نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/4/25      11:57:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:173


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
سرنوشت تلخ
گروه اجتماعی - از مهرپدری تنها نامی ثبت شده در شناسنامه اش باقی مانده بود و آنچه در این سال ها یدک می کشید، یتیمی محض بود.

 

روزها و هفته‌ها می‌گذشت و خبری از پدر نمی‌شد. ندا 6 سال بیشتر نداشت که پدر و مادرش از هم جدا شدند. مادرش یک‌تنه مسئولیت تأمین هزینه زندگی را به عهده گرفته بود و نقش پدر و مادر را باهم ایفا می‌کرد. ندا دست‌های پینه‌بسته مادر را می‌دید و از درون می‌شکست. او حمایت پدر دوستانش را می‌دید و روز به روز افسرده‌تر می‌شد.

با خود فکر می‌کرد پدر معتادی که هر از گاهی به بهانه تأمین پول مواد به دیدن آنها می‌آید، به چه درد می‌خورد؟ حتی سلام کردن به او هم از روی اکراه و اجبار بود. باوجود اینکه درسش خوب بود، ولی به دلیل نداشتن حامی، از رفتن به دانشگاه بازماند. انزوای همیشگی ندا برای خانواده‌اش عادت شده بود و ناامیدی او از آینده در چشمانش موج می‌زد؛ فقدان پدر، مشکلات مالی، احساس پوچی، تنهایی و ...، همه منجر شد تا او دوبار اقدام به خودکشی کند.

چند روزی بود که ندا دوباره خود را منزوی کرده بود و حتی برای غذا خوردن هم از اتاقش بیرون نمی‌آمد. مادرش نیز به این روند عادت کرده بود و پاپیچش نمی‌شد. 25 روز به همین روال گذشت. در این مدت، تمام زندگی خود را مرور کرد؛ ولی نمی‌توانست بهانه‌ای اساسی در توجیه کار خود بیاورد.

بالاخره یک روز با عجله از منزل خارج شد و خود را به پاسگاه محل زندگی‌شان رساند و با تردید و ترس زیاد عکس پدرش را از کیف درآورد و روی میز افسر شیفت گذاشت و گفت: «پدرم 25 روز پیش به بانک رفته، ولی هنوز خبری از او نشده!» در اين خصوص پرونده‌ای با عنوان فقدان اشخاص، تشکيل شد و مورد رسيدگي قرار گرفت.

روز بعد در اطراف روستا، یک جسد که توسط حيوانات دریده شده بود، کشف و آثار استخوان‌ها، البسه و گوشي وي پیدا شد. اکيپ بررسي صحنه جرم پليس‌آگاهي به محل اعزام شدند و پس از عکسبرداري و فيلمبرداري، مشخصات جسد و البسه را با افراد مفقود شده مطابقت دادند.

فرزندان افراد مفقود شده‌ احضار شدند و تصاوير جسد به رؤيت آنها رسيد و مشخص شد که جسد مرد مجهول‌الهویه، پدر ندا است. با توجه به اهميت موضوع و احتمال وقوع جنايت، پرونده برای رسيدگي به پليس آگاهي ارجاع و توسط مأموران مورد بررسي قرار گرفت.

در تحقیقات پلیسی مشخص شد که مقتول روز حادثه با دخترش بوده است؛ بنابراین به منظور تحقیق پیرامون موضوع، ندا احضار شد.

او منکر هرگونه اتهام شد و گفت که آخرين‌بار پدرم را در همان روز دیدم و نتوانست دلیل قانع‌کننده‌ای براي تأخیر در اعلام فقدان پدرش ارائه دهد؛ ولی سرانجام ندا اعتراف کرد و گفت: «در روز حادثه به همراه پدرم براي عيادت بيماری به سمت یکی از روستاهاي اطراف حرکت کردیم. در طول مسير پدرم مطالبه پول کرد و به او گفتم که الان پول ندارم؛ ولی او راضي نمی‌شد و فحاشي می‌کرد. تا اينکه به بلندي(محل حادثه) رسيديم. او به سمت من حمله کرد و به‌صورت من سيلي زد. من هم او را هل دادم و ناگهان به پایین دره پرتاب شد و بی‌حرکت ماند. به سمت او دويدم و با دستم نبض او را گرفتم و متوجه شدم دیگر نفس نمی‌کشد. بلافاصله به خانه برگشتم و خودم را در اتاق حبس کردم تا بتوانم یک دلیل منطقی برای تقدیر این‌چنینی پدرم و کشته شدنش به دست خودم پیدا کنم.»

گفت‌وگو با کارشناس

خانواده به‌عنوان اولین پایگاه در رشد و شکل‌گیری شخصیت افراد، نقش بسیار مهمی ایفاء می‌کند. نوع روابطی که والدین با یکدیگر و با فرزندان خویش برقرار یا به عبارتی دیگر نوع شیوه‌های تربیتی که والدین در برخورد با فرزندان خویش اعمال می‌کنند، در بروز بسیاری از رفتارهای مثبت یا منفی تأثیر به سزایی دارد.

ندا دختر مقتول، با توجه به شیوه رفتاری و تربیتی پدرش، تبدیل به شخصیتی درونگرا و منزوی شده بود و نیازهای عاطفی، روانی و مادی او در خانواده برطرف نمی‌شد.

اعتمادبه‌نفس وی بسیار پایین بود و شخصیت خویش را کم‌ارزش لحاظ می‌کرد. نتایج تحقیقات نشان داده است که هرچه رابطه صمیمانه والدین و فرزندان در سطح بالایی باشد، بروز بسیاری از اختلالات روانی، بزهکاری‌ها و دیگر مسائل اجتماعی کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، عدم رابطه صمیمانه والدین با فرزندان و طلاق آنها باعث بروز بسیاری از اختلالات روانی، بزهکاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی می‌شود؛ ندا نیز در خانواده طلاق بزرگ شده که هیچ‌گونه رابطه صمیمی بین اعضای آن نبوده، سایه پدر را در زندگی خود احساس نکرده و مسبب تمام مشکلاتی را که در زندگی ایجاد شده بود، بی‌مسئولیتی و ویژگی‌های رفتاری همچون خساست و اعتیاد پدرش می‌داند.

راهکارهای پیشگیرانه

آموختن مهارت‌های زندگی یکی از نیازهای اولیه خانواده‌های نوپاست که در معرض آسیب‌های اجتماعی و روانی هستند. برخی از این مهارت‌ها که باید از طریق والدین به فرزندان انتقال یابد، عبارتند از آموزش چگونگی رفتار با همسر، نوع برخورد با فرزندان، آموزش چگونگی برخورد با کمبودهای اقتصادی و... .

افرادی که اقدام به اعمال خشونت‌های خانوادگی می‌کنند، دچار نقص در مهارت مقابله‌ای هستند که نقش مهمی در سلامت روان دارد. روش‌های شناخت درمانی مانند آموزش مهارت حل مسئله، باعث افزایش مهارت مقابله‌ای می‌شود و در پیشگیری از این‌گونه مسائل سودمند است./

نویسنده: سرهنگ محمد شریفی، معاون اجتماعی - هرمزگان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون