نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/11/23      11:50:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:221


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
اشتباه بی بازگشت
گروه اجتماعي - رفاقت با آرش مرا به کلی تغییر داد و افکارو رفتارم را به سمت و سوی دیگری سوق دادتا اینکه باعث شد به تدریج از همسرم فاصله بگیرم .

 

 فرد جوانی به مرکز مشاوره آمد و اظهار داشت که به دلیل درمان پدرش مجبور بود در طول هفته چندین بار او را به تهران ببرد که در طول مسیر با پسر دانشجویی به نام آرش آشنا شده بود. او بیان کرد در اولین برخورد هایی که با او داشتم درظاهر پسری خوش خلق و مورد اطمینان به نظر می رسید. هردفعه ای که مرا به طور تصادفی در اتوبوس می دید، بعد از احوال پرسی و تایید اینکه کمک به پدر کاری شایسته است بیان می کرد که برای اینکه دچار خستگی و دل مردگی نشوم وقتی به تهران رسیدیم پس از تکمیل طول درمان پدرم به آدرسی که می گوید بروم تا با او دیداری داشته باشم و از این حالت یکنواختی خارج شوم.

در طول مسیر، زمان برای صحبت کردن کم نبود از زندگی شخصی ام برایش می گفتم و اینکه چندماهی است دختری را به عقد خود در آورده ام . او با نگاهی تمسخر آمیز مرا برانداز کرد و گفت: تو چقدر ساده ای ... خودت را گرفتار کرده ای و بلند بلند خندید و توجه همگان را به سمت خود جلب کرد.

 رفاقت با آرش مرا به کلی تغییر داد و افکارو رفتارم را به سمت و سوی دیگری سوق داد، تا اینکه باعث شد به تدریج از همسرم فاصله بگیرم و وارد بازی کثیفی شوم که آرش باعث و بانی آن شد و باعث ارتباط نامشروع من با دخترانی خیابانی شد و در نهایت مرا مجبور کرد به بهانه های مختلف از نامزدم جداشوم.

این کار من، باعث شد پدرم روز به روز حالش وخیم تر شود و مادرم هم از غصه کاری که در حق آن دختر بی گناه کرده بودم مدام گریه می کرد و روزبه روز شادابی و سلامتی اش را از دست می داد. حال روحی ام اصلا خوب نبود مدام احساس یاس و گناه گریبان گیرم می شد. تا اینکه مرا در نهایت از پا انداخت و به سیم آخر زدم و دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود. دست به کارهایی می زدم که باورش هم برایم سخت و دردناک بود. تا اینکه آرش تیر خلاص را زد و مرا ترغیب به استفاده از قرص هایی توهم زا کرد. من غافل از عوارض مصرف این قرص بودم و ناآگاهانه پیشنهاد او را هم چون همیشه پذیرفتم. اوایل مصرف احساس شادی داشتم اما پس از مدت خیلی کوتاهی دچار افسردگی شدم تا اینکه برای رهایی از این حالت غیر قابل تحمل با طناب آرش به چاهی عمیق تر رفتم و مصرف شیشه را آغاز کردم. احساس می کنم تمام زندگی ام به تباهی کشیده شده و راه بازگشتی ندارم توهم مرا از پای در آورده وهیچ کس مرا از لحاظ عاطفی تامین نمی کند. مدتی از خانه دور بودم تا اینکه فهمیدم پدرم يك هفته ای است که فوت نموده و عذاب وجدان رهایم نمی کند. به این جا آمدم که مرا یاری کنید.

 

نظر کارشناس روانشناسی، مشاوره و مددکار اجتماعی

کارشناس مرکز مشاوره طی گفتگویی در ارتباط با عوارض مصرف قرص ریتالین بیان داشت: سومصرف محرک ها عوارض خطرناکی را به دنبال دارد، هرچند مصرف این محرک ها وابستگی جسمی و خطرات ناشی از ترک را در پی ندارد، اما می توانند اعتیاد آور باشند، به طوری که فرد ناخواسته شروع به مصرف آنها می کند. از آنجایی که ریتالین قرص ویتامین R یا داروی حافظه نام گرفته، این امر سبب شده تا آن دسته از دانشجویانی که زمانی از قهوه برای بیدار ماندن در شب امتحان استفاده می کردند و تعداد آنها هم روز به روز در حال افزایش بوده ، هم اکنون به مصرف این ماده روی آورده اند.

قرص ریتالینيک داروي محرک ذهني ونشاط آوراست وگاهي روانشناسان به ميزان مشخصي مصرف آن را به بيماران خود تجويز ميکنند، اما اگرمانندآنچه در اين داستان توسط شخص بیان شد، خودسرانه هم صرف شود وابستگي شديد رواني ايجادمي کند وقطع مصرف آن نيز عوارض محروميتي شديد رواني مانند، بيقراري، اضطراب زياد و...  به وجود مي آورد.

همچنین کارشناس مرکز بیان داشت: در برخورد با افراد ناشناس هیچ گاه نباید به راحتی به آنها اعتماد کرد و داستان زندگی شخصی خود را با آنها در میان گذاشت. افراد سود جو برای به دام انداختن صید های خود در قالب افراد بهنجار که از نظر اجتماعی مورد تایید هستند در می آیند تا بتوانند به طور حتم به نتیجه دلخواه خود دست یابند. در برخورد های خود با افراد غریبه و نا آشنا به خصوص برخوردهای اولیه تان نمی توانید افراد را کاملا بشناسید. اعتماد به افراد باید آگاهانه و براساس اصول صورت گیرد. هیچ گاه نمی توان افراد را تنها از روی ظواهرشان قضاوت کرد.

 

نویسنده: سميرا پرستا لويي كارشناس ارشد روانشاسي معاونت اجتماعی - زنجان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون