نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/11/21      14:55:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:239


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
عشق کثیف
گروه اجتماعی - ارتباط و آشنایی با پویا بزرگترین اشتباه زندگی ام بود که حالا حالا ها دست بردار نیست .
 
پنج سال پیش در محل کار با پسری به نام پویا آشنا شدم. بعد از مدتی او به من پیشنهاد ازدواج داد و بلافاصله برای خواستگاری پیش قدم شد و نزد پدرم آمد، ولی چون آن زمان پدرم اوضاع مالی خوبی نداشت به پویا گفت: باید یک سال صبر کنی تا اوضاع روبه راه شود، که او هم قبول کرد.

بعد از گذشت 6 ماه یکباره ورق برگشت و نظر پدرم نسبت به پویا عوض شد و پیغام داد که به هیچ عنوان راضی به ازدواج ما نیست. چون فهمیده بود که پویا قبلاً یک ازدواج ناموفق داشته است.

پدرم آدم عصبی، بد اخلاق و پرخاشگری است. من و سایر اعضای خانواده هیچ گاه نتوانسته ایم با او دوست باشیم.

همیشه از او دوری کرده و ترس داشتیم، من نیز در واقع جرأت مخالفت با نظر پدرم را نداشتم پویا از اینکه پدرم جوابش کرده بود به شدت خشمگین و ناراحت بود، برای همین از من خواست با او در ارتباط باشم و قسم خورد که هر طور شده مرا به دست خواهد آورد.

من نیز عاشق و دلباخته پویا بودم و به شدت به او وابسته شده و طاقت دوری او را نداشتم. او یک روز به بهانه اینکه دلش برام تنگ شده، منو به منزل خود کشاند و اولین رابطه نامشروع را در آنجا با هم برقرار کردیم، چون هر دوی مان در آتش عشق یکدیگر می سوختیم خیلی آسان شرافت و نجابتم را لکه دار کردم و دامنم به گناه آلود گشت.

او حتی از رابطه مان فیلم و عکس تهیه کرده و هر بار قول می داد که آنها را پاک کند، من نیز آنقدر احمق بودم که با اینکارش مخالفت نمی کردم. بعد از گذشت چند ماه از ارتباط مان پویا شروع به تهدید و اخاذی از من نموده و درخواست پول می کرد و در صورت مخالفت من تهدید کرد که عکس ها و فیلم های مرا در فضای مجازی پخش خواهد کرد.

به خاطر ترس از آبرور و از همه مهمتر ترس از پدرم، در برابر همه خواسته های پویا کوچکترین مقاومتی نکرده و هر بار مبلغی را به او می دادم. حتی دو سرویس طلای خود را به او دادم تا مبادا تهدیدش را عملی کند. ترس داشتم که موضوع را با مادرم در میان بگذارم.

چند وقت پیش پویا به محل کارم آمد و گفت که می خواهد با من صحبت کند. من هم از ترس اینکه آبرو ریزی کند همراه پویا به منزلش رفتم. به خونه که رسیدیم پویا گفت: در طی این چند سال رابطه خیلی آسیب دیده و متضرر شده، بنابراین من و خانواده ام به او بیشتر از این ها بدهکاریم، بعد چند برگ سفته جلوی من گذاشت و خواست که آنها رو امضاء کنم، وقتی دید قبول نمی کنم، به شدت مرا کتک زده و لباس هایم را پاره پاره کرد، بعد هم چاقویی زیر گلویم گذاشت و گفت یا امضاء کن یا می کشمت، خیلی ترسیده بودم، برای همین مجبور شدم سفته ها رو امضاء کنم.

از روزی که سفته ها را امضاء کردم، آرام و قرار ندارم و دائماً کابوس می بینم، وقتی مادرم متوجه اوضاع بد روحی ام شد، مجبور شدم همه واقعیت را برایش تعریف کنم.

ارتباط و آشنایی با پویا بزرگترین اشتباه زندگی ام بود که حالا حالا ها دست بردار نیست. چندین مرتبه اقدام به خودکشی کردم که هر بار مادرم نجاتم داد.

دچار سردردهای عصبی شدید شده ام و سایه شوم پویا همه جا به دنبالم است. از این ماجرا پدرم چیزی نفهمیده و فکر می کند بعد از جواب رد به پویا، همه چیز تمام شده است.

پویا از همان روز اول متوجه سادگی و جهالت من شد، برای همین تا توانست از من سوء استفاده و اخاذی کرد، ولی دیگه خسته شدم و می خواهم قانونی اقدام کنم تا شرش کنده شود.

 

سخن کارشناس

آنچه در داستان بالا مشهود است، فقدان مهارت های ارتباطی والدین(پدر)، فقدان رابطه صمیمی بین اعضای خانواده، ترس از خشونت، بداخلاقی و پرخاشگری پدر با فرزند، پایین بودن اعتماد به نفس، فقدان باورهای دینی و مذهبی، ناتوانی در مهارت های ارتباطی و اجتماعی (مهارت نه گفتن ) و ... موجب شد که فرد به شدت آسیب ببیند.

در خانواده ای که والدین روابط صمیمانه و منطقی با فرزندان دارند، همچنین مهارت هایی مانند عزت نفس، جرأت مندی را به فرزندان خود آموخته باشند، قطعاً فرزندان توانسته در برابر مسائل پیش رو درست و آگاهانه تصمیم بگیرند.

از طرفی زمانی که والدین با ازدواج و انتخاب فرزندان مخالفت می کنند، باید بتوانند دلیل محکمه پسند و عقلانی برای مخالفت خود بیاورند و فرزند خود را نیز توجیه کنند، نه اینکه با پرخاشگری و خشونت برخوردکنند، در غیر این صورت ممکن است به دلیل عدم بلوغ فکری و ناآگاهی فرزند درباره ملاک های صحیح انتخاب همسر، با یک اقدام و عمل ناآگاهانه به خصوص برای جنس دختر، آسیب های زیادی دیده و نجابت و عفت خود را به راحتی لکه دار نماید.

پس به والدین عزیز توصیه می شود

  1. با بالابردن آگاهی خود درزمینه مهارت های ارتباطی و شیوه های صحیح فرزند پروری فرزندان خود را در برابر آسیب های اجتماعی واکسینه نمایند.
  2. با برقرای رابطه صمیمانه با فرزندان با آنها دوست باشید، انتظارات و نیازهای آنها را شناسایی و برآورده سازید.
  3. به فرزندان خود مهارت های ارتباطی، اجتماعی وکلامی ... را بیاموزید.
  4. عزت نفس را در فرزندان تقویت نموده و جهت شکوفایی استعدادهای آنها حمایتشان کنید.
  5. مهارت ابراز وجود، تصمیم گیری، حل مسئله و نه گفتن را به فرزندان خود بیاموزید.
  6. به انتخاب فرزندان احترام گذاشته و با دلایل منطقی آنها را توجیه نمایید.

نویسنده: سروان نساء ایزانلو کارشناس ارشد مشاوره معاونت اجتماعی- خراسان شمالی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون