازجمله این عوارض روحی، سندروم آسیب‌های روانی بعد از سانحه است؛ به‌عنوان‌مثال، زمان وقوع سیل یا زلزله، آمار خودکشی در جوامع افزایش پیدا می‌کند. همچنین مشاهده شده افرادی که در حادثه‌ای عزیزان خود را از دست می‌دهند، دچار افسردگی‌های درازمدت و شدید می‌شوند؛ بنابراین کنترل مربوط به این مسائل می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون