نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/3/29      14:11:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:153


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
زن بخت برگشته
گروه اجتماعی - راهي نداشتم جز آن كه خواسته پدرم را برآورده كنم، براي همين درس و مدرسه را کنار گذاشتم و راهی خانه شوهر شدم، من بخت برگشته در این زندگی سرد و بي روح خیری ندیدم و از همان روزهای اول فهمیدم همسرم اهل زندگی نیست.
زن غریبه ای به محل کارم آمد تا از من حلالیت بطلبد. وقتی شنیدم شوهرم به این بهانه که زنش فوت کرده او را به عقد موقت خود درآورده و سرش کلاه گذاشته گویی دنیا روی سرم خراب شد.

البته به او گفتم که شریک بی وفای زندگی ام را خوب می‌شناسم و می‌دانم چه آدم حقه‌بازی است و  اين كارهاي كثيف از چنين مردي بعيد نيست.

آن روز مرخصی گرفتم و از محل کار بیرون زدم.

نرگس آهي كشيد و افزود: چند دقيقه اي در پياده رو خيابان قدم زدم. آرام و قرار نداشتم و نمی‌دانستم چه خاکی باید بر سرم بریزم. به خانه یکی از آشنایان رفتم و خودم را در آنجا مخفی کردم.

بی حوصله بودم و فقط می‌خواستم چندروزی چشمم به شوهرم نیفتد و از طرفی می خواستم فرصتي داشته باشم تا تصمیم قطعي براي آينده ام بگيرم و تکلیفم را روشن کنم، سرانجام به این نتیجه رسیدم که ادامه این زندگی به خیر و صلاحم نیست.

به کلانتری رفتم و پلیس را در جریان گذاشتم. بچه‌هایم که در به در دنبالم می‌گشتند بلافاصله خودشان را رساندند. به آنها گفتم که خیلی قاطعانه تصمیم خود را گرفته‎ام و می‌خواهم راهم را از این شوهر بی‌مسئولیت که از اول زندگی با آزار روحی و روانی آزارم داده جدا کنم.

 

این ازدواج از روز اول اشتباه بود

اشك در چشمان نرگس حلقه زده بود، پس از مكثي كوتاه ادامه داد: 16 ساله بودم که پدر خدا بیامرزم با زور و اجبار من را پای سفره عقد نشاند.

خانواده‌ام می‌گفتند خواستگارت پسر فلانی است و پدربزرگش اسم و رسم دار است، راهي نداشتم جز آن كه خواسته پدرم را برآورده كنم، براي همين درس و مدرسه را کنار گذاشتم و راهی خانه شوهر شدم اما من بخت برگشته در این زندگی سرد و بي روح خیری ندیدم و از همان روزهای اول فهمیدم همسرم اهل زندگی نیست.

موضوع را با مادرم در میان گذاشتم و او در جوابم گفت: اگر بچه‌دار شوید اوضاع خوب می‌شود ولی تولد 3 فرزندم و گذشت بیست و چند سال از این زندگی نكبتي نه تنها او تغییری نکرد بلکه هر روز وضعیت بد و بدتر شد.

هنوز چند ماه از ازدواج مان نگذشته بود كه به خاطر رفیق بازی و بد اخلاقی‌های شوهرم با مادرش درد دل کردم. پیرزن بیچاره می‌گفت: ما برای این بچه ناخلف زن گرفتیم تا مسئولیت زندگی گردنش بیفتد و دست از کارهایش بردارد اما مثل اين كه او نمي خواهد آدم شود. 

نرگس ادامه داد: رفقاي ناباب، شوهر ناخلف مرا کم کم به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی عادت دادند. با اين وضعيت اوضاع زندگي مان خيلي پیچیده شده بود و مجبور شدم سرکار بروم تا شکم بچه‌هایم را سیر کنم، در شركت كار مي كردم و به سختی چرخ زندگی را می‌چرخاندم.

 

كاسه صبرم لبريز شد

زن جوان آهي كشيد و افزود: تمام این سال‌ها سوختم و ساختم ولی دم نزدم اما دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم. با مردی زندگی می‌کنم که از او تنفر دارم. نکته جالب اینکه یک هفته ای که خانه دوستم مخفی شده بودم او غیرتی شده و با تهمت‌های زشت و ناروا خواسته که آبرويم را به بازي بگيرد و مرا متهم کرد تا بی هیچ ادعایی به خانه‌ برگردم.

حرف آخرم این است که یک زن با کم و کسر زندگی‌اش در صورتی می‌سازد که از شوهرش معرفت، محبت و انسانیت ببیند. البته در تمام این سال‌ها احترامش را جلو بچه‌هایم نگه داشته‌ام و اجازه نداده‌ام شان و حرمت پدری‌اش در خانه زیر پاگذاشته شود ولی دیگر بس است.

 

گفتگو با كارشناس

درباره اين ماجرا نظر يكي از اساتيد روانشناسي و مدرس مهارت هاي زندگي را جويا شديم. دكتر «سيد مجيد موسوي راد» در این مورد گفت: ازدواج موضوعی مهم و نیازمند بررسی کامل است و نمی توان به صرف داشتن یک ویژگی در فرد و بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد اقدام به ازدواج کرد.

وي افزود: همچنان که در این داستان خواندیم خانواده دختر به صرف اینکه فلانی اسم و رسم دارد، دخترشان را به ازدواج مجبور کردند. آیا واقعا همین یک ملاک برای ازدواج کافی است؟

ضرب المثل معروفی داریم که می گوید:گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ ضمن این که از طرف خانواده پسر هم دلیل نامناسبی را برای ازدواج می بینیم، آنها  برای پسرشان زن گرفته اند تا مسئولیت زندگی به گردنش بیفتد و خوب و سربه راه بشود.

آیا درمان مسئولیت پذیر نبودن ازدواج است؟

رئيس مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي افزود: درمان عدم مسئولیت پذیری افراد، ازدواج نیست. کاملا مشخص است که خانواده اين داماد جوان از ویژگی های اخلاقی نامناسب فرزندشان آگاه بودند و خانواده دختر از این موضوع غفلت كرده و چشم بسته فرزند خود را راهي مسير تلخ سرنوشت كرده اند.

وي خاطر نشان كرد: از گفته های همسر این فرد متوجه می شویم که مرد علائم کاملی از یک اختلال روانشناختی را داراست، علائمی همچون بی مسئولیتی، مصرف مواد، رفیق بازی و ... . زمانیکه فردی با علائم فوق مصرف مواد را تجربه می کند، بعضا دچار اقدامات و اعمالی خارج از عرف و قانون می شود که به نوعی قابل پیش بینی نیز هست.

نکته مهم اینجاست، طلاق امری واقعی است که در بعضی شرایط لازم الاجراست و چاره ای دیگر برای آن نیست اما سوال ما از این خانم محترم این است که آیا در شرایط کنونی و در این ایام زندگی، طلاق کمکی به بهبود کلیت زندگی وی می کند؟

در این زندگی طلاق باعث درمان موقت و کاهش کوتاه مدت فشار روانی زن خواهد شد اما در دراز مدت اثرات نامناسب خود از قبیل ازدواج فرزندان، تنهایی، ایام پیری و غیره را به دنبال خواهد داشت. ضمن آنکه از همه مهمتر لزوم درمان سریع مرد خانواده الزامی است.

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي پليس خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون