نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/7/18      18:18:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:153


نسخه چاپی
رابطه و تأثیر متقابل حجاب و عفاف
گروه اجتماعی - یکی از ارزش های مهم انسانی که خود منشأ بسیاری از فضایل و صفات نیک در فرد و جامعه است، عفت و خویشتن داری می باشد، این عنصر برجستۀ اخلاقی تأثیر بسیاری در رفع ناهنجاری های جامعه داشته و از پایه های مهم اخلاقی انسان است که موجب تعالی و کمال بشر می شود.

 

دربارۀ واژۀ عفت؛ علما و دانشمندان بسیاری اظهار نظر کرده اند که نشان از اهمیت این موضوع دارد. برای درک بهتر از موضوع مطرح شده، نخست باید به اختصار دو واژۀ عفت و حجاب تعریف شود.

«عفاف»، واژه ای عربی، به معنای پرهیزگاری، پاک دامنی، خودداری از کارهای زشت است.

در کتاب مفردات الفاظ قرآن دربارۀ عفت آمده است: عفت، حالت نفسانی است که مانع تسلط شهوت بر انسان می گردد و انسان عفیف، کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد.

خواجه نصیرالدین طوسی عفت را جزو فضایل چهارگانه محسوب می نماید و عفت را نتیجۀ تهذیب قوۀ شهوانی ذکر کرده و می گوید: فضایل چهار بود، اول: تهذیب قوت نظری و آن «حکمت» بود، دوم: تهذیب قوت عملی و آن «عدالت» بود، سوم: تهذیب قوت غضبی و آن «شجاعت» بود و چهارم: تهذیب قوت شهوی و آن «عفت» بود.

همچنین ملا احمد نراقی در کتاب معراج السعاده برای قوه شهویه سه حالت در نظر می گیرد: «و دانستى که حد اعتدال‏ این قوه، صفت عفت‏ است، که منشأ جمیع صفات کمالیه متعلقه به این قوه است و دو طرف افراط و تفریط آن یکى شره است و دیگرى خمود و اینها‏ جنس جمیع رذایل متعلقه به این قوه، و منشأ و مصدر همه آنها هستند». وی در ادامه می گوید: «عفت عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوۀ شهویه از برای قوۀ عاقله».

ملاصدرا نیز عفاف را منشأ صدور کارهای معتدل می داند و می گوید: «عفاف، خُلقی است که منشأ صدور کارهای معتدل می شود نه پرده دری می کند و نه گرفتار خمودی می شود».

در قرآن کریم این واژه در چهار آیه و در معنای گسترده تری به کار رفته است:

1. به معنای خودداری کردن از تصرف در مال یتیم.

2. جوانانی که امکان ازدواج ندارند باید عفت و پاک دامنی پیشه کنند.

3. دربارۀ زنان سالخورده است که علی رغم این که می توانند بدون پوشش چادر باشند، آن را کنار ننهند.

4. در مورد فقیرانی که از اظهار فقر و درخواست کمک خودداری کنند که هر کس آنان را ببیند گمان می کند که آنها بی نیازند.

بنابر آنچه که گفته شد، عفاف معنای وسیع تری از پاک دامنی و حفظ از فحشا دارد. عفاف، اغلب نظر به اعتدال دارد و انسان عفیف دچار افراط و تفریط نمی شود. فضیلت عفت به این مطلب مهم اشاره دارد که انسان باید پاسخی منطقی و عقلانی به نیازهای طبیعی خود که مبتنی بر دستورات شرعی و عرفی است بدهد. اگر چنانچه به هر علتی از برآورده شدن خواسته های منطقی خویش بازماند، خویشتن داری کرده و عفت ورزد.

با تأمل بیشتر در معنای عفاف و بررسی مصادیق و محورهایی که در مورد عفاف در قرآن آمده است، می توان گفت: واژۀ عفاف هر چند به معنای اعتدال آمده است، اما یک شاخصۀ ظریف و دقیق دیگری را نیز در بر دارد. با رعایت عفاف در برخی از افعال می توان حاشیه امنی برای اخلاق و رفتار انسان ایجاد نمود. به بیان دیگر؛ منافع و مصالح مادی و معنوی باعث می شود که انسان دست به هر کاری نزند، هر چند که انجام آن کار نیاز فعلی او را رفع نماید. به عنوان نمونه، یک فقیر اگر به واسطۀ فقر خود از کسی گدایی کند شاید حرام نباشد، ولی او با این کار خویش حاشیۀ امنی که برای حفظ سایر خصوصیات اخلاقی خود از قبیل حیا و عزت که ایجاد کرده بود را کم کرده و راهی برای انهدام فضایل خود ایجاد می نماید. بنابراین، عفت، سپری برای حفظ فضایل اخلاقی است و اخلاق نیکو نیز اساس رشد و تکامل جوامع بشری می باشد.

مفهوم شناسی حجاب

حجاب، واژه ای عربی و به معنای منع است و اگر به معنای پوشش گرفته می شود برای این است که پوشش مانع دیدن اندام زن می شود. بر این اساس زن محجوب به زنی گفته می شود که دارای پوشش باشد.

بر اساس آموزه های قرآنی حجاب بر سه قسم تقسیم می شود:

الف. حجاب پوشش

خداوند در سورۀ احزاب دستور می دهد زنان با پوشش و فرو انداختن چادر و یا روسری مانع جلب نگاه ها شده و در نتیجه احیاناً از آزار و توهین مصون باشند. همچنین در سورۀ نور نیز زنان از آشکار کردن زینت های خود منع شده اند.

ب. حجاب گفتار

در قرآن سخن گفتن زنان به صورت طنین و آهنگین به نحوی که برای مردان تحریک آمیز باشد نیز ممنوع شده است؛ زیرا باعث تهییج مردان نامحرم شده و بدین وسیله موجبات وهن زنان و آزار و اذیت آنان فراهم می شود.

ج. حجاب رفتار

قسم دیگر حجاب توجه به شیوۀ رفتار و راه رفتن و به گونه ای خودنمایی است که در قرآن از آن با عنوان «تبرج» یاد می شود. این نوع راه رفتن و رفتار نیز می تواند زمینۀ فساد را در جامعه ایجاد نماید و زنان و مردان را از مسیر پاکی و طهارت دور سازد.

بنابراین، وقتی از حجاب سخن به میان می آید، منظور صرفاً پوشش و تکه ای پارچه بر روی سر نیست، بلکه ابعاد حجاب، رفتار و راه رفتن، گفتار و پوشش را در بر می گیرد و هر زنی که این سه مؤلفه را رعایت نماید، می توان گفت آن زن بر اساس دستورات شرعی و عرفی رفتار می نماید.

تأثیر متقابل حجاب و عفاف

حجاب و عفاف بر یکدیگر اثر گذار و نیز تأثیر پذیرند. هر چند در برخی از نمودهای عینی هم شاید بتوان آن دو را از یکدیگر تفکیک نمود. و الزاماً نمی توان هر بی حجابی را متهم به بی عفتی کرد، اما در معارف دین اسلام حجاب بازتاب بیرونی عفاف شناخته می شود. یکی از مهم ترین نشانه های عفاف در بانوان، حجاب پوشش، رفتار و گفتار است و انسان عفیف به کسی گفته می شود که سه عنصر فوق در او مشاهده گردد. به دیگر سخن؛ می توان عفاف را به دو قسمت تقسیم کرد، یکی ساحت درونی عفاف است که منشأ فضایل اخلاقی مربوط به آن؛ مانند حیا، غیرت، حجاب و ... است و دیگری ساحت بیرونی عفاف است که در رفتارهای ظاهری افراد در زندگی و معاشرت اجتماعی نمایان می شود.

نکتۀ دیگری که در این جا باید بدان پرداخت این است که اگر زنانِ بی حجابی که مدعی عفت هستند با وضع آرایش کرده در اجتماع ظاهر شوند، نگاه شهوت آلود مردان هوس باز را چگونه می توانند تحمل نمایند. چنانچه آنها مورد تعرض و توهین این مردان مریض القلب قرار گیرند، بدیهی است خود نیز مقصر خواهند بود؛ زیرا این زن، آنها را به سوی خود جلب کرده و موجبات وهن و اذیت خویش را فراهم نموده است. بنابراین، زنان بی حجاب ممکن است عفیف باشند، اما هرگز نه آرامش روانی خواهند داشت و نه امنیت اخلاقی- اجتماعی. ضمن این که در ایجاد زمینه های فساد اجتماعی نیز نقش خواهند داشت.

نتیجه

حجاب و عفاف علی رغم گسست مفهومی که در برخی از مواقع دارند، ارتباطی وثیقی نیز میان آنها وجود دارد. فلسفه احکام حجاب برای این است که کرامت انسانی زن حفظ شود و این جز با حجاب امکان پذیر نیست، هرچند که بتوان در برخی از زنان بی حجاب نشانی از عفت نیز یافت.

 

نویسنده: سرتیپ دوم پاسدار محسن خانچرلی؛ فرمانده انتظامی ویژه غرب استان تهران


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون