نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/9/7      15:38:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:107


نسخه چاپی
امانم را بریده بود!
گروه اجتماعي - از خانه بیرون زد و چند ساعتي گذشت. از او خبری نداشتم، دلشوره عجيبي گرفته بودم؛ هرچه به تلفن همراهش زنگ زدم جواب نمی داد.
 

زن ميان سال گفت:  امیدی به خوب شدنش نداشتم. وقتی نگاهم می کرد از او می ترسیدم. یک روز از سر کار خسته و کوفته به خانه رسیدم و او بدون اینکه اجازه بگیرد به سراغ کیفم رفت و مقداری پول برداشت. می گفت قرار است با دوستانش برای تفریح به بیرون شهر بروند و پول لازم دارد. از او خواستم پول را پس بدهد چون باید کمی خرید می کردم. اما او مقاومت نشان مي داد و سر همین مسئله مثل همیشه جر و بحث مان بالا گرفت. اشکم را درآورد و از خانه بیرون زد و چند ساعتي گذشت. از او خبری نداشتم، دلشوره عجيبي گرفته بودم؛ هر چه به تلفن همراهش زنگ زدم جواب نمی داد. آخر شب بود که به خانه برگشت. سرش را پایین انداخته بود. برایش سفره غذا پهن کردم.

اشک در چشم هایش حلقه زده بود. آرام گفت: «مرا ببخش مادر!»

 باورم نمی شد چه می شنوم. او خوابید و من تا صبح بالای سرش نشستم و دعا مي خواندم. از دیدن چهره اش سیر نمی شدم. صبح روز بعد از خانه بیرون رفت و غروب برگشت. برایش چای آوردم. با لبخندی کنارم نشست وگفت: «وقتی خسته هستی هیچ چیزی مثل چای نمی چسبد.»

پرسیدم از صبح کجا بودی که برایم توضیح داد در مغازه یکی از آشنایان مشغول کار شده است. باورش برایم سخت بود ولي واقعیت داشت. پسرم تغییر کرده و دور رفیق هايش را خط کشیده بود. خیلی دوست داشتم بدانم علت این تغییر ناگهانی چه بوده است. بالاخره از زیر زبانش کشیدم چه اتفاقی افتاده است.

او گفت که آن روز و درست بعد از آخرین جر و بحث مان با رفقایش بیرون می روند ولی متوجه می شوند مادر یکی از همکلاسی های دوران مدرسه اش فوت کرده است. پسرم برای مراسم تعزیه به مسجد می رود و با شنیدن صحبت های سخنران که در بزرگداشت مقام مادر بوده و از طرفی بی تابی دوست عزادارش به خودش می آید. بعد از این مراسم چند دقیقه ای خودمانی با روحانی مسجد گفت وگو می کند. پسرم شرایط زندگی مان را توضیح می دهد که بعد از مرگ پدرش مادر با کارگری و زحمت زیاد بزرگش کرده و خواهرش را هم خانه بخت فرستاده است. از همین رو آن روحانی خيرجوی نيكوكار، فرزندم را ارشاد می کند. خیلی خوشحالم که پسرم به موقع متوجه اشتباهش شده است.

او حتی در این مدت چند بار هم مرا به حرم امام رضا (ع) برده و قسم خورده تا روزی که زنده است کنارم می ماند و احترامم را حفظ می کند. خوشحالم از اینکه خدا آرزویم را برآورده کرد و پسرم راه درست زندگی کردن را پیدا کرد و بزرگ ترین ثروت داشتن فرزند صالح است.

گفتگو با كارشناس:

درباره اين ماجرا نظر يكي از مدرسان مهارت هاي زندگي را جويا شديم. «طيبه روغنگر» گفت: پدران و مادران وظيفه دارند فرزند خود را با شرایط سخت و بحرانی  و فراز و نشيب هاي زندگي  مانند شرايطي كه ممكن است با مرگ والدين براي فرزندان پيش بيايد آگاه سازند و همچنین فرزندشان را با مسائل معنوی آشنا کنند تا آن ها در مسیر درست قرار گیرند .

كارشناس ارشد مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي افزود: نوجوانی نیز همانند سایر مراحل زندگي هر فردي، ویژگی ها و خصایصی دارد. در واقع نوجوانی یک مرحله مهم و یک دوره تغییر از مرحله دشوار و يك مرحله آرمان گرايي است.

وي افزود: نیاز به محبت متقابل، احساس امنیت، پذیرفتگی و ارزشمندی موفقیت، احساس امنیت و احساس آرامش در اين دوره نقش بسزايي دارد.

اين مشاور خانواده گفت: كانون خانه بایستی محل آرامش و جایی امن برای اعضا خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جروبحث ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزده و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد .

طيبه روغنگر با اشاره به اين مطلب كه نوجوان بايد ازروابط گرم، صمیمی، پایدار و مستمر با پدر و مادر خود بهره مند باشد اظهار داشت:  این پسر جوان از نعمت پدر محروم  و مادرش نیز مشغول کار بود. به نوعي مي توانيم بگویيم خلاء هاي عاطفي به وجود آمده ناشي از اين وضعيت همراه با ناآگاهي و روحيه شكننده پسر خانواده سبب شده او انواع مکان هایي خارج از خانه و در جمع گروه همسالان به دنبال رفع كمبود محبت هاي خود باشد و در دام دوستان ناباب گرفتار شود.

وي تاكيد كرد: باید پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی با فرزند خود ارتباط صميمانه داشته و نتايج و تهديدهاي رفتارهای پر خطر را به او بیاموزند.

مدرس مهارت هاي زندگي تاكيد كرد: گاهي پسرهاي جوان از گوش دادن به  نصحیت ها و توصیه های همیشگی گله مندند و فکر می کنند که نصیحت بیش از حد یعنی اعتماد نداشتن خانواده و کوچک شمردن آن ها، اما همان طور كه در اين ماجرا خوانديم سخنان  فردي معتمد مانند روحانی مسجد و اشاره غير مستقيم براي آگاه سازي فرد كار ساز بوده و نتايج خوب و موثري در برداشته است.

وي در پايان به پدران و مادران توصيه كرد: از تحقیر و توهین یا مقایسه فرزندان خود با دیگران به شدت پرهیز كرده و سعی کنید با آنها دوست باشید و در صورت احساس مشكل يا ناتواني در برقراري ارتباط با فرزندان از متخصصان مشاوره كمك بگيرند.

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد، كارشناس رسانه؛ معاونت اجتماعي خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون