نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/10      12:9:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:130


نسخه چاپی
تغییر معادله؛ از چوب و چماق تا عهدنامه ای مقدس
گروه اجتماعی - پیمان شان با مردم، عهدنامه ای مقدس است و تا مرز جان بر سرِ این پیمان، ایستاده اند. گواهی این ادعا جانفشانی 49 مدافع وطن از ابتدای سال تا همین امروز، نهم دی 97 است.
 

اگر دستانت کمی از روی کاپوت تکان بخورد، به هر بهانه ای، حتی اگر بخواهی مدارکت را از جیبت خارج و تقدیمش کنی! کافی است او حدس بزند یا پیش بینی کند که تو می خواهی به او حمله کنی، تیر بارانت می کند!

این تصویری است از پلیس آمریکا و اغلب کشورهای غربی که خودشان نیز به آن اذعان دارند و این عملکرد را اقدامی برای دفاع از امنیت ملی شان می پندارند. حالا فرقی نمی کند، قربانی تروریست باشد یا جوانی فاقد مدارک که هول شده و از ترس، دستانش لغزیده است. شاید بگوییم، غرب است و حسابش جدا!

اما برگردیم به دهه های قبل در کشور خودمان. دورانی که بچه ها را با ترس از پلیس ادب می کردند و صدای آژیر خودروی پلیس کافی بود که دزد و مجرم که هیچ، حتی انسان بی گناه نیز ماستش را کیسه کند. همه مجرم بودند، مگر خلافش ثابت می شد!

زن و مرد و پیر و جوان نداشت، همه به معنای واقعی کلمه از پلیس می ترسیدند، وحشتی عجیب از برخی یگان ها در دل مردم بود که حتی نام آن را با ترس بر زبان جاری می کردند. این شرایط بهت آفرین، حاصل چوب و چماق بود نه احترام و وجه اجتماعی!

پس از انقلاب و در ادامه آن تاسیس نیروی انتظامی و اتخاذ رویکرد جامعه محوری از سوی پلیس، معادله تغییر کرد؛ مردم شدند محور همه برنامه های ناجا، پلیس شد دوست مردم و مردم شدند همیار پلیس. از آن پس کودکان را با لالایی پلیس می خواباندند و سرداران و سربازان نیروی انتظامی خود را خادم کشور و مردم معرفی کردند.

ترس و وحشت جای خودش را به عشق و محبت داد، کلانتری و پاسگاه که تنها جای مجرمان و متهمان بود، به محلی برای رفت و آمد شهروندان، گفت و گو با فرماندهان و هم اندیشی برای امنیتی بهتر شد.

حتی لباس سبز رنگ و پوشش ملایمشان آرامش و امنیت را نوید می دهد و جزء در مواردی که مقابلشان مجرم خطرناک نباشد، سلاح حمل نمی کنند.

قدرتشان محدود به قبضه تفنگ، دستبند و باطوم نیست و ریشه اقتدارشان در مشروعیت، مقبولیت و محبوبیت شان نزد مردم دارد.

«ضربتُ علیٍ یومَ الْخَندق» شعار آنها در مبارزه با دشمنان است و « کونو قوّامینَ لله شهداء بالقسط» رمز ماموریت شان در تحقق امنیت و عدالت اجتماعی!

آنجا که باید، سدی فولادین می شوند و تا مرز شهادت می ایستند و در جبهه ای دیگر، آغوشی مهربان برای مظلومان و ستم دیدگان، سرباز ولایتند و براساس فرامین امام شان، عاقلانه، مدبرانه و اطمینان بخش و اعتماد آفرین گام برمی دارند.

دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب، ولایتمداری، قانونمندی، حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم، تامین امنیت و خدمت به مردم اصول شان است و در نخستین روز خدمت بر آن قسم یاد کرده اند.

پیمانشان با مردم، عهدنامه ای مقدس است و تا مرز جان بر سرِ این پیمان، ایستاده اند. گواهی این ادعا جانفشانی 49 مدافع وطن از ابتدای سال تا همین امروز، نهم دی 97 است.

بی تردید چنین اراده ای تزلزل ناپذیر است و نمی توان آن را با توهین، ضرب و شتم، هتاکی و گستاخی از میان برداشت؛ انزجار عمومی نسبت به حرکت غیرانسانی راننده افسار گسیخته ای که در اوج عصبانیت به توهین، هتاکی و ضرب و شتم مامور راهنمایی و رانندگی می پردازد نیز نشانه همین پیوند ناگسستنی بین مردم با فرزندانشان در ناجاست.

بی تردید این صحنه های ناخوشایند همان گونه که دل مردم را به درد می آورد، خاطر ماموران سبزپوش ناجا در سراسر کشور را نیز می آزارد؛ آنانی که از آرامش خود و خانواده شان گذشته اند و در میدان های مختلف از نگهبانی در مرزها گرفته تا امدادرسانی در جاده ها و خدمت رسانی در شهرها،  امنیت را به مردم هدیه می دهند.

اینان مدافعان وطن اند؛ آنانی که دل در گرو این سرزمین دارند و به پشتوانه حمایت یک ملت، مقتدرانه در برابر دشمنان هزار رنگ روزگار قامت راست کرده و پایمردی  می کنند.*

نویسنده: سید محمد شاه چراغ، کارشناس رسانه ای پلیس سمنان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون