نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/11/18      17:46:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:211


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
تأثیر حاشیه‌نشینی بر نظم و امنیت
گروه اجتماعی - براساس بررسی‌هایی که در جهان انجام شده به‌ طور متوسط در حدود 33 درصد جمعیت شهرهای بزرگ دنیا به‌صورت حاشیه‌ نشینی زندگی می‌کنند.
حاشیه‌نشینی امروزه یکی از مسائل مرکب شهری و اجتماعی است که در اغلب کشورها و جوامع جهان به‌صورت معضلی پیچیده نمایان شده است. این پدیده در بعضی از جوامع معلول کشش طبیعی قطب‌های صنعتی، شغلی، رفاهی و اداری است و در بعضی دیگر از جوامع، بیکاری و فقر ناشی از بحران صنعتی و اقتصادی و یا تبعیض نژادی و اختلافات طبقاتی؛ عامل آن است و در برخی دیگر، حاصل افزایش ناگهانی و بیش‌ازحد جمعیت به‌خصوص جمعیت روستایی  و شهرک های کوچک واقماری در ارتباط با وضع راکد و وضعیت وخیم اقتصادی و گاهی نیز ناشی از مجموعه‌ای از این عوامل است.

حاشیه‌نشینان از حداقل امکانات و خدمات شهری برخوردارند. اختلاف گستردۀ طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ با مناطق حاشیه‌نشین، سنگینی هزینه‌های جاری زندگی در کنار فقر، بیکاری، کمبود درآمد لازم و ... باعث شده است تا حاشیه‌نشینان غیرمتخصص که در شرایط زندگی بسیار پایین و نامناسبی بسر می‌برند، به‌منظور برآوردن نیازهای اقتصادی و اجتماعی خود، دست به هر کاری حتی غیرقانونی بزنند. در چنین مناطقی به لحاظ از بین رفتن ارزش‌های انسانی، عدم تعلق به ارزش‌های پذیرفته‌شده در جامعه و مواردی از این قبیل، کج‌روی‌های اجتماعی به‌سرعت رشد می‌کنند و بزهکارهایی چون دزدی، اعتیاد، قاچاق، فحشاء و ... گسترش می‌یابند؛ بنابراین، حاشیه‌نشینی معضلی است که باید به‌طورجدی به رفع آن پرداخت، زیرا مشکلات حاصل از آن، متن شهر را تحت تأثیر قرار داده و سبب بروز بحران‌های متعدد امنیتی شده است.

در این مطلب، ضمن بیان ویژگی‌های مناطق حاشیه‌نشین (مناطق داغ) و علل حاشیه‌نشینی به پیامدهای آن در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی پرداخته‌ایم و در خصوص حاشیه‌نشینی مباحث تئوریک را از زاویه دیدگاه جامعه شناسان بررسی کرده‌ایم و فرضیه‌های مطرح‌شده را سنجیدیم و در پایان توصیه‌هایی در جهت رفع مشکلات مناطق حاشیه‌نشین با توجه به تغییر سبک زندگی متذکر شده‌ایم.

 

ویژگی‌های مناطق حاشیه‌نشین

 1- سیمای نامطلوب 2- پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی 3- فقدان شغل رسمی و درآمد کافی 4- وجود خرده‌ فرهنگ‌های خاص مناطق کوچک 5- تراکم جمعیت انحرافات و کج‌روی­ های اجتماعی 6- فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و پایین بودن سطح سواد و تحصیلات  7- اعتیاد.

 

علل حاشیه‌نشینی

حاشیه‌نشینان کسانی هستند که در محدودۀ قضائی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر حضور دارند اما چگونگی اسکان و معیشت آن‌ها از جامعه شهری کاملاً متمایز است. ازآنجاکه اکثریت این گروه‌ها بی‌سواد هستند و مهارت لازم را برای جذب در بازار کار شهر ندارند، به علت فقر و بیکاری عامل پس زننده شهری نیز آن‌ها را از شهر رانده است و به علل گوناگون نتوانسته‌اند جذب نظام اقتصادی شوند و از خدمات شهری استفاده کنند و درنتیجه با جامعه شهری هماهنگ نشده‌اند.

حاشیه‌نشینی می‌تواند ناشی از علل زیر باشد:

1- منطقه واحدهای مسکونی رو به ویرانی، فرسوده با تجهیزات ناقص در حاشیه شهرها 2- تسلط فرهنگ فقر در منطقه 3- جدایی گزینی توده مردم روستایی از جامعه شهری 4- شهرک‌هایی در مجاورت شهر، با مواد و مصالح کم‌دوام ساختمانی 5-عدم آشنایی و دور افتادن مردم منطقه از زندگی شهری  6- مهاجرت و سکونت بخشی از مردم روستاها در حاشیه شهرها.

افراد ساکن در مناطق حاشیه‌نشین، تنها به دلیل مساکن نابهنجار و واقع‌شدن این مساکن در حاشیه شهر نبوده که حاشیه‌نشین خوانده می‌شوند، بلکه نسبت به اقتصاد شهری نیز در حاشیه قرار داشتند.

 

در خصوص ایجاد پدیده حاشیه‌نشینی علل مختلفی می‌تواند مؤثر باشد

1- کمی درآمد  خانوار و بالا بودن بهای زمین و هزینه ساخت‌وساز رسمی و گرانی زندگی شهری2- دافعه‌های مبدأ موجب گریز ساکنین آن از زادگاه‌های خویش و سرازیر شدن آن‌ها به‌سوی شهرها می‌شود و هزینه بالای زندگی شهری موجب پدید آمدن کانون‌های حاشیه‌نشینی می‌شود 3- قطعه‌بندی‌های بزرگ زمین که موجب افزایش قیمت زمین شده و امکان خرید زمین توسط افراد کم‌درآمد و کم‌بضاعت گرفته می‌شود و به‌ناچار به مناطق حاشیه‌نشینی پناه می‌برند 4- فقدان منطقه بندی و کاربری نامناسب زمین 5- مهاجرت، از عوامل مؤثر در شکل‌گیری حاشیه‌نشینی است مهاجرت اعم از مهاجرت افراد از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و نیز مهاجرت افراد از هسته داخلی شهر به حواشی آن است. 6- در شکل‌گیری مناطق حاشیه‌نشینی حداقل در گسترش آن نقش و تأثیر عملکرد ادارات و دستگاه‌های دولتی و عمومی را نباید نادیده گرفت. برخی از اراضی داخل یا خارج شهرها متعلق به سازمان‌ها و ادارات دولتی و عمومی ازجمله شهرداری‌ها، سازمان مسکن و شهرسازی، جهاد کشاورزی و منابع طبیعی است "مسعودی فر، 1384."

پیامدهای فرهنگی حاشیه‌نشینی

فرهنگ قانون‌گریزی - ضعف در تعلق به هویت شهری - واگرایی شدید نسبت به قوانین شهری - انزواطلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی - اختلال در هویت - عدم استقبال از برنامه‌های فرهنگی - عدم همکاری و مشارکت در طرح‌های شهری و کانون‌های فرهنگی- اجتماعی- شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‌های کج‌رو (باندهای مزاحم خیابانی)  و ... - شکل‌گیری تصور منفی نسبت به محیط پیرامون - ایجاد درگیری‌های جمعی در سطح شهر - ایجاد مزاحمت و ناامنی در سطح شهر - کاهش شاخص رضایت از زندگی در بین شهروندان- کاهش شاخص استفاده از کالاهای فرهنگی خانوار - افزایش شاخص آمار جرایم در سطح شهر (اعتیاد، سرقت و...)- افزایش شاخص بی‌سوادی یا کم‌سوادی- کاهش شاخص احساس امنیت اجتماعی- کاهش شاخص گرایش به نظم (عدم پیروی از قانون).

پیامدهای اجتماعی حاشیه‌نشینی

ازدحام و شلوغی- رواج حاشیه‌نشینی- کمبود مسکن- استاندارد نبودن بسیاری از واحدهای مسکونی- ظهور و افزایش مشاغل کاذب - کمبود فضای سبز - تقلیل سرانه‌های شهری - ناتوانی شهرداری‌ها و سازمان‌های شهری در ارائه خدمات مطلوب - آلودگی شدید هوا و محیط‌ زیست و از همه مهم‌تر وجود «ناهنجاری‌های اجتماعی، اخلاقی، افزایش جرم و جنایت» و در یک عبارت «عدم امنیت اجتماعی» از پیامدهای اجتماعی حا شیه نشین است.  (کی نیا،1376: 19)

پیامدهای سیاسی حاشیه‌نشینی

عدم شکل‌گیری نهادهای مدنی و غیرمتمرکز بودن حاشیه‌نشینان که باعث شکل‌گیری تجمعات و اعتراضات شدیدآنان که بعضا معارض با امنیت ملی حاکمیت است می‌شود.

وجود بحران هویت در این مناطق «افرادی که از محل زندگی خود گسسته و بریده‌شده اما هنوز پایگاه خود را در مناطق حاشیه‌نشین محکم نکرده و به‌بیان‌دیگر به لحاظ هویتی معلق می‌باشند» که موجبات مقاومت در مقابل جریان‌های نهادینه‌ساز جامعه را فراهم می‌آورند.

اقشار حاشیه‌نشین به خاطر عدم تعلق و وابستگی شدید اقتصادی در مقابل فرآیند توسعه و اصلاحات مقاومت می‌کنند.

پیامدهای امنیتی حاشیه‌نشینی

حاشیه‌نشینان به خاطر وابستگی‌های قومی و تعلقات محلی شدید، باعث تهدید امنیت ملی می‌شوند.

حاشیه‌نشینان منبع اصلی شورش‌های توده‌ای و بی‌هدف در شهرها هستند که به علت عدم شکل‌گیری گروه‌های مدنی، تهدید مهم برای طبقات متوسط شهری  هستند که برخی از این اقشار وابسته به حاکمیت سیاسی کشور هستند می شود.

بیکاری فزاینده و اشتغال به شغل‌های پست و غیراقتصادی یا منشأ جرایم

عدم امکان تعلق به نهادهای مدنی و دولتی ازجمله نهادهای انتظامی، امنیتی، همچنین حل‌وفصل اختلافات به‌صورت گروهی.

رواج جرایم سازمان‌یافته ازجمله قاچاق، فساد، مواد مخدر و ...

وضعیت بیکاری و تورم که باعث گردیده بخشی از مهاجران به دنبال مشاغل کاذب به حاشیه شهرها روی‌آورند.

عدم امکانات مناسب فرهنگی، ورزشی، تفریحی و خدماتی که از طریق ارگان‌های ذی‌ربط باید در اختیار اقشار مستضعف و حاشیه‌نشین شهر قرار گیرد، متأسفانه به‌خوبی انجام نمی‌شود و عدم خدمات‌رسانی، موجب افزایش جرایم می‌شود.

سوء تدبیر برخی از سازمان‌ها و تبدیل مسئله اعتراض مسالمت‌آمیز اقتصادی حاشیه‌نشینان به یک مسئله حاد سیاسی.

انفجار رشد شتابان جمعیت شهری، ضعف مدیریت شهری در دهه‌های گذشته، رها کردن ساخت‌وسازهای حاشیه‌ای موجب رشد محلات فقیر و مهاجرنشین با اسکان نامتعارف و تراکم جمعیت در حا شیه شهرها می شود.

مبانی نظری تحقیق

در بحث از مبانی نظری حاشیه‌نشینی به دو حوزه می‌توان اشاره کرد. یک حوزه نظریه‌های شهر و مسائل آن و دیگر مسائل مهاجرت و حاشیه‌نشینی است. پرویز پیران معتقد است که برای دریافت دلایل حاشیه‌نشینی و رسیدن به فضای تصمیم‌گیری در این مسئله لازم است که این دلایل را در سه سطح کلان، میانه و خرد موردتوجه قرار دهیم. وی فضا و روابط بین‌المللی، شرایط تاریخی، ساختار اجتماعی-اقتصادی ایران و نظام شهری کشور و شهر موردنظر را در سطح کلان مورد توجه قرار می‌دهد و در سطح میانه به منطقه و خصوصیات آن می‌پردازد و خلاصه برای رسیدن به فضای تصمیم‌گیری به مطالعه موردی توجه می‌کند (پیران،1373: 118 و 120)

نظریه‌های لیبرالی اساساً به ریشه پیدایش حاشیه‌نشینی توجه ندارد و به حل محلی موضوع می‌پردازد. نظریه‌های سیاسی و اقتصادی به ریشه‌های حاشیه‌نشینی می‌پردازد. از یک نگاه مکاتب و نظریه‌های مرتبط را می‌توان در چهار دسته: مکتب لیبرالی، نظریه‌پردازان مکتب جامعه‌گرا، مکتب وابستگی و توسعه جا داد (حاج یوسفی،1382: 184-188).

از زاویه دیگری به‌طورکلی می‌توان مباحث تئوریک حاشیه‌نشینی را به‌صورت زیر خلاصه کرد:

نظریه بوم‌شناسی: این نظریه تلاش دارد با توجه به بافت فیزیکی شهر به توجیه مکانیسم پیدایش حاشیه‌نشینی بپردازد؛ مانند نظر ارنست برگس که توسعه شهر را همانند دوایر متحدالمرکزی توضیح می‌دهد که در هریک از دایره‌ها فعالیت خاصی در جریان است و ساکنان آن دایره با ویژگی‌های متفاوت از دایره دیگر زندگی می‌کنند.

نظریات مکینتاش و کلودگرون: مکینتاش چهار عامل را در نظریه حاشیه‌نشینی مدنظر دارد: محیط فیزیکی اطراف خانه، شرایط فیزیکی خانه، صاحب‌خانه و ساکنان خانه.

او معتقد است که با بهبود شرایط فیزیکی می‌توان به حاشیه‌نشینی پایان داد. به عقیده او برای از میان بردن زاغه‌ها باید شرایط محیطی بهبود یابد. صاحب‌خانه‌ها و ساکنان بهتر از خانه‌ها نگهداری می‌کنند و در این زمینه لازم است که مقامات دولتی نظارت‌های تخصصی خویش را اعمال کنند (شم‌آبادی،138)

نظریه نوسازی اجتماعی: عقیده دارد افراد تازه‌ وارد به شهر جهت کار، احتیاج به مسکن دارند. به‌تدریج مناطقی از شهر به‌ طور موقت برای افراد تازه‌ وارد مشخص می‌شوند که ارزان و محل مناسبی جهت سکونت موقتی است. به‌تدریج این محل به‌صورت یک محل اقامت برای مهاجران به شهرهای صنعتی درمی‌آید.

نظریه چهارم: عامل اصلی حاشیه‌نشینی در کشورهای درحال‌توسعه را عامل مهاجرت می‌داند. طبق این نظریه در کشورهای درحال‌توسعه، سیل عظیم مهاجرت به شهر وجود دارد که بعضی از آن‌ها به شهر راه پیدا می‌کنند و خود را با شهر تطبیق می‌دهند، اما بعضی از آن‌ها نمی‌توانند با شهر سازگاری حاصل کنند و خود را با شهر تطبیق دهند و درنتیجه پشت دروازه شهر، مناطق حاشیه‌نشین را تشکیل می‌دهند.

نظریه پنجم: به بررسی مسئله حاشیه‌نشینی در سه سطح خرد، میانه و کلان می‌پردازد. در سطح کلان نظام سرمایه‌داری جهانی در جریان تاریخی خود زمین و مسکن را به کالایی جهت انباشت سرمایه که منطق درونی این نظام پویاست بدل می‌سازد و نیاز به سرپناه را که همواره مسئله‌ساز بوده است، به حیطه‌های حرکت خود می‌افزاید و دستیابی به مسکن را به جایگاه خانواده در نظام سلسله‌ مراتب اجتماعی متکی می‌دارد؛ بنابراین، طیفی دارای مسکن و عده‌ای بی‌مسکن می‌مانند. در سطح میانه، تأکید می‌شود که به‌مرور نداشتن مسکن به امری همیشگی تبدیل می‌شود و در طی مدتی با افزایش جمعیت و رسیدن جوانان به مرحله تشکیل خانواده و همچنین مهاجرت وسیع آنان به شهر کمبود مسکن حادتر می‌شود. در سطح خرد هم معتقدند که درواقع واکنش تجربی به مسائل مربوط به معضل مسکن، منجر به بیتوته کردن در انواع مسکن‌های نابهنجار می‌شود (هاشم زهی،1390: 84 و 85).

نتیجه‌گیری

حاشیه‌نشینی از پیامدهای توسعه ناهمسو و بدریخت در نظام شهرنشینی است، اشاعه قابل‌توجهی از ثروت و از سوی دیگر اقلیت‌هایی که در فقر زندگی می‌کنند، از ناکامی‌های خط‌مشی شهری قلمداد می‌شوند. درروند گسترش شهرها نیز طی چند دهه اخیر آبادی‌ها و روستاهای بسیاری به شهرها پیوند خورده و در آن‌ها ادغام گردیده‌اند.

عمده‌ترین آسیب‌های حاشیه‌نشینی عبارت‌اند از:

آسیب‌های اجتماعی: از ویژگی‌های مناطق حاشیه‌نشینی شهرها وجود و شیوع آسیب‌های اجتماعی است. مصادیق مهم آن عبارت‌اند از رواج بزهکاری، اعتیاد به مواد مخدر و فروش آن، خریدوفروش مشروبات الکلی، نزاع و ... .

آسیب‌های فرهنگی: افزایش روند بی‌سوادی و بی‌علاقگی به آموزه‌های مذهبی و فرهنگی.

آسیب‌های فیزیکی: بافت مسکونی درهم و بی‌ضابطه، فرسودگی بناها، نمای نامطلوب ابنیه و سیمای شهر و تشدید ترافیک در محله‌ها.

آسیب‌های اقتصادی: رواج دست‌فروشی و دوره‌گردی، افزایش بیکاران دائمی و فصلی افزایش تکدی گری.

آسیب‌های بهداشتی: افزایش زباله‌ها و عدم دفع به‌موقع آن، جاری شدن فاضلاب خانگی در معابر عمومی، آلودگی هوا و صوتی و افزایش بیماری‌های عفونی و واگیردار.

آسیب‌های سیاسی: عکس‌العمل سریع حاشیه‌نشینان به ناآرامی‌های سیاسی و گرایش زیاد این افراد به شرکت در تظاهرات، راهپیمایی‌ها و اعتراضات خیابانی در قالب به‌ظاهر استیفای حقوق شهروندی خویش.

آسیب‌های امنیتی: در بحث آسیب‌های امنیتی هم معضلات متعددی درزمینه ­های مختلف در جامعه وجود دارد که یکی از دلایل آن حاشیه‌نشینی است. اخلال در امنیت عمومی با توجه به تأثیرات نامطلوب آسیب‌های اجتماعی که نام برده شد و رواج تجاوز به اموال و ناموس ساکنین سایر نقاط شهر.

در خصوص یافته‌های تحقیق نیز فرضیه اول تائید می‌شود، رابطه بین افزایش آسیب‌های اجتماعی و حاشیه‌نشینی با میزان همبستگی «65/0»، در سطح «05/0» معنادار است. به عبارتی بین افزایش آسیب‌های اجتماعی و حاشیه‌نشینی رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم نیز تائید می‌شود، به‌عبارت‌دیگر رابطه بین افزایش آسیب‌های فرهنگی و حاشیه‌نشینی با میزان همبستگی «72/»0، در سطح «05/0» معنادار است. پس بین آسیب‌های فرهنگی و حاشیه‌نشینی رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم نیز تائید می‌گردد، به‌عبارت‌دیگر رابطه بین افزایش آسیب‌های اقتصادی و حاشیه‌نشینی با میزان همبستگی «79/0»، در سطح «05/0» معنادار است. پس بین آسیب‌های اقتصادی و حاشیه‌نشینی رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم نیز تائید می‌گردد، به‌عبارت‌دیگر رابطه بین افزایش آسیب‌های سیاسی و حاشیه‌نشینی با میزان همبستگی «71/0» در سطح «05/0» معنادار است. پس بین آسیب‌های سیاسی و حاشیه‌نشینی رابطه وجود دارد.

با توجه به تائید فرضیه‌ها بین آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با حاشیه‌نشینی ارتباط معنی‌داری وجود دارد که با تغییر در سبک زندگی حاشیه‌نشینان و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و اجتماعی و امنیتی لازم می‌توان این آسیب‌ها را به حداقل ممکن کاهش داد.

منابع و مآخذ

کی نیا، مهدی. (1376). مبانی جرم‌شناسی (جلد اول). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

پیران، پرویز. (1387). فصلنامه علمی – تخصصی دانش انتظامی قزوین سال پنجم، شماره شانزدهم، بهار 1395 شاپا: 589-2322 ؛ فرماندهی انتظامی استان قزوین.

حاج یوسفی، علی (1382)، «پدیده حاشیه‌نشینی شهری قبل از انقلاب»، درس گروهی: هم‌نشست حاشیه‌نشینی و اسکان، کتابخانه دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی.

شم آبادی، محمود.(1388). حاشیه‌نشینی و آثار آن بر امنیت ملی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد.

هاشم زهی، نوروز. (1390). آسیب‌های اجتماعی در کلان‌شهر تهران (فرا تحلیل پژوهش‌های طلاق و حاشیه‌نشینی)؛ تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ

(مسعودی فر، 1384) . فصلنامه علمی – تخصصی دانش انتظامی قزوین سال پنجم، شماره شانزدهم، بهار 1395 شاپا: 589-2322 ؛ فرماندهی انتظامی استان قزوین.

 

نویسنده: سرتیپ دوم پاسدار مهدی محمودی - فرمانده انتظامی استان قزوین


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون