نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/4/19      19:46:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:148


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
من رئيس ام

گروه اجتماعی - آرايش و پيرايش و تصنع در ارائه شخصيت، به تنهايي مي تواند جهل آدمي را به حقيقت حيات و شخصيت و رشد و كمال آن به خوبي اثبات كند.

 

حكايت جالبي است قصه رئيس شدن و آدم هايي كه براي رسيدن به اين آرزوها چه كارهايي که  نمي كنند. آنها گاهي دو آتيشه مي شوند و براي رسيدن به ايستگاه پرزرق و برق ميز و صندلي رياست، سر از پا نمي شناسند. اين آرزوهاي خيلي قشنگ، خيلي هم حاشيه مي تواند داشته باشد و خيلي از افراد را درگير خود كند.

رئيس شدن خيلي هم چيز بدي نيست؛ اما خدا نياورد روزي كه من حقير، بي آن كه مهياي پذيرش اين كرسي و به اندازه ميز و صندلي بزرگ شده باشم  و احساس رياست كنم، رئيس بشوم. 

آن وقت است كه كارها بيخ پيدا مي كند؛ هم براي من كه  با رويايي پوچ، تكيه بر ميز رياست زده ام و هم براي كساني كه مي خواهند با من كار كنند.

طفلكي آنها بايد آستانه صبر و تحمل خود را بيشتر از پيش بالا ببرند و شرايطي را تحمل كنند كه من ِ در آن وضعيت خودشيفتگي براي شان درست كرده ام. آنگاه، اين خودشيفتگي  به خودباختگي و دلباختگي خواهد رسيد و من ... .

واي بر من!

واي بر من كه اگر اين گونه شدم از سادگي و صفا و صداقت فاصله گرفته و چه بسا براي به دست آوردن اين كه شده ام (رسيدن به رياست) از پلكان پرخطر تملق و چابلوسي بالا رفته و پس از آن براي حفظ جايگاه و مقام خود، از هيچ كار و خطر و بداخلاقي و بي اخلاقي پرهيز نخواهم كرد و ... .

شاعر چه زيبا مي گويد:

      تكلف گر نباشد خوش توان زيست       تعلق گر نباشد خوش توان مُرد

علامه محمدتقي جعفري با اشاره به اين بيت نغز و پرمعنا مي گويد: «سادگي و بي پيرايگي در زندگي ما يكي از بهترين دلايل معرفت انساني به معناي حيات است.

آرايش و پيرايش و تصنع در ارائه شخصيت، به تنهايي مي تواند جهل آدمي را به حقيقت حيات و شخصيت و رشد و كمال آن به خوبي اثبات كند.

در طول تاريخ هيچ شخصيت رشديافته اي را سراغ نداريم كه درصدد برآيد به وسيله تصنع در زندگي، تجسمي صحيح از شخصيت خود را در دل هاي مردم نصب كند.

استغناي ذات آدمي، شخصيت را در مرتبه اي از رشد قرار مي دهد كه هرگز تن به آرايش خويش با پديده هاي چشمگير براي اهل دنيا نمي دهد.

خنده طبيعي، گريه طبيعي، نگاه طبيعي، رفتار طبيعي، رويارويي ساده و ناب با انسان ها كه بندگان خداوند هستند، همه و همه كشف از استغناي شخصيت آدمي مي كند.»

ما در پيرامون خود، در سازمان و محل كار و زندگي خود، افراد زيادي را مي بينيم كه چنين وارسته اند و با بصيرت و معرفت زندگي مي كنند و منشأ باقيات و صالحات هستند.

آنها مسئولانه، عاشقانه و با روحيه جهادي و تفكر انقلابي، رياست را فرصتي براي خدمت به مردم مي دانند و به مدد از الطاف الهي و آموزه هاي ديني، پيشرفت هاي خوبي نيز دارند.

نمونه اين گونه افراد را در جمع فرماندهان خود مي توانيم پيدا كنيم و از آنها درس معرفت و انسانيت بگيريم. اما افسوس كه در كنار اين وارستگان، هستند افرادي كه دلبسته دلباختگي دنيوي خود و ميز و صندلي رياست مي شوند و ... .

واي برمن!

من اگر اين گونه باشم، مستحق ترحم و دلسوزي مي شوم و هرلحظه درگيري روحي و رواني كه مبادا پست رياست خود را از دست بدهم، مثل فشار قبر آزارم مي دهد.

چه خوب است كه من قبل از آن كه به رياست به آن معناي ديگرش فكر كنم، همين لحظه و در همين جايگاه، مرتبه و شغلي كه هستم و در انجام ماموريت و تكليفي كه بر عهده دارم، رئيس باشم.

منظور كلام اين كه به جاي تلاش براي كسب رياست آن هم نه رئيس واقعي شدن، در همين جايگاهي كه هستم، به بركت لقمه اي نان حلال و براي خشنودي و خرسندي خداوند تبارك و تعالي تلاش كنم.

واي برمن !

اگر كم كاري كنم، هم با خيانت به خود، رزق و روزي ام كثيف و به حرام آلوده خواهد شد و هم حق الناس، به گردن خواهم گرفت.

كوتاه سخن:

جان برادر! خدا را شكر كه من رئيسم. در همين جايگاه و شغل و مرتبه خود، رئيس واقعي هستم. اين احساس خوب به من انرژي و انگيزه مي دهد تا نه در آرزوهاي واهي سير كنم و بسوزم و ديگران را خاكستر سازم و نه دغدغه اي به فكر و ذهنم رسوخ كند كه اگر چنين شود و صندلي ام را از من بگيرند، چنان خواهد شد.

پس از همين لحظه شروع مي كنم تا رئيس خوبي براي دل و وجدان خود باشم.

«توماس ويلورد» در كتاب موفقيت خود چه زيبا مي نويسد: «يك برنامه شكست ناپذير براي پيروزي داشته باشيد. در پايان هر روز 6 مورد از مهم ترين كارهايي را كه بايد فردا انجام دهيد، يادداشت كنيد. آنها را برحسب اولويت، مرتب كرده؛ سپس انجام شان دهيد. هيچ برنامه اي بدون عمل، كارآيي نخواهد داشت.»

حرف پاياني

يك ضرب المثل پرتغالي مي گويد:

«لغزيدن با شكست خوردن يكي نيست.» پس مراقب باشيم رئيس واقعي باشيم كه مبادا بلغزيم. بايد به مرحله رياست قلب و دل و روح و معرفت خود برسيم. باز هم تكرار مي كنم، رئيس واقعي باشيم./

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي- خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون