نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1396/12/16      9:9:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:161


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
نقدی برفیلم سینمایی تنگه ابوقریب
گروه اجتماعی - فیلم تنگه ابوقریب اگرچه در چارچوب سینمای دفاع مقدس قرار می گیرد، اما خیلی راحت آن را می شکند و به نوعی سینمای صرفا جنگی نزدیک می شود.

 

سازمان هنری رسانه اوج، امسال در جشنواره سی و ششم، دو اثر پرخرج و اثر گذار در حیطه انقلاب و دفاع مقدس را رونمایی کرد؛ فیلم تحسین بر انگیز «به وقت شام» به کارگردانی "ابراهیم حاتمی کیا" و فیلم «تنگه ابو قریب» اثر "بهرام توکلی"، هر دو فیلم را از منظر تبلیغی و گفتمانی باید دو روی یک سکه و مکمل یکدیگر دانست.

یکی روایتگر داستان قهرمانان هشت سال دفاع مقدس است که برای حفظ خاک از جانشان گذشتند و فیلم دیگر روایت حفظ مرز های امنیت در فراسوی مرزهای جغرافیایی است؛ هر دو فیلم علاوه بر اینکه از یک ویژگی مشترکی برخوردار هستند، نسبت به فیلم های هم نوع قبلی خود، تغییرات محسوس و قابل اشاره ای دارند.

حاتمی کیا در «به وقت شام» به خوبی عناصر سینمای اکشن را در دل فیلم جای داده و برای مخاطب این احساس ایجاد می شود که جذابیت های تصویری و اکشن بودن فیلم نسبت به محتوا و شعار فیلم در اولویت قرار دارد، این تغییر اولویت در فیلم «به وقت شام» را می توان نوعی بدعت در سینمای حاتمی کیا دانست.

از سوی دیگر در فیلم تنگه ابوقریب هم باز شاهد همین ماجرا هستیم، تصاویر پرهیجان و پر خرج و اثر گذار تقریبا تمام فیلم را فراگرفته و دیگر از آن نشانه های سابق سینمای دفاع مقدس اثری نمی بینیم.

روزگاری در سینمای دفاع مقدس، اولویت سادگی و اخلاص رزمنده ها بود نه نشان دادن ادوات جنگی و انفجارات پیاپی؛ آنچه که سینمای دفاع مقدس را از سینمای جنگی متفاوت می کرد همین اولویت ها بود؛ در «تنگه ابوقریب» اما اولویت انفجار و پلان سکانس های پیچیده و نفس گیر است.

سینمای دفاع مقدس، هویت خودش را با آثار حاتمی کیا و کارگردانان زنده یاد همچون سلحشور، رسول ملاقلی پور و دیگرهم قطارانشان تثبیت کرده بود تفاوتی عمیق با سینمای جنگی داشت اما امروز به نظر می آید سازمان هنری رسانه ای اوج، از ترکیب میان این دو نوع سینما به نوع جدیدی رسیده که چندان هم از آن ناخشنود نیست.

ترکیب سینمای چشم گیر و اثرگذار با سینمایی که مبنایش محتوا و مفاهیم درونی است، نه تنها اشتباه نیست که برحسب شرایط زمانه ضرورت نیز دارد.

دیگر کمتر حوصله ای توان دیدن فیلم هایی چون دیده بان، مهاجر، بلمی به سوی ساحل، حمله به اچ۳ و ..... را دارد، از این رو یکی از وظایف متصدیان سینمای ارزشی، اتخاذ تمهیداتی برای زنده نگه داشتن سینمای دفاع مقدس از طریق ترکیب این سینما با جذابیت های ظاهری و البته ضرورتا هزینه های فراوان است.

نکته مهم این است که در این تغییر نباید اصل مطلب در میان زرق و برق و شلوغی این نوع فیلم ها فراموش شود. به نظر می اید این توجه یا عدم توجه به مبنای اصلی گفتمان و محتوا، تفاوت بین فیلم حاتمی کیا و فیلم بهرام توکلی است؛ فیلم حاتمی کیا اگر چه از منظر هزینه و خلق صحنه های نفس گیر یک سروگردن بالاتر است اما گفتمانش چندان تغییری با آثار قبلی حاتمی کیا ندارد و به نوعی ادامه فیلم های قبلی وی است.

شیفتگی تکنیک  جایگزین سادگی و اخلاص

در تنگه ابوقریب یک نوع سرگشتگی و عدم تعیین در محتوا و مفهوم را می بینیم. فیلم اگرچه در چارچوب سینمای دفاع مقدس قرار می گیرد اما خیلی راحت آن را می شکند و به نوعی سینمای صرفا جنگی نزدیک می شود، به طور مثال شخصیت های فیلم بدشان نمی آید همان شخصیت های سینمای جنگی غربی باشند که می توانند در بحرانی ترین لحظات هم شوخی کنند و تلخی واقعیت موجود را فراموش کنند و از سوی دیگر نوعی مرگ را بازیچه می دانند و ظاهری متمایز از دیگران دارند.

سازمان رسانه ای اوج، سفارش دهنده فیلم «تنگه ابوقریب» است و اساسا فلسفه وجودی این سازمان تغییر و به روز کردن سینمای انقلاب و دفاع مقدس است.

این بار اوج با در اختیار گذاشتن فرصتی جدید برای تجربه های متفاوت نگاهی میانی را رقم می زند که ثمره این نگاه عدم تعیین دقیق در محتوای فیلم است که باید آن را در خصوصیات فیلمسازش جست.

بهرام توکلی فیلمساز نام آشنای سینمای ایران همواره نوعی تنوع را در آثارش دنبال کرده است، اولین اثر وی «پا برهنه در بهشت» روایت زندگی طلبه ای عارف مسلک درمیان بیمارانی درحال مرگ بود؛ آثار بعدی وی «بیگانه» و «اینجا بدون من» اقتباسی از نمایشنامه های باغ وحش شیشه ای و تراموایی به نام هوس تنسی ویلیامز بودند، فیلم «آسمان زرد کم عمق» فیلمی روانکاوانه و با داستانی تو در تو بود و فیلم «من دیگه مارادونا نیستم» هم اثری پر شخصیت و روانکاوانه به حساب می آید و اکنون فیلم « تنگه ابو قریب» آخرین اثر این کارگردان پرتنوع و ماجراجو است که در سی و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمده است.

درواقع اگر در بیان مفاهیم انقلاب و گفتمان دفاع مقدس تفاوتی بین فیلم «به وقت شام» و « تنگه ابو قریب» می بینیم این تفاوت برآمده از سابقه فکری و تجربی فیلمسازان آنها است.

حاتمی کیا در دوران فعالیتش دامنه تغییر محدودی داشته و به جز چند فیلم، باقی آثارش مربوط به سینمای انقلاب و دفاع مقدس بوده است اما بهرام توکلی چندان تمرکز ثابتی در آثارش دیده نمی شود و نمی توان او را همچون حاتمی کیا در مباحث ارزشی متبحر دانست.

هرچند نمی توان اجرا و کارگردانی چشمگیر فیلم تنگه ابو قریب را نادیده گرفت، فیلم در نوع خود اثری درخشان در حیطه بازسازی صحنه های جنگ و میدان نبرد است.

پلان سکانس های پر انفجار و تو درتوی فیلم نویدی از افزایش چشمگیر توانایی اجرایی سینمای دفاع مقدس دارد و نشان از آن است که درصورت تهیه امکانات، فیلمسازان ایرانی توانایی های بسیاری دارند، اما آنچه که باید در مورد آن اندکی احتیاط و وسواس بیشتری داشته باشیم، خطر پنهان شدن و مغفول ماندن مفاهیم و محتواهای ناب سینمای دفاع مقدس در شلوغی ها و زرق و برق بازنمایی صحنه های جنگی است.

 

 نویسنده: سرهنگ حمید اندرزچمنی کارشناس ارشد سینمایی و تلویزیون


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون