نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/10/13      16:42:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:228


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
بچه های بی گناه
گروه اجتماعی - بدبختی امروزم حاصل ازدواج غلط دیروزم بود.

 

بهترین روزهای زندگی ام را پای شوهر معتاد و مفنگی ام سوزاندم ولی به خاطر 2 فرزندم سوختم و ساختم. البته شايد يكي ازعلت هاي سكوت من ، بيماری پدر و مادرم بود و شرایط خانواده اجازه نمی داد مسائل خودم را هم به مشکلات آنها اضافه کنم.

من برای گذران زندگی سر کار می رفتم و سختی های زیادی را تحمل می کردم، بعد از تولد دومین فرزندم، شوهرم سعی می کرد به بهانه های مختلفی معتادم کند.

او به بچه های مان هم گاهی مواقع تریاک می خوراند، پسر کوچولویم 7 ساله شد، این طفل معصوم به مصرف مواد عادت کرد و من نگرانش بودم. می خواستم او را به مدرسه بفرستم. شوهرم اجازه نداد.

تازه فهمیدم از بچه نازنینم برای خرده فروشی مواد استفاده می کند. می خواستم مانع این کار بشوم، با برخورد تند او مواجه شدم . اگر چه بچه ام نیز نمی تواند کنار من باشد و باید خودش را با بلعیدن تریاک شارژ کند.

به خاطر همين كارها و بدبختي هايي كه سر به بچه ام آمده بود هر روز دعوا و مرافه می کردیم .داشتم دیوانه می شدم. آخرين بار وقتي در حضور من شیره به دست پسركوچولويم داد از كوره در رفتم. بلند شد و كتكم زد و بعد هم من و دخترم را از خانه بیرون کرد.

چاره ای نداشتم جز اینکه به پدر و مادرم پناه ببرم با کمک آنها به کلانتری آمده ام و مي خواهم شكايتم را از اين شوهر مفنگي بي مسئوليت پي گيري كنم. بايد تكليفم روشن شود.

بايد نكته مهم ديگري را هم بگويم تا درس عبرتي باشد براي همه دخترخانم هايي كه ندانسته و هيجاني دل به وعده هاي پوچ و محبت هاي دروغين مي بازند. بدبختی و سیه روزی كه امروز با آن دست و پنجه نرم مي كنم حاصل ازدواج غلط و بلایی است که خودم  به سر خودم آورده ام.

من و همسرم قبل از ازدواج با هم دوست شده بودیم و روزی که به خواستگاری ام آمد، والدينم داشتند دق می کردند. آنها قصد داشتند با نصيحت و گفتگو مرا سر عقل بياورند. هرچه نصیحتم می کردند فایده ایی نداشت .

دلباخته اش شده بودم و برای رسیدن به او احترام پدر و مادرم را زیر پا گذاشتم و با سرنوشت خود بازی کردم؛ اگر به نصیحت های پدر و مادرم گوش می کردم این طوری نمي شد.

حالا سرنوشت من به جهنم، پسرم گناه دارد و  نگرانش هستم، از حق خودم  در این زندگی  سرد و زندگی نکبت بار گذشته ام اما از حق دو  بچه ام نخواهم گذشت. آنها گناه دارند و دلم براي شان مي سوزد. موضوع را از راه قانونی  پیگیری می کنم.

 

سخن کارشناس

«صالح محمد پور» مدرس مهارت هاي زندگي در اين باره معتقد است: افرادی که برای ازدواج قدم بر می دارند قبل از هر چیز از صحت و سلامت نامزدشان باید اطمینان کامل حاصل کنند.

بسیاری از ازدواج های که امروزه با مشکل روبه می شوند بر اثر اختلاف های خانوادگی یا مشکلات مالی یا اعتیاد است که این ناشي از ضعف بررسی کامل درباره نحوه انتخاب و شريك سرنوشت قبل از ازدواج است.

كارشناس مركز مشاوره آرامش افزود: همان طور که در قصه تلخ زندگي اين زن جوان خواندیم و خودش نيز به اين نتيجه رسيده، تمام بدبختي ها و گرفتاري هايي كه به سر او آمده و از آن شكايت دارد به علت آن است که پیش از ازدواج تحقيقات كامل نداشته و انتخابش نادرست بوده است.

وي گفت: مشاوره قبل از ازدواج و تحقيق و رسيدن به شناخت درباره همسر‌آينده از اهميت ويژه و حساسيت زيادي برخوردار است. در اين ماجرا ، خانمان سوز بودن بلاي اعتياد را به خوبي مشاهده مي كنيم.

اين بلا، زن جوان و  فرزندانش و خود فرد معتاد را درگیر کرده و روزگارشان را به تباهي كشانده است. حتی مرد معتاد به خاطر اعتیاد خود، فرزندش را از تحصیل محروم مي كند و زندگی  و سرنوشت بچه هفت ساله  خود را به بازي مي گيرد.

نکته دیگری که در داستان وجود دارد این است که بي  توجهي زن جوان قبل از ازدواج  به توصیه های دلسوزانه پدر و مادر دراين  انتخاب نادرست موثر بوده است. چرا که پدر و مادر همیشه صلاح فرزندان خود را می خواهند؛ هرچند که  نظر و گفته آنها برابر نظر فرزندشان  نباشد.

اين مشاور خانواده گفت: اي كاش زن جوان به جاي صبوري در برابر مشكل و خون دل خوردن ،در همان روزهاي اول ازدواجش  و هنگامي كه متوجه مصرف تفنني مواد مخدر از سوي شوهرش شده بود  به يك مشاور و درمانگر اعتياد مراجعه مي كرد تا كار به اينجا كشيده نمي شد.

 نویسنده: كارشناس معاونت اجتماعي غلامرضا تديني راد - خراسان رضوي  

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون