نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/4/16      13:0:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:49


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
نقد تئاتر رومولیت / آسیب شناسی با نگاهی واکاوانه به نمایش "رومولیت"/ روایتی پایدار از عاشقانه های دیروز تا امروز
گروه اجتماعی - نمایش آثار با موضوع اجتماعی برای آحاد جامعه اثرگذار است و می تواند کمک شایانی به شناخت و ریشه یابی آسیب ها در جامعه داشته باشد، نمایش "رومولیت" نمونه ای از این نوع آثار است که به روایتی متفاوت از عاشقانه های امروزی می پردازد.

نمایش"رومولیت" نمونه ای از این نوع آثار است که به روایتی متفاوت از عاشقانه های امروزی می پردازد در این نمایش نیز که به موضوع عاشقی دو جوان می پردازد آنان به دور از خانواده و به صورت مخفیانه ازدواج کرده و قصد فرار از خانه را دارند موضوعی که امروزه نیز یکی از مشکلات جوانانی است که بدون آگاهی و مشورت خانواده هایشان با یکدیگر ازدواج می کنند و زندگی سیاهی را برای خود به ارمغان می آورند که پایانش چیزی جز تباهی، جدایی و مرگ نیست.

این تئاتر زیبا با استفاده از مقوله بندی های مناسب و در کنار پرداختی درست این موضوع اجتماعی را به اوج برساند.

موضوعات اجتماعی و آسیب شناسی آنها یکی از دغدغه های تمام آثار نمایشی در کل دنیا می باشد. موضوعات و آسیب های اجتماعی ازجمله اعتیاد، طلاق، فرار دختران و پسران، ازدواج های پنهانی و سفید از موضوعات مهمی است که تئاتر می تواند در کاهش آن و آگاه سازی خانواده ها و جوانان نقش ارزنده ای داشته باشد.

تئاتر تنها هنری است که به صورت چهره به چهره با تماشاگر ارتباط برقرار می کند و پرداختن به این موضوعات مهم اجتماعی که مورد استقبال مردمی است، می تواند آموزش های لازم و مهارت های زندگی را به جوانان بیاموزد. حمایت سازمان های مرتبط از گروه های نمایشی با موضوعات خاص اجتماعی می تواند کمک شایانی برای این گروها و آگاه سازی مردم باشد.

امید است که با حمایت جوانان مستعد و به روی صحنه بردن موضوعات اجتماعی به آگاه سازی خانواده ها و جوانان بپردازیم و در جلسات نقد و بررسی آن از وجود کارشناسان برجسته روانشناسی و جامعه شناسی بهره بگیریم تا با شناخت آسیب ها و ریشه یابی آن گامی موثر برای آموزش خانواده ها از جمله جوانان داشته باشیم.

تئاتر "رومولیت" به نویسندگی و کارگردانی "مصطفی کوشکی" و "هستی حسینی" در سالن مستقل تهران به روی صحنه رفت. این اقتباس از اثر ویلیام شکسپیر به داستان علاقمندی دو جوان به نام های "رومئو و ژولیت" به یکدیگر می پردازد که خانواده آنها با یکدیگر اختلاف دیرینه دارند.

"کوشکی" با همراهی "حسینی" توانستند با دراماتوژی خلاقانه خود اثری با ارزش خلق کنند. این کارگردانان در این تئاتر با به کارگیری مناسب از ساخت مایه های نمایشی توانستند اثری جذاب خلق کرده و به روی صحنه بیاورند.

تئاتر رومولیت یکی از نمایش های خوبی است که در چند سال اخیر از این شاهکار بزرگ شکسپیر به اجرا درآمده است. این گفته پروفسور "فرهاد ناظر زاده کرمانی" است که در روز اجرا، بیان کرد. وی بنیان گذار دانشگاه های تئاتر در ایران است و عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و استاد دانشگاه در فرانسه و از صاحب نظران ممتاز حوزه نظری و عملی هنرهای نمایش در جهان می باشد.

پلات رومئو و ژولیت

سال‌ها پیش در شهر "ورونا" در ایتالیا دو خانواده "کاپیولت" و "مونتگیو" با هم زندگی می‌کردند. این دو خانواده همیشه در حال جنگ‌ و دعوا بودند. مونتگیوها پسری به اسم رومئو و کاپیولت ها دختری به اسم ژولیت داشتند.

شبی کاپیولت ها مهمانی می‌دهند و رومئو به آنجا می‌رود وقتی همدیگر را می‌بینند به هم علاقمند می‌شوند. "تیبالت"، پسرعموی ژولیت، رومئو را می‌بیند و بسیار عصبانی می‌شود که دختر عمویش عاشق یکی از دشمنان شده است.

رومئو و ژولیت تصمیم می‌گیرند باهم ازدواج کنند آنها می‌دانند خانواده‌هایشان از شنیدن این تصمیم عصبانی می شوند، به همین دلیل پیش راهب می‌روند و پنهانی ازدواج می‌کنند.

فردای آن روز تیبالت، رومئو را می‌بیند. هنوز از دست رومئو عصبانی است و می‌خواهد با او دعوا کند. رومئو نمی‌خواهد با او درگیر شود اما بهترین دوستش قصد دعوا دارد و با پسر عموی ژولیت درگیر شده و کشته می شود، رومئو به حدی ناراحت می‌شود که با تیبالت درگیر شده و او را می‌کشد!

شاهزاده‌ ورونا بسیار خشمگین شده و رومئو را تبعید می‌کند. ژولیت برای کمک پیش راهب می‌رود.

راهب به رومئو می‌گوید: "این را بگیر. یک شربت جادویی است. دو روز تو را به خواب می‌برد. خانواده‌ات فکر می‌کنند تو مرده‌ای اما تو بعد از دو روز از خواب بیدار می‌شوی. پس‌ از آن می‌توانید آزادانه با هم زندگی کنید."

راهب لارنس نامه‌ای برای رومئو می‌نویسد تا از نقشه با خبرش کند. اما نامه به دست رومئو نمی‌رسد. او می‌شنود که ژولیت مرده است!

رومئو به حدی غمگین است که زهر می‌خرد و به دیدن ژولیت می‌رود. رومئو به ژولیت می‌گوید: "حالا تا ابد با تو خواهم بود." و زهر را سر می‌کشد. ژولیت زمانی چشم باز می‌کند که دیگر دیر شده. است و می‌بیند که چه اتفاقی افتاده است.

"نه نه! همه زهر را خورده‌ای و چیزی برای من نمانده اما چاقویت اینجاست."

رومئو و ژولیت هر دو می‌میرند. راهب لارنس به خانواده کاپیولت و مونتگیو می‌گوید که چه اتفاقی افتاده آنها به حدی غمگین می‌شوند که توافق می‌کنند دیگر جنگ‌ودعوا را کنار بگذارند.

ساخت مایه نمایشی در این تراژدی عاشقانه

نهاد مایه

نهاد مایه به موضوع اصلی اثر می پردازد که در این نمایش نهادمایه مرگ است، این نمایشنامه با مضمون عاشقی و دلباختگی رومئو و ژولیت به پایانی مرگ آور ختم می شود که نویسنده با دراماتوژی خود همان نهاد مایه اصلی اثر شکسپیر را به کار برده است.

نقشه داستانی

نقشه داستانی یکی از مهمترین ساخت مایه های نمایشنامه است. مصطفی کوشکی توانسته با ساختار جدید خود از اقتباسش طرحی جدید با کار پرداخت های مناسب در آورده و به دراماتوژی آن بپردازد. نقشه داستان یکی از ارکان مهم ساخت مایه هاست که دارای ساختار بوده و به صورت قرینه ای و ریتم وار عمل می کند. نویسنده این اثر توانسته با رعایت از این ساختار و اقتباس از اثر ویلیام شکسپیر نقشه داستانی خوبی را در اثر خلق کند.

کوشگی با تغییر نقشه داستان و حذف راهب و با جایگزین کردن اجنه ها مسیر داستان را عوض می کند. این کار نه تنها آسیبی به اثر نمی رسد بلکه جذابیت آن را بیشتر می کند.

پایان نمایش نیز با تغییر اساسی روبه رو می شود و شیطنت و نقشه شوم جن ها باعث مرگ رومئو و ژولیت می شود. تنها نکته در این نقشه داستانی در نتیجه دهی آن است که در داستان اصلی راهب دو خانواده را آشتی می دهد ولی کوشکی به این نتیجه پایانی نمی رسد که این امر می تواند از نقاط ضعف نقشه داستانی باشد.

فضا و حالت

نویسنده و کارگردان این تئاتر سعی کردند تماشاگر را در فضای جدید قرار دهند تا بیشترین اثرگذاری را داشته باشد. کوشکی با استفاده از دکور، گریم، موسیقی، بازیگری، نور پردازی، متن و ... توانسته فضایی خوف انگیز برای تماشاگر به ارمغان بیاورد. استفاده از فضاهای خوف انگیز، وجود اجنه ها، نورپردازی و موسیقی زنده استرس زا این ساخت مایه را برجسته کرده است.

شخصیت پردازی

شخصیت پردازی یکی از مهمترین ارکان نمایشنامه است. در این تئاتر شخصیت پردازی هرچند قابل قبول است ولی نقاط ضعفی هم دارد، مانند اینکه به معرفی شخصیت ها خوب پرداخته نمی شود و نویسنده گویی سعی داشته سریع به اصل داستان برسد، اگر تماشاگر داستان و شرح ماجرا را نخوانده باشد، با دیدن نمایش دچار چالش ذهنی می شد.

دکور و طراحی صحنه

مصطفی کوشکی با به کارگیری از نوعی چرخه فلک گردون توانسته بود صحنه ای مناسب برای اجرای نمایش خود خلق کند. یکی از زیبایی های صحنه که تماشاگر را در صحنه جذب خود می کرد، وجود نوازنده موسیقی بود که به اجرای موسیقی زنده می پرداخت. این صحنه و دکور مناسب توانسته بود فضا و حالت نمایش را به خوبی زنده کند. گردش چرخ و فلک به گردش روز و تغییر مکان و زمان کمک شایانی می کرد به طوری که شور و احساس تماشاگر را به اوج می رساند و استفاده از صحنه با چیدمان مناسب با اجزای استفاده شده برای متن نوشته شده کوشکی هماهنگی داشت.

موسیقی

"علی سینا رضانیا" یکی از شاهکارهای این تئاتر بود. علی سینا توانسته بود با مهارت در نواختن سازهای کوبه ای، زهی و بادی خود که گاهی همزمان همه را می نواخت نمایش را جذاب کند. وی گه گاهی چشمان تماشاگر را به سوی خود می برد و حیرت را در دیدگان آنان متصور می ساخت.

این می تواند از زیرکی های کارگردان باشد که اگر درجایی نمایش با افت هایی روبه رو شد تماشاگر بتواند نمایش جذاب دیگری را در گوشه صحنه ببیند.

بازیگران

مهدی پاکدل، بهناز جعفری، شهروز دل افکار و دیگر بازیگران توانسته بودند با بازی خوب و مناسب خود رضایت کافی را برای بیننده به وجود آورند. گروه کارگردانی با به کار گیری4 بازیگر که در نقش اجنه به روی صحنه آمده بودند و بازی بسیار خوبی داشتند، جذابیت بازی را به اوج رساندند. مهدی کوشکی با بهره گیری از مهدی پاکدل و بهناز جعفری که نقش های اصلی رومئو و ژولیت را بر عهده داشته اند، انتخاب شایسته ای انجام داده. در این نمایش تمامی بازیگران با کمترین خطا توانستند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.

نورپردازی

نور پردازی در این اثر نمایشی که بایستی صحنه ها و فضا ها را برای تماشاگر طبیعی جلوه می داد، نیز نمره قابل قبولی داشت و توانسته بود با نور پردازی خوب خود اثر گذاری خوبی داشته باشد. با این حال نورپردازی در ورود اجنه ها می بایست بسیار خوف انگیزتر از این باشد.

بن اندیشه

در این اثر فاخر، بن اندیشه که نتیجه نمایش را بازگو می کند اختلاف دو قوم را ملاک قرار داده که در پایان راهب این دو قوم را با یکدیگر آشتی می دهد و اختلافات دیرینه را از بین می برد. متاسفانه کوشکی این ساخت مایه را فدای جذابیت اثر خود کرده و از نتیجه آن صرف نظر کرده است.

سرگرد حسین بشیری؛ کارشناس ارشد سینما و تئاتر


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون