نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/10/20      12:5:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:221


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
سرنوشت شوم
گروه اجتماعی- در حالیکه عقربه ها، ساعت 11 صبح را نشان می داد، رسول کودک 4 ساله قربانی طلاق والدین خود شد.

والدین رسول در حالیکه او یک سال بیشتر نداشت بدلیل اعتیاد پدرش از یکدیگر جدا شدند و با اینکه کودک شیرخواره بود و نیاز به مراقبت و مهر مادری داشت، به دست پدر سپرده شد و مادر این کودک به دنبال سرنوشت مبهم خود رفت.

یک سال پیش پدر رسول با عاطفه که 21 سال بیشتر نداشت، ازدواج کرد، هرچند که عاطفه از ابتدا سر ناسازگاری با طفل داشت و این موضوع را به شوهرش گفته بود که از عهده نگهداری از رسول بر نمی آید، شاید او حق داشت چون هیچ تجربه ای از مادر بودن نداشت ولی اینها دلیلی بر بی رحمی و قساوت قلب او نسبت به کودک معصوم نبود، انسانیت یعنی مهر، یعنی عشق، یعنی دوست داشتن....

عاطفه نیز مانند شوهرش اعتیاد داشت و مواد مصرف می کرد، زن و شوهر پای منقل نشسته، ساعت ها مواد مصرف می کردند و رسول در دنیای شیرین کودکی خود بود، هرچند اوایل که از مادرش جدا شده بود، بی تاب و بی قرار آغوش مادر بود، ولی خیلی زود به نبود مادر عادت کرد.

پدر رسول کارگر بود و زمانی که در منزل نبود، عاطفه با رسول کوچولو خوب تا نمی کرد، بعد از دستگیری به رفتار های زشت و بی رحمش نسبت به طفل اعتراف کرد. به خصوص وقتی خمار بود ...

یک سال از ازدواج عاطفه با پدر رسول گذشته بود، صبح روز حادثه در حالیکه عقربه ها، ساعت یازده صبح را نشان می داد، عاطفه در حالیکه حال خوشی نداشت و خمار خمار بود، موادش ته کشید، چون شب گذشته با شوهرش چند ساعت پای سیخ و سنجاق نشسته و متوجه گذر زمان نبودند، و پای مصرف مواد خواب رفته بودند. خیلی زود نئشگی شب گذشته، جای خود را به خماری صبح داد.

بی تاب و بی قرار بود، بند بند استخوان هایش تیر می کشید، خود را به در و دیوار می کوبید تا کمی از دردهای ناشی از خماری کم شود، ولی فایده نداشت، این بلای خانمان سوز کل وجودش را درگیر کرده بود و نمی توانست خود را کنترل کند.

رسول هنوز خواب بود و عاطفه خواست او را بیدار کند، کودک4 ساله با بی قراری و گریه بیدار شد و عاطفه که بویی از انسانیت نبرده بود، به جای آرام کردن کودک ناگهان با لگد چند ضربه شدید به شکم و سینه طفل زد و کودک بلند شد و دست بر روی دلش گذاشت، رنگش سیاه و کبود شد، درست نمی توانست نفس بکشد، عاطفه موضوع را به شوهرش اطلاع داد و گفت: حال رسول خراب شده و خودش رسول را به بیمارستان رساند ولی تلاش پزشکان بی فایده بود به یک ساعت نکشیده طفل برای همیشه آرام گرفت و چشمانش را بر روی دنیای بی رحم بست.

با تشخیص پزشکان مبنی بر مرگ مشکوک کودک 4ساله، جسد وی بلافاصله به پزشکی قانونی منتقل و پس از بررسی های لازم مشخص گردید که مرگ رسول قتل بوده است و عاطفه و پدر رسول به عنوان مظنون دستگیر و به مدت دوهفته در بازداشت بودند، تا اینکه در صبح بیست و ششم آذر ماه عاطفه به قتل رسول اعتراف کرد.

 

کارشناس ارشد مرکز مشاوره آرامش در این باره می گوید

هر روزه شاهد خشونت و کودک آزاری هایی هستیم که بعضاً منجر به قتل می شود. در واقع کودک آزاری از جرایم خشونت آمیزی است که به معنای صدمه زدن به کودک در جایی که انتظار شفقت، عطوفت و مهربانی است. کودکان آسیب پذیر ترین قشر جامعه هستند، چرا که در برخورد با بی عدالتی و بی رحمی توانایی دفاع از خویش را نداشته و تسلیم دستان بی رحم فرد کودک آزار می شوند.

در کودک آزاری عوامل مختلفی دخیل اند از جمله: اختلالات روانی و شخصیتی، اضطراب و افسردگی، اعتیاد، نداشتن آگاهی از مهارت های فرزند پروری، عقده های روانی دوره کودکی، فشارهای ناشی از ناکامی و .... فرد را مستعد کودک آزاری می کند.

در کیس مورد نظر طبق مصاحبه بالینی که با عاطفه (نامادری رسول) صورت پذیرفت، مشخص گردید، وی دوران کودکی سختی داشته و به علت اعتیاد و بد اخلاقی پدر نسبت به مادر و فرزندان، عقده های روانی زیادی از گذشته تا کنون داشته است، وی از کودکی تا زمان ازدواج در معرض اعتیاد و مصرف مواد مخدر قرار داشته است و از آنجائیکه به دلیل اعتماد به نفس پایین و ناتوانی در مهارت نه گفتن، سهولت دسترسی آسان به مواد مخدر، تحت تأثیر این عوامل براحتی تبدیل به فردی معتاد گشته است.

از طرفی کودکان نقش قربانی را در دعوا و درگیری والدین دارند. مانند رسول کودک دوساله که قربانی طلاق والدین خویش بوده است، سرانجام حضانت طفل پس از جدایی به پدرش سپرده شد، پدر کودک بلافاصله پس از طلاق همسرش با عاطفه ازدواج کرد، ارتباط این دو به قبل از ازدواج بر می گردد، با توجه به عاطفه نامادری رسول بنا به دلایل ذکر شده فوق اعتیاد شدید به مواد مخدر داشته است، هیچگونه مهارتی در ارتباط با طفل نداشت.

مواد مخدر مانند غده سرطانی در تمام وجودش ریشه دوانده بود و به تنها چیزی که فکر می کرد مصرف بی رویه مواد بود. وی ذره ای عواطف مادرانه نداشت و در نبود همسر کودک 4ساله را آزار می داد، تا اینکه بدلیل خماری و ناتوانی در کنترل خشم، انتقام کینه ها و عقده های روانی خویش را از کودک بی گناه گرفت و با قلبی آکنده از سیاهی و تاریکی برای همیشه به رویای کودکانه طفل پایان داد.

 

نویسنده : سروان نساء ایزانلو کارشناس ارشد مرکز مشاوره پلیس خراسان شمالی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون