نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/5/16      16:49:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:49


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
سهم شبکه‌هاي اجتماعي در افزايش نرخ طلاق
گروه اجتماعی - شبکه هاي اجتماعي و تاثيرات فراوان آن بر اجتماع بخصوص بر جامعه ایرانی، بر کسي پوشيده نيست. به همین خاطر باید چگونگی این تاثیرات را بررسی کرد و برای رفع مضرات آن به دنبال راهکارهای مناسب بود.

 

 

این متن با عنايت به افزايش روند رو به رشد طلاق در جامعه و تاثيرپذيري آن از فعاليت شبکه هاي اجتماعي بخصوص نرم افزارهاي مبتني بر موبايل نظير تلگرام تهيه و تنظيم شده است.

تاريخچه:

مفهوم شبکه‌هاي اجتماعي اينترنتي با قالب امروزي آن برای نخستین بار در سال 1960 در دانشگاه ايلي نويز ايالت متحده امريکا مطرح شد. پس از آن در 1997 نخستين سايت شبکه اجتماعي اينترنتي به آدرس SixDegrees.com راه‌اندازي شد. اين سايت به کاربرانش اجازه ايجاد پروفايل می‌داد تا آنها بتوانند با ليستي از دوستانشان در ارتباط باشند.

در سال 2004، سايت هاي شبکه اجتماعي فرنداستر با 7 ميليون کاربر و ماي اسپيس با 2 ميليون کاربر صاحب بيشترين کاربران در اين حوزه بودند. در همين سال سايت شبکه اجتماعي فيس بوک توسط مارک زوکربرگ در خوابگاه دانشگاه هاروارد راه اندازي شد. سال 2006 اما، سال گسترش روز افزون کاربران و بازديدکنندگان وب‌سايت‌هاي شبکه‌هاي اجتماعي بود. در اين سال دسترسي عمومي مردم به فيس بوک آزاد شد.

شبکه هاي اجتماعي ديجيتال (از فيس بوک و توييتر و اينستاگرام تا گروه هاي وايبري و گروه هاي ايميلي و نرم افزارهاي چت و مسنجر) طي سال هاي اخير چنان به سرعت وارد زندگي ما ایرانیان شدند که فرصتي براي فکر کردن در مورد آنها و تحليل دقيق آنها پيدا نکرديم و همين امر زمينه ساز ايجاد بسياري از تبعات منفي از جمله افزايش نرخ طلاق در جامعه شده است.

مقدمه:

خانواده به‌عنوان کوچک‌ترين واحد اجتماعي، مي‌تواند در زندگی افراد هم نقش مثبت داشته باشد و هم نقش منفی. به طور مثال خانواده هم می تواند کانون ایجاد آرامش باشد و هم در نقش منفي‌اش، در ايجاد آسيب های اجتماعي، تاثيرگذار باشد. از جمله این آسیب های اجتماعی که از درون اين نهاد اجتماعي پدید می آید، بروز آسيبي تحت عنوان «طلاق» است که آثار مخرب آن در ابعاد اجتماعي بسیار زیاد است و موجب ايجاد ناهنجاري‌هاي اجتماعي بسياري مي‌شود.

در پيدايش اين معضل، عوامل شناخته‌شده و ناشناخته‌اي دست به دست هم داده و موجب ناسازگاري زناشويي و انحلال خانواده و بالا رفتن نرخ طلاق در جامعه ايراني بويژه در سال‌هاي اخير شده اند، که بی شک يکي از این عوامل، «شبکه‌هاي اجتماعي» هستند.

چگونه شبکه‌های اجتماعی مي‌توانند هنجارها را تغيير دهند؟

در گذشته هنجارها در جامعه براساس منابع داخلي و منابع ارزشي، فرهنگي و سياسي خود فرد شکل مي گرفت و به ندرت اين ارزش‌ها و هنجارها در معرض سؤال و تغيير قرار مي گرفت، اما امروزه شبکه هاي اجتماعي سبب شده اند که اتصال افراد را از جغرافيای محل زندگی خویش جدا کنند و افراد می توانند از طریق این شبکه ها از سبک زندگي کشورها و فرهنگ هاي ديگر آگاه شوند.

يعني گسترش شبکه های اجتماعی بستری را ایجاد کرده است که افراد خانواده فقط سبک زندگي خود را نبينند و تجربيات ديگران را به صورت مجازي درک کنند. اين جنبه شبکه هاي اجتماعي مي توانند طور مستقيم بر ساختار خانواده و تفکر اجتماعي افراد و نهادهای کوچک و بزرگ جامعه تاثيرگذار باشد.

ارتباط معنادار شبکه‌هاي اجتماعي و طلاق

نتايج يک تحقيق دانشگاهي که اخيرا درباره تاثير شبکه هاي اجتماعي در بروز پديده طلاق در کشور انجام شده، نشان مي دهد که هرچه ميزان حضور افراد در این شبکه ها بیشتر باشد به همان اندازه گرايش به سبک زندگي مدرن نيز بيشتر و گرايش به سبک زندگي سنتي نيز کمتر مي شود و در نهايت، بين عضويت زوجين در شبکه هاي اجتماعي و درخواست طلاق ارتباط مستقيم و معنادار وجود دارد.

در اين تحقيق اشاره شده است که شبکه هاي اجتماعي نظير فيس بوک، توييتر و نرم افزارهاي تلفن همراه نظير وي چت، تانگو، واتس اپ و وايبر که به شکل رايگان در اختيار تمامي کاربران دنيا قرار مي گيرند، قادرند تا با جايگزيني ارزش هاي مدرن به جاي ارزش هاي سنتي، سبک زندگي غربي را رواج داده و چالشی جدي بين الگوهاي رفتاري زوجين ايجاد کنند.

بدبيني، حاصل حضور در شبکه‌هاي اجتماعي:

افزايش ارتباط بين افرادي که در دهکده جهاني زندگي مي‌کنند، اولين هدف و مهم‌ترين انگيزه تشکيل اين شبکه‌ها بود تا حدودي هم در اين هدف موفق بودند، اما بعضا يک‌سري جدايي‌ها و دوري‌هايي را هم به وجود آورد.

اگر اين مشکل را بخواهيم در جامعه خودمان بررسي کنيم، مي‌بينيم حضور در شبکه‌هاي مجازي، باعث ايجاد سوءظن و بدبيني بين برخي زوجين شده است؛ اتفاقي که کم‌کم به طلاق عاطفي و در نهايت به طلاق دائمي مي‌انجامد.

آيا برخورد سلبي يک راهکار است؟

برخورد سلبي و قهري با شبکه‌هاي اجتماعي بدترين راه‌حل براي درمان اين معضل و پديده اجتماعي است. در حال حاضر درباره شبکه‌هاي اجتماعي با مشکل به وجود آمدن يک پديده اجتماعي مواجه هستيم. ما نبايدبا اين پديده‌ مقابله کنيم، بايد آنها را آگاهانه هدايت کنيم. بايد به فکر به وجود آوردن جايگزين‌هاي بومي و محلي در اين رابطه باشيم تا نتيجه بگيريم.

به روز شدن دلايل طلاق:

دلايل طلاق در جامعه امروز را اگر با جامعه ده سال پيش ايران هم مقايسه کنيم قطعا تغيير را به وضوح مي‌بينيم. چون مردم ديگر تحت تاثير شرايطي زندگي نمي‌کنند که ده سال پيش بر جامعه حکمفرما بود.

جامعه امروز، همان قدر که دارای امکانات ويژه و نيازهاي خودش است، مشکلات خاصي را نیز به همراه دارد. اين که مي‌گوييم شبکه‌هاي اجتماعي امروز نقش پررنگي در جدايي زوج‌ها پيدا کرده‌اند، به دليل اين است که نقش مهمي در جامعه دارند. به نسبت اين حضور پررنگ در تمام روابط انساني که در جامعه حکمفرماست، پايشان به بنيان خانواده‌ها هم کشيده شده است. اکنون با اين که هنوز اعتياد، بيکاري و ... جزو عوامل موثر در طلاق هستند، اما نمي‌توانيم نقش شبکه‌هاي اجتماعي را ناديده بگيريم.

فرجام سخن:

نگراني از افزايش آمار طلاق و کاهش ميزان ازدواج، نگراني بجايي است اما اين سوال هم بايد پاسخ داده شود که آيا با نفي ارتباطات نوين مي شود مشکلات اجتماعي را حل کرد، هرچند که اثرات منفي شبکه هاي اجتماعي بر زندگي انسان ها انکارناپذيراست.

نه تنها شبکه هاي اجتماعي بلکه اصولا همه فناوري ها، ابزارهاي مفيدي هستند که ناآگاهي از چگونگي استفاده از آنها، مي تواند نقش تخريبي به آنها بدهد.بين هويت حقيقي و هويت مجازي افراد در شبکه‌هاي اجتماعي شکاف وجود دارد و اين کاملا با آنچه در فرهنگ و سبک زندگي اسلامي و محيط خانواده به‌عنوان جامعه آرماني به آن نگاه مي شود تفاوت دارد.

شبکه‌هاي اجتماعي به دليل اينکه افراد را به يک حريم خصوصي مي‌برد، اصلا نمي‌تواند با آن اساس کاری سازگار باشد که حداقل درخور تعليم و تربيت و زندگي با سبک ايراني - اسلامي خانواده است.

با آمدن شبکه‌هاي اجتماعي مجازي، شکل جديدي از زندگي در فضاي مجازي پديد آمده و روابط ميان افراد به شکل سنتي آن تغيير کرده و تاثير غيرقابل انکاري بر روابط اجتماعي بر جاي گذاشته است.

راه مقابله با آسيب‌هاي ناشي از شبکه‌هاي اجتماعي و ممانعت از شکل‌گيري تضاد الگوها و ارزش‌هاي سنتي و مدرن بين زوجين آن است که خانواده‌ها خود به شناخت دقيق الگوها و ارزش‌هاي مهم موجود بپردازند و نحوه درست استفاده کردن از شبکه‌هاي اجتماعي را به فرزندان و جوانان خود بياموزند و با توجه به نفوذ قابل توجه نهاد خانواده در انتقال هنجارها و ارزش‌ها، با استفاده از سبک انتقالي دروني‌سازي و متقاعد کردن، به صورت ملايم، چنين سبکي را در انتقال الگوهاي مورد نظرشان مدنظر داشته باشند.

پايگاه خبري پليس قم


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون