نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/5/11      11:15:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:290


نسخه چاپی
ديدگاه
امان از بادمجان هاي چاق و قاب هاي آش و كلاغ هاي علاف!
گروه اجتماعی - اگر خداي ناكرده اين گونه شديم بايد بترسيم مبادا خدا باطن مان را آشكار سازد و روسياه و شرمنده شويم. اين را هم فراموش نكنيم كه چوب خدا صدا ندارد و دنيا دار مكافات است و هرچه كنيم كشت، همان بدرويم.

 يك نفر بيايد و مرا روشن كند، قضيه بادمجان هاي چاق  و قاب هاي آش وچشم هاي باز و لب هاي خندان و كلاغ هاي علاف چيست؟

اصلا كلاغ ها اين وسط چه كاره اند كه آتش بيار معركه مي شوند و بعضي آدم هاي بيمار هم هستند تا يك كلاغ علاف را چهل نه چهار صد تا كلاغ ببينند.

ضرب المثل يك كلاغ را چهل تا كلاغ ساختن زياد شنيده ايم اما اين كه بعضي ها پيدا مي شوند و با سحر و جادويي كثيف چهل تا كلاغ را يك كلاغ مي كنند جاي تعجب است و بايد انگشت به دهان بگيريم كه چرا ... ؟

حرف حساب شاخ و دم ندارد، چند كلمه است كه جمله اي مي سازد و مي خواهد به ما بگويد حساب دو دو تا چهار تاست، اگر خوب فكر كنيم، خوب زندگي مي كنيم و اگر در نقطه مقابل، دهن لق باشيم و قهقهه به هم ببافيم و فكرمان را سمت و سوي منفي بدهيم، شايد ظاهري خوب براي خودمان به هم بزنيم اما باطن مان پاك و بي ريا نخواهد بود.

از باطن و فكر خراب آدم هاي بيمار چه انتظاري مي توان داشت جز آزار و اذيت ديگران؟

اگر خداي ناكرده اين گونه شديم بايد بترسيم كه مبادا خدا باطن مان را آشكار سازد و روسياه و شرمنده شويم. اين را هم فراموش نكنيم كه چوب خدا صدا ندارد و دنيا دار مكافات است و هرچه كنيم كشت، همان بدرويم.

اجازه بدهيد ببينيم اين ماجراي بادمجان هاي دور قاب چين از كجا شروع شدند و اصل موضوع چه بوده است.

ريشه تاريخي بادمجان دور قاب چين ها

آنچه كه مخصوصا در آشپزان سرخه حصار در زمان ناصر الدين شاه قابل توجه بود و براي شناخت متملقان و چاپلوسان رياكار كه در هر عصر و زمانه اي به شكل و هياتي خود نمايي مي كنند آموزندگي داشت، موضوع سبزي پاك كردن و بادمجان دور قاب چيدن از طرف وزرا و امرا و رجال قوم بود كه با اين عمل و رفتار خود بي‌مزگي در امر تملق و چاپلوسي را تا حد پستي و دنائت طبع مي رساندند.

این افراد کسانی بوددند که در امر طبخ و آشپزي مطلقا چيزي نمي دانستند و كاري از آنها ساخته نبود . اين عده كه در راس آنها صدر اعظم قرار داشت، 2 وظيفه مهم و خطير را بر عهده داشتند.

يك آن كه چهار زانو بزنند و بر زمين بنشينند و مثل خدمه هاي آشپزخانه بادمجان پوست كنند.

ديگر آن كه بادمجان ها را پس از پخته شدن در دور و اطراف قاب هاي آش و خورش بچينند.

شادروان عبدا... مستوفي مي نويسد: عكسي از اين آشپزان ديده ام كه صدر اعظم مشغول پوست كردن بادمجان است و سايران هر يك به كاري مشغول بودند. اين آقايان رجال و بزرگان  حساب كار را داشتند و بادمجان ها را هنگامی كه شاه سري به چادر آنها مي زد به دور قاب مي چيدند و دقت و سليقه به كار مي بردند تا بادمجان ها را به طرزي زيبا و شاه پسند دور قاب هاي آش بچينند و مسرت خاطر ناصرالدين شاه را فراهم ساخته تا شاه نسبت به مراتب اخلاص و چاكري آنها اظهار تفقد و عنايت فرمايد.

اصطلاح بادمجان دور قاب چين از آن تاريخ ناظر بر افراد متملق و چاپلوس شده و رفته رفته به صورت ضرب المثل در آمده است.

حالا كه ريشه اين بادمجان هاي دور قاب چين را كشف كرديم بايد مراقب باشيم تا نه شاه بشويم و اجازه بدهيم از ما بت بسازند و نه افرادي بي خاصيت، مغرض و بد نيت اجازه پيدا كنند به جاي كار و مسئوليتي كه بر عهده گرفته اند به شغل بادمجان چيني دور قاب ها مشغول شوند.

در اين ميان همان طور كه گفتيم، هستند افراد بيماري كه يك كلاغ را چهل كلاغ مي كنند و دنبال آن هستند تا از كاه، كوه بسازند و براي اطرافيان شان مشكل و دردسر درست كنند و همچنين افراد ديگري هم هستند كه در خود توانايي مي بيند تا چهل كلاغ را يك كلاغ كنند و در واقع كارهاي خوب يك فرد را نديده و نسنجيده، با يك كار اشتباه كوچك به باد فنا و نابودي بسپارند و هرج و مرج راه بيندازند.

حواس مان باشد

اگر ندانيم چه كار بايد كنيم، اگر به بادمجان دور قاب چين ها فرصت جولان و خودنمايي دهيم و يا اگر در مرتبه اي هستيم كه به شغل بادمجان دور قاب چيني علاقمند هستيم تا كم كاري و بداخلاقي های خود را بپوشانيم و فقط دنبال اين باشيم كه حرف  بياوريم و آتش روي آتش بگذاريم، نه تنها اعصاب و روان ديگران را به بازي مي گيريم بلكه در انجام وظيفه و مسئوليتي كه بر عهده داريم كوتاهي كرده ايم و هم منابع را سوزانده و هم سرمايه ها را از دست داده ايم.

حرف آخر

آنچه از دل تملق و چاپلوسي و بادمجان دور قاب چيني كه نماد رياكاري است بيرون مي آيد، غيبت، تهمت، دروغ و بدخواهي است كه همه اينها از گناهان بزرگ هستند و اگر مرتكب‌ آن شويم، عاقبت به شر خواهيم شد.

اين فرجام شوم، نه تنها عاقبت افراد متملق و چاپلوس و رياكار بلكه به كساني كه گوش مي دهند، لبخند مي زنند و سري تكان مي دهند را نيز شوم و كثيف خواهد كرد و دير يا زود بايد منتظر عواقب كارهاي زشت خود باشند.

و چه زيبا مناجاتي است از خواجه عبدا... انصاري كه :

الهي! عذر ما بپذير  و بر عيب هاي ما مگير. الهي عمر خود بر باد كردم و بر تن خود بيداد كردم!

 الهي! اگر كار به گفتار است، بر سر همه تاجم و اگر به كردار است، به پشه و مور محتاجم.

الهي! بيزارم از طاعتي كه مرا به عجب آورد، همچو بيد مي لرزم كه مبادا به هيج نيرزم، الهي ترسانم از بدي خود، بيامرز مرا به خوبي خود.

الهي دانايي ده كه از راه نيفتيم و بينايي ده كه در چاه نيفتيم.

دست گير كه دستاويزي نداريم، بپذير كه راه گريزي نداريم.

الهي مگو كه چه كرده ايم كه دردا شويم و مگو كه چه آورده ايم كه رسوا شويم.

الهي ظاهري داريم شوريده، باطني داريم در خواب و سينه اي  پر آتش. ديده اي داريم پرآب. گاه در آتش سينه مي سوزيم و گاه از چشم غرقاب.

الهي توفيق ده تا در دين استوار شويم. عقبي ده تا از دنيا بيزار شويم. بر راه دار تا سرگردان نشويم.

 

نويسنده : غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي- خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون