نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/6/21      17:20:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:110


نسخه چاپی| ارسال به دیگران
تاثيرات ماه محرم و واقعه عاشورا در عصر حاضر
گروه اجتماعی - با خود فكر مي كردم كه آيا اين تاثيرات بعد از 1400 سال در زندگي و جامعه ما منشا اثر شده يا خیر؟ كه دريافتم تاثير خون شهيدان كربلا و قهرمانان واقعي دشت نينوا از همان ساعتي كه رئوس مبارك ايشان وارد شهر كوفه گرديد اثر گذار بود.
 

آيا تاثيرات گفتار و خطابه هاي حضرت زينب(س) در بارگاه يزيد او را رسوا نكرد؟ آيا به گفته تاريخ نويسان، زنان و اهالي حرم يزيد بن معاويه تحت تاثير كلام پر شور حضرت زينب كبري(س) قرار نگرفتند؟

همه به خوبي مي دانيم كه پايه هاي ظلم يزيد بن معاويه از همين زمان به لرزش درآمد و سپس فرو ريخت. اين اثرگذاري در اوايل تاريخ اسلام و مخصوصاً تاريخ شيعه هميشه با تابش پرتو خون هاي مظلومان كربلا پشتيبان و حمايت كننده رهروان حضرت حسين بن علي(ع) بوده است.

همه به خوبي مي دانيم كه در طول تاريخ جنگ هاي بزرگي اتفاق افتاده است. انسان هاي بي شماري كشته شده و خانه هاي بسياري ويران گشته اند. چه بسا در اين جنگها نيز انسان هاي كوچك و بزرگ و زنان و مردان بي گناه طعمه آتش جنگ ها شده اند. مثال هاي قابل فهم در زمان معاصر جنگ هاي اول و دوم جهاني بوده است كه طي آن بيش از 30 ميليون نفر از مردم كشورهاي مختلف و با زبان هاي مختلف به كام مرگ فرو رفته اند ولي آيا شنيده ايد كه در هيچ جايي از جهان براي اين انسان ها مراسم و ياد بود هايي همچون ياد بود شهداي كربلا به پا دارند؟

حرف در اين مورد بسيار است ولي بهتر آن است كه به اثرات اين واقعه مهم در زمان حالِ كشور عزيزمان ايران كه داعيه پيروي و رهروي از اين شهيدان را در سرلوحه عقايد خود دارند، و درسي كه ما بايد از اين واقعه بگيريم پرداخته و اثرات آن را بازگو كنيم.

سالهاي نه چندان دور در كشور ايران انقلابي رخ داد. همه مي دانيم كه انقلاب هاي جهان براي خود تئوري هاي تعريف شده اي دارند كه رهبري، بسيج مردم، ايدئولو‍‍ژی و عقايد انقلابي از اَهم آن مي باشند.

غرض از بيان اين نكته اين است كه رهبري اين انقلاب با اتكا به ايدئولوژي و تفكر عاشورايي و استقامت از شهداي عاشورایي مردم اين كشور را به صورت امت واحده درآورده و توانست كاخ ستمشاهي را كه از حمايت همه جانبه استكبار جهاني برخوردار بود، به قعر سياهي ها بفرستد. البته سخن گفتن از پيروزي اين انقلاب شكوهمند در چند سطر، ظلم به تاريخ است ولي مقصود ما اين است كه انقلاب هاي بسياري در جهان اتفاق افتاده كه يا به علت دارا نبودن ايدئولوژي مناسب و وصل نبودن به يك چشمه زلال الهي و نداشتن تفكري همچون تفكر شيعي يا به كودتا تبديل گشته اند يا ناكام شده اند.

به برهه ديگری از زمان برمي گرديم، بعد از پيروزي انقلاب، دشمنان قسم خورده به جان كشور اسلامي ايران مي افتند تا او را از پاي درآورند ولي در فكر و ذهن خود به اين تفكر نرسيده اند كه با شروع جنگ عليه كشوري كه متصل به تفكر شيعي و تفكر عاشورایي مي باشد نمي توانند مقابله بكنند. تمام دنيا در يك طرف با كليه امكانات و تجهيزات و عده بسيج مي شوند و در طرفي ديگر كشوري با ايدئولوگ هاي خود یعنی امام حسين(ع) شجاع و قهرمانش حضرت ابوالفضل(ع)، جوانمردش علي اكبر(ع)، نوجوانش با جواناني همچون جوانان بني هاشم و زينب(س) ام المصائبش مادر و الگوي صبر و استقامت. آيا بهتر نيست مقايسه اي حتي كوچك بين جوانان و مردمِ زمان حال با آن گروه اندك مظلوم و شجاع كربلا انجام دهيم تا بگویيم تاثيرات آنها بر اين مردم چگونه بوده است. آيا بزرگسالاني كه زن و فرزند و تمام علايق دنيوي خود را رها كردند و عاشقانه به صف شهادت طلبان شتافتند. الگويي به جز حسين(ع) داشتند؟ جوانان برومندي كه واژه جوانمردي و فتوت را از سرورشان آقا ابوالفضل(ع) ياد گرفته بودند چگونه دين خود را به رهبر و امام خويش به اثبات رساندند.

آنهایی كه حتي از پيدا شدن اجساد خود احتراز مي كردند و مي خواستند گمنام و بي نام و نشان در ميان گل و لاي هاي جزيره مجنون و يا كوه هاي سر به فلك كشيده كردستان دفن شوند. آيا حالات جواناني كه اينك نيز از تلويزيون مي بينيم در شب حمله به دشمن با حالات شب قبل از شهادت حضرت علي اكبر(ع) و حضرت قاسم شباهت هايي ندارند؟ آيا اين جوانان نيز كشته شدن در راه هدف و خداوند را اهلاء من العسل نمي دانند؟ آنهايي كه شب هاي قبل از عمليات با گريه و زاري و دعا از خدا رسيدن به وصال را خواستار بودند.

آيا حالات و احوال اين مادران و زنان و خواهران كه با مقاومت و صبر و همياري خويش، با حضرت زينب (س) كمي مشابهت ندارد؟ آيا دختران و زناني كه در ايام قبل از سقوط خرمشهر در كنار شوهران و برادران خويش اسلحه بر كف داشتند و يا مرهم بر زخم آنها مي گذاشتند و نيز پشتيباني آنها از رزمندگان شباهت هايي به اوضاع و احوال زينب(س) ندارد؟

كمي به جلوتر مي آييم، شايد 8 سال دفاع مقدس در نظر بعضي ها در زمان و مكان مخصوصي اتفاق افتاده باشد ولي در زماني نه چندان دور در آن طرف درياي مديترانه در كشوري كه اقوام مختلف با گرايش هاي مختلف زندگي مي كنند فقط يك گروه شيعي به نام حزب الله لبنان با استعانت از خداوند متعال و الگو گرفتن از رهبر شهيد خود حسين بن علي(ع) تنواسته اند لرزه بر اندام گروه وحشي و خشن صهيونست ها بياندازند.

آنها بعد از اخراج صهيونيست ها از كشورشان در يك جنگ 33 روزه دنيا را به حيرت واداشتند در حاليكه تمام كشور هاي عربي كه در طول دوران مختلف با رژيم غاصب صهيونيستي مقابله كرده اند هميشه دست از پا درازتر شكست خورده و سرزمين هاي خويش را به دست آنها سپرده اند. صحراي سينا در مصر و بلندي هاي جولان در سوريه، قسمتي از خاك اردن شاهدان اين مثال مي باشند. تمام اين مسائل مربوط به تاثير گذاري تفكر عاشورا و محرم است كه بحث بيشتر درباره انها در اين مقال نمي گنجد.

حال كه از تاثيرات عاشورا و تفكر عاشورایي در ابعاد دفاعي سخن به ميان آمد بهتر است كمي هم درباره ابعاد اجتماعي و اخلاقي كه بايد بر زندگي ما جاري باشد سخن به ميان بياوريم.

متاسفانه در سال هاي اخير با توجه به رسوخ فرهنگ غربي در كشور هاي مختلف و خودباختگي بعضي از كشورها و ملل درباره هويت خويش نقش مذهب كم رنگ تر شده و يا به نوعي تحت تاثير عوامل تاثيرگذار فرهنگ وارداتي شده اند.

اين موضوع در كشور ما هم به چشم مي خورد و آن هم نوعي سطحي نگري نسبت به مسائل مهمي همچون عاشورا و تفكر عاشورایي مي باشد و عمق و جان مسئله متاسفانه دچار نوعي فراموشي شده است. همگان اعتقاد بر اين يافته ايم كه فقط گريه بر شهيدان عاشورا و محرم در جهت محترم شمردن راه آنها كافي است و ياد كردن از آنها را فقط در اين دهه محرم بسنده كرده ايم.

آيا كساني كه با رشادت و شهادت خود اينگونه بر تاريخ جهان تاثير گذاشته اند فقط گريه مي خواهند يا اينكه ما بايد هدف اصلي قيام آنها را بررسي و تحليل كنيم؟ آيا اين گروه اندك فقط براي آب جنگيدند؟ مگر در سرزمين خويش آب، نان و موقعيت نداشتند؟ و يا اينكه اين گروه براي به دست آوردن قدرت چند روزه اينچنين به خاك و خون افتادند؟ اگر چنين بود حتماً به حكمراني يك منطقه نائل مي شدند و ساكت و آرام در گوشه اي حكومت مي كردند. آري هم و غم اين گروه براي آب و نان و رسيدن به مسند حكومت نبود، بلكه ايشان با عمل خويش مكتب شيعه را براي هميشه بيمه كردند و چراغي افروختند كه هميشه زمان، روشنگر راه انسان هاي واقعي شدند. آنها جمله "اِن الحيات عقيده و الجهاد" را به مفهوم كامل معني کردند.

حال وظيفه ما آيا گريه كردن بر آنهاست يا الگو قرار دادن تك تك آن شهيدان؟ آيا ما در زندگي روزمره خود تا چه حد از اين تفكر تبعيت مي كنيم؟ به مبارزه با استكبار و ظلم و ستم عليه ملت ها چگونه فكر مي كنيم؟ با امر به معرف و نهي از منكر چه ديدگاهي داريم؟ براي ياري ستمديدگان چه فكري كرده ايم؟ آيا يار و ياور مظلومان جهان هستيم؟ در رابطه با اجراي اصول و فروع دين چه كرده ايم؟

اينها سوالاتي است كه بايد امروزه به آنها جواب داده و مقايسه اي با عملكرد خود و تفكرات شيعه داشته باشيم و از سوي ديگر هم جنبه هاي مثبت را از ياد نبرد. جامعه كنوني ما بعد از انقلاب اسلامي الگوي خود را بر اساس تفكرات شيعي و عاشورايي قرار داده است. مبارزه با كشورهاي غاصب و ستمگر و قدرتهاي زورگويي همچون آمريكا و اسرائيل در راه سياست هاي جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است. ايران امروز ديگر ايران زمان گذشته نيست كه با اخم كردن يك وزير خارجه آمريكايي خود را ببازد. امروز در سايه تفكر زندگي يعني عقيده و جهاد، كشورهايي همچون آمريكا با شكست مواجه شده اند و چنان افتضاحي بر آنها مستولي شده است كه گفت وگو درباره آنها در اين مقاله نيست.

امروزه، ايران با حمايت از ستم ديدگان و محرومان جهان چشم و چراغ و اميد محرومان كل جهان شده است. اين كشور با وجود تحريم هاي بين المللي از سوي كشورهاي مختلف توانسته است در عرصه هاي مختلف با پايداري و مقاومت و ابراز عقيده موفقيت هايي به دست آورد. روز به روز بر نابودي قدرت هاي جهان افزوده مي شود. در اين ميان در نظر بعضي ها ممكن است كه تنگناهايي نيز وجود داشته باشد. مثلاً بساط عيش و نوش و خوشگذراني و تجمل گرايي آنها به راه نباشد و يا مشكلاتي از قبيل گراني و تورم و مسائل روز كه ناشي از مشكل تراشي دشمنان نيز مي باشد به وجود آيد، ولي بايد به ياد داشته باشيم كه مبارزه هزينه مي خواهد و اگر تمام ملت بر اين مشكلاتِ مبارزه آگاهي داشته باشند به زودي به نتايج مطلوب خواهند رسيد.

نتیجه گیری
ما به عنوان پيروان تفكر محرم و عاشورا امروز بايد با الهام گيري از حركت آن عزيزان در همه جنبه هاي زندگي خود بتوانيم به اهداف عاليه انساني و اسلامي نائل شویم. با شجاعت و مبارزه در راه عقيده و جانبازي و شهادت در راه اعتقادات خويش، با دستگيري و حمايت از محرومان و ستمديدگان، با صبر و استقامت در راه مبارزه، ان شاءالله آينده روشني در پيش روي ما خواهد بود.

 

نویسنده: سرتیپ دوم پاسدار محسن خانچرلی؛ فرمانده انتظامی غرب استان تهران


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون