نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/2/30      19:24:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:237


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
حجاب، نماد فرهنگ و هویت ملی

گروه اجتماعی - در هر جامعه‌ای، نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی است، به‌شدت تابع جهان‌بینی و ارزش‌های حاکم بر فرهنگ آن جامعه بوده و در واقع هویت فرهنگی، تاثیر عمده‌ای در انتخاب نوع پوشش دارد.

 

هویت فرهنگی را می‌توان مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، رسوم و رفتاری دانست که اعضای جامعه به کار می‌بندند تا خود را به جهان نشان داده و با یکدیگر سازگار شوند. مؤلفه‌ها و ویژگی‌های خاصی که یک جامعه را از جوامع دیگر مشخص و متمایز می‌کنند، شناسنامه فرهنگی آن جامعه می‌نامند. برخی از این مؤلفه‌ها عبارتند از: تاریخ، اقتصاد، مقررات، زبان، پوشش، هنر، ادبیات و... که هر یک می‌تواند معرف فرهنگ یک جامعه باشد.

فرهنگ در این معنا عبارت است از کلی‌ترین نگرشی که یک جامعه نسبت به جهان دارد و همه ارزش‌ها، روش‌ها و اجتماع را دربر می‌گیرد. فرهنگ یک قوم در وجوه مختلف زندگی از قبیل صنعت، اقتصاد، مدیریت و... تجلی می‌یابد؛ از این منظر، نوع پوشش نیز یکی از مشخصه‌های فرهنگی هر جامعه است.

در هر جامعه‌ای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی است، به‌شدت تابع جهان‌بینی و ارزش‌های حاکم بر فرهنگ آن جامعه بوده و در واقع هویت فرهنگی، تاثیر عمده‌ای در انتخاب نوع پوشش دارد.

باید اذعان کرد که حجاب پدیده‌ای چند بعدی است؛ از یک‌سو مقوله‌ای اخلاقی، دینی و معرفتی است؛ چراکه پوشش ظاهری زن مسلمان بخشی از حقیقت باطنی و بیانگر اندیشه‌ها و نظام ارزش‌های درونی اوست و از سوی دیگر، پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... به‌شمار می‌آید.

از نظر آیت‌الله شهید "مرتضی مطهری" واژه حجاب از نظر لغوی به معنای "پوشیدن، پرده و پردگی" است که به کارگیری آن درباره پوشش تن در عصر حاضر شایع شده و در واقع اصطلاح رایج فقهی یعنی کلمه "ستر" به معنی "پوشش" است که در مورد پوشش زن هنگام نماز و غیرنماز استفاده شده است.

حجاب به مثابه عنصری فرهنگی و هویتی از یک‌سو تحت‌تاثیر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و از سوی دیگر، متأثر از کنش‌گران اجتماعی، اعم از زن و مرد است. طی سال‌های پس از انقلاب، بر اثر آسیب‌پذیری درونی جامعه و تهدیدهای بیرونی، انتقال فرهنگی حجاب، با اختلال مواجه و رعایت‌نکردن حجاب اسلامی، تبدیل به مسئله‌ای اجتماعی شد.

مسئله حجاب به‌عنوان آسیبی اجتماعی در جامعه و نمادی از مسائل اجتماعی در عمق جامعه است که اصلاح و ترمیم آن، نیازمند مهندسی فرهنگی و اتخاذ سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی در این رابطه است.

پوشش در دنیای مدرن

در جامعه ابتدایی که هنوز طبقه‌های اجتماعی شکل نگرفته بود و رقابت اقتصادی وجود نداشت، همه افرادی که به‌دلیل قرابت، متعلق به گروه مشخصی بودند، خود را به‌ شکل خاصی نشانه‌گذاری می‌کردند؛ یعنی زنان و مردان به رنگ‌آمیزی و زینت بدنشان می‌پرداختند؛ این نشانه‌ها نه‌تنها جنسیت هر فرد را تعیین می‌کرد، بلکه تعیین‌کننده گروه و موقعیت کاری هر فرد نیز بود. با شکل‌گیری جامعه طبقاتی، این نشانه‌ها دگرگون و به مد و آرایش تبدیل شد و دیگر بیانگر نابرابری اجتماعی نبود؛ بلکه نشانه تعلقات قومی، قبیله‌ای و گروهی تلقی می‌شد.

بنابراین می‌توان گفت که هرگونه نحوه پوشش، از نسبتی که با مقوله‌هایی نظیر مردانگی، زنانگی، طبقه، منزلت، نقش اجتماعی، ارزش‌ها یا ضد ارزش‌ها و به‌طور کلی با ساختارهای اجتماعی برقرار می‌کند، درک می‌شود؛ یعنی پوشش، امری معنادار است.

نشانه و نمادین بودن پوشش، صرفا در ارتباط با گروه‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند یکسری دال‌های اخلاقی و سیاسی را هم نمایندگی کند؛ به طوری که در جوامع پیش از مدرن، از طریق پوشش، به‌راحتی هویت و ارزش‌های فرد مورد شناسایی قرار می‌گرفت اما در جوامع جدید، گاهی فرد احساس می‌کند رفتارها و آرایشش تصنعی، نمایشی و مغایر با خود واقعی است.

فرد در این حالت، دچار بحران هویت شده و متوجه می‌شود بیشتر امور روزمره را نه به‌دلایل معتبر و ارزشمند، بلکه صرفا بنا به وظیفه یا مصلحت انجام داده است؛ وضعیتی که به هویت کاذب می‌انجامد.

در جوامع پیش از مدرن، انواع مختلفی از روابط نمادین میان لباس و ساختارهای اجتماعی وجود داشت(مانند لباس نظامیان، کشاورزان، روحانیان، پادشاهان، زنان شریف، لباس اندرونی، لباس بیرونی و حتی لباس نیمه اندرونی) که قراردادهای ناظر بر این روابط، تحت‌تاثیر ثبات وضعیت سنتی، به‌شدت ثابت بودند.

درواقع از آنجا که هویت هر فرد توسط طبقه یا گروه مشخص می‌شد، لازم بود که این تفاوت از طریقی معلوم شود؛ لذا هر فرد بسته به طبقه یا گروهی که در آن قرار داشت، ملزم به رعایت نحوه‌ای خاص از پوشش بود. به این ترتیب لباس‌های اقلیت‌های دینی همیشه دارای نشانه‌هایی بود تا بتوان آنها را از مسلمانان تشخیص داد و نیز میان خود مسلمین، بین طبقات مختلف نشانه‌های متفاوتی وجود داشت که مشخص‌کننده جایگاه آنان در روابط روزمره بود.

نتیجه‌گیری

تداوم نداشتن فرایند هویت‌یابی در لایه‌های بیرونی(پوشش افراد) نمایان است و پوشش به‌عنوان روایت بیرونی هویت، در ارتباط با لایه‌های درونی هویت یعنی جهان‌بینی، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه قرار دارد؛ پس اگر ارتباطی بین لایه‌های درونی و بیرونی هویت وجود نداشته باشد، واضح است که فرد نتوانسته به‌طور مداوم رویدادهای بیرونی را با زندگینامه شخصی خود که در بردارنده جهان‌بینی و ارزش‌های درونی شده است، تطبیق دهد درنتیجه پوشش دیگر نه به‌عنوان نماد و معنای طبقاتی، قومی، ملی، مذهبی و... بلکه به‌صورت تظاهری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بر این اساس، راهکار این مقاله برای غلبه بر عدم همخوانی و تجانس پوشش و فرهنگ و ارزشهای جامعه، در احیای منابع هویت‌ساز سنتی، نهفته است.

افزایش تعدد و تنوع مراجع الگوساز و مُدپرور در سطح جهان، اهمیت و ضرورت هماهنگی و همراهی منابع و نهادهای داخلی را دوچندان می‌کند؛ در شرایطی که مدهای گوناگون از کشورهای پیشرفته به‌راحتی در اختیار مردم قرار می‌گیرد و جلوگیری از ورود آن اجتناب‌ناپذیر است، هماهنگی نهادهای مختلفی که جامعه‌پذیری افراد جامعه را برعهده دارند، می‌تواند مفید واقع شود.

در شرایط فعلی رسانه‌های تصویری و نوشتاری نوعی از پوشش را تبلیغ می‌کنند که گاه در تضاد با الگوهای مورد تاکید نهادهای دیگر (مانند خانواده یا مدرسه) است؛ درنتیجه افراد نسبت به آموزش‌های مستقیم و غیرمستقیم نهادهای داخلی بی‌اعتماد شده و برای کسب هویت از مراجع و ارزش‌های جامعه جهانی کمک می‌گیرند؛ به طوری که گاه افراد از پوشش خود احساس رضایت نداشته و تنها به‌دلیل همرنگی با جماعت، به استفاده از آن مبادرت می‌ورزند.

علاوه بر این، استفاده از پوشش و لباس‌های بومی و محلی در رسانه های گوناگون، افزایش تولید و حمایت از تولیدکنندگان این نوع لباس‌ها، کاهش قیمت آن ها در مقایسه با لباس‌های وارداتی می‌تواند در تغییر شرایط فعلی مفید واقع شود.

از آنجا که مقابله با جهانی‌سازی در پرتو فناوری‌های ارتباطی تنها در توجه بیش از پیش به گذشته و فرهنگ محلی امکان‌پذیر است؛ به نظر می‌رسد در این شرایط، تقویت و احیای مراجع هویت‌ساز سنتی، تاکید بر ارزش‌های جامعه محلی و لباس‌های بومی و هماهنگی نهادهای مختلف جامعه، می‌تواند بر بحران هویت و عدم هماهنگی الگوهای پوشش و ارزش‌های جامعه غلبه کند.//

تهیه و تنظیم: سرهنگ جهانگیر کریمی کارشناس ارشد اجتماعی اصفهان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون