نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/1/26      16:24:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:158


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
به مناسبت روز بزرگداشت عطار نیشابوری/ باغبان زبردست نهال اندیشه های ناب عرفان و ادب
گروه اجتماعی - روز 25 فروردین ماه به نام عارف شاعر بزرگ ایرانی عطار به ثبت جهانی رسیده است؛ جدا از تلاش فرهنگی جامعه جهانی، این روز در تقویم رسمی کشور به نام عطار نیشابوری و بزرگداشت وی نامگذاری شده و همه ساله مراسمی در این راستا برای این شاعر و عارف نامی برگزار می شود.

 

"فریدالدین ابوحامد عطارکدکنی نیشابوری" شاعر و عارف نام آور ایران به سال 537 هجری قمری در"کدکن" از توابع نیشابور به دنیا آمد. از ابتدای زندگی او اطلاعات چندانی در دسترس نیست. جز آنکه نوشته اند پدر وی عطارعظیم القدری بود و بعد از وفات او فریدالدین کار پدر را دنبال کرد و دکان عطاری او به داروشناسی نیز آراسته شد.

مسلما عطار درآغاز حیات و گویا تا مدتی از دوره تحقیق در مقامات عرفانی، شغل دارو فروشی خود را که لازمه آن داشتن اطلاعاتی در طب نیز بوده، حفظ کرده و در داروخانه سرگرم طبابت بوده است.

خود او در کتاب خسرو نامه می گوید:

                 به من گفت ای به معنا عالم افروز     چنین مشغول طب گشتی شب و روز

با توجه به اشاره شاعر معلوم می شود که انقلاب او هم در زمان پزشکی و داروگری رخ داده و آثار تغییر و تحول او در همان ایام پدید آمد.

درباره انقلاب حال "عطار" داستان معروفی موجود که وی از آن زمان، طریقت عرفا را در پیش گرفته است.

درباره این حادثه جامی چنین آورده است: "گویند سبب توبه وی آن بود که روزی در دکان عطاری مشغول معامله و داد و ستد بود. درویشی به آنجا رسید و چند بار سخن گفت. وی به درویش نپرداخت. (یعنی به او توجه نکرد)؛ درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد! درویش گفت تو همچو من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی! درویش کاسه ای چوبین داشت زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد؛ عطار را حال متغیّر شد. درب دکان را برهم زد و به این طریقت درآمد!»

عطار در دیوان غزلیاتش می گوید:

                    راهی که به عمرها توان رفت         مرد ره او به یک زمان رفت         

عرفا درباره مشایخ متقدم از اینگونه اقوال بسیار دارند اما عطار که سرمایه کثیری از ادب و شعر اندوخته بود، اندیشه های عرفانی خود را به روان دل انگیز در می آورد و همچنان به کار خود ادامه می داد و این حالت بسیاری از مشایخ بود که وصول به مقامات و مدارج معنوی آنان را از تعهد مشاغل دنیوی وکار معاش باز نمی داشت.

پیامبر اسلام نیز فرموده بودند: رهبانیت امت من جهاد است، یعنی رهبانیت و انزوا و عزلت به هیچ وجه در اسلام معنا ندارد و در اسلام عروج انسان به سوی خداوند از انبوه خلق می گذرد؛ به هر حال عطار قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه و ماوراءالنهر(سرزمین های مابین دو رود جیحون و سیحون) بسیاری از مشایخ را زیارت کرد و در همین سفرها و ملاقات بود که به خدمت "مجدالدین بغدادی" (از عرفای مشهور عصر آن دوران ) نیز رسید.

می گویند عطار مردی پرکار و فعال بود و چه هنگام اشتغال به کار و چه در دوره اعتزال و گوشه گیری که گویا اواخر عمر دست داده بود، نظم و مثنوی های بسیاری پدید آورد؛ دیوان غزلیات، قصائد و رباعیات و کتاب نفیس و پرارزش تذکره الاولیاء او درهمین دوران پدید و به رشته تحریر در آمد.

دولتشاه در مورد آثار او گوید: «شیخ را دیوان اشعار بعد از کتب مثنوی چهل هزار بیت باشد و قصائد، غزلیات و مقطعات شیخ به همراه رباعیات و کتاب مثنوی وی از صدهزار بیت افزون است».

 عطار در قسمتی از منظومه خسرونامه خویش مجموعه مثنویات خود را نام برده است، غیر آنچه از قول دولتشاه و ابیات عطار دیده ایم آثار متعدد دیگری را بدو نسبت داده اند و به قول هدایت در ریاض العارفین، گویند کتب شیخ یک صد و چهارده جلد است، و این عدد حقیقتا در مورد عطار اغراق آمیز به نظر نمی رسد!

مرحوم استاد "سعید نفیسی" در کتاب خود درباره شرح احوال عطار در این باره بحث مستوفی و مطولی دارد که باید بدان مراجعه کرد. با این حال باید متوجه بود که نفی انتساب بعضی از منظومه های منسوب به عطار نیشابوری دلیل آن نمی شود که آثار منظوم او را اندک بدانیم، زیرا شاعر خود کثرت اشتغال خویش را به شعر و نظم و منظومه های گوناگون یادکرده و به اینکه معاصران به همین سبب وی را "بسیار گوی " دانسته بودند، منتشرنموده است.

از میان این مثنوی های عرفانی، دل انگیزتر و از همه مهم تر و شیواتر که باید آنها را تاج مثنوی های عطار دانست، "منطق الطّیر" است. منظومه ای بالغ بر 4000 بیت که موضوع آن بحث طیور و درمورد یک پرنده انتسابی به نام سیمرغ است؛ مراد از طیور در اینجا "سالکان راه حق" و مراد از سیمرغ، "وجود حق" است.

این منظومه عالی که حاکی از قدرت ابتکار و تخیل شاعر در به کار بردن رمزهای عرفانی و بیان مراتب سیر و سلوک و تعلیم سالکان است، از جمله شاهکارهای زبان فارسی است.

این مرد چیره دست، توانا و این عارف واصل و دانا، حقایق فراوان را به سرعت درک می کرد و با زبانی که در روانی و گشادگی خاطر از عالم بالا تائیدات بی منتهی داشت، به نظم در می آورد. شاعری کردن در این موارد برای او نیز به منزله سخن گفتن مردی بود که به فصاحت و بلاغت خوگرفته باشد و هر چه گوید فصیح و بلیغ باشد.

برهمین اساس مولانا "جلال الدین مولوی"، عطار را سر سلسله عارفان و قلب عاشقان دانسته است. او در وصف عطار گفته است:

                  هفت شهر عشق را عطار گشت        ما هنوز اندر خم یک کو چه ایم

عطار به حق از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است.کلام ساده و بی پیرایه او که با عشق و اشتیاقی سوزان همراه است همواره سالکان راه حق و حقیقت را از شوق وصف ناپذیر به جانب مقصود راهبری کرده است.

این شاعر نام آور، برای بیان مقاصد عالیه عرفانی خود بهترین راه را که آوردن کلام بی پیرایه و روان خالی از هر آرایش و پیرایش است را انتخاب کرده و استادی و قدرت کم نظیرش به وی این توفیق را بخشیده که در آثار اصیل و واقعی خود این سادگی و روانی را که به آب زلال شبیه است با فصاحت همراه داشته باشد.

این شاعر بلند آوازه و این مرشد و راهنمای خلق  واین عارف و سالک الهی در قتل عام مردم نیشابور و به سال 618 هجری به دست سپاهیان مغول به شهادت رسید و مزار او در این شهر زیارتگاه عاشقان و دوستداران اهل عرفان و ادب است؛ روحش شاد و انفاس قدسیه او پرورش دهنده بیشتر سالکان إلی الله باشد.        

                  هردل که زعشق بی نشان رفت             در پرده  نیستی نهان رفت

                  از هستی خویش  پاک  بگریز             کین راه به نیستی توان رفت

                  صدگنج میان جان کسی یافت            کین بادیه از  میان جان رفت

                  هان ای دل خفته عمر بگذشت           تا کی خسبی که کاروان رفت

                  عطار چو ذوق نیستی یافت              از هستی خویش بر کران رفت

 

تهیه و تنظیم:حمید رضا تقوا کارشناس ارشد معاونت اجتماعی ناجا


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون