نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/17      15:14:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:96


نسخه چاپی
ديدگاه
عاقل‌خان، چرا كاري كني كه باز آرد پشيماني!
گروه اجتماعي – الهه واضح و بي پرده به تازه داماد جوان فهماند بعضي از آشنايان با شنيدن پرت و پلاهاي او، پشت سرشان حرف در آورده اند كه اينها با هم مشكل دارند و در روابط زناشويي شان ضعيف و ناتوان هستند و ... .

 

در حكايتي آورده اند دختر جوان يكي از پادشان قديمي كه در شعر و شاعري هم دستي داشت به هيچ خواستگاري سر فرود نياورد و چون كسي را لايق همسري خود نمي دانست تا آخر عمر، همسر اختيار نكرد.

با اين حال، او به حكم غريزه بشري و مقتضاي جواني، در دام دلباختگي يكي از وزراي پدر، كه جواني رعنا و برازنده بود گرفتار شد.

چند نفر  از قضيه بو بردند و موضوع را به گوش پدر رساندند. پادشاه از شنيدن اين خبر تعجب كرد ومي خواست از موضوع مطمئن شود.

او هفت وزير داشت، دستور داد و گفت:  هر يك از وزرا به نوبت اجازه دارند كه بيست و چهار ساعت در تمام قسمت هاي قصر سلطنتي آمد و شد كنند، به اين ترتيب، هفت روز هفته بين آنها تقسيم شد. در اين ميان، شبي هم نوبت به وزير جوان رسيد .

اما وزير عاقل كه مرد زيرك و عاقبت انديشي بود، حدس زد كه  ممكن است با دختر پادشاه روبرو شود و شبي كه نوبت او بود تا در قصر سركشي كند، خودش را به بيماري زد و از منزل بيرون نيامد.

دختر جوان  منتظر بود  وزير جوان را ببيند ولي خبري نشد.

صبح رسيد و  دختر جوان  قلم برداشت. اين مصراع را نوشت و براي وزير پدر فرستاد:

«شنيدم ترك منزل كردي...»

وزير جوان نيز با ديدن اين مصرع، بي درنگ پاسخ داد:

«چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني» و دست از اين رابطه كشيد.

اين حكايت‌هاي خواندني درس‌هاي پندآموز زيادي براي ما دارند. اگر قبل از هر كاري، به عواقب آن چه مي‌كنيم يا مي‌گویيم فكر كنيم، گرفتار و معصيت‌زده نخواهيم شد.

كارشناسان به اين مهارت مهم در زندگي«تفكر نقاد» مي گويند . يعني بيانديشيم آخر و عاقبت كار و گفتار و اعمال مان چه خواهد بود.

 جوان 29 ساله‌اي كه به تازگي ازدواج كرده، اگر كمي با خود مي‌انديشيد كه نبايد لق دهني كند و هر حرفي را به زبان بياورد، هيچ گاه دچار مشكل نمي شد.

او هر جا مي‌نشست، در جمع دوستان و آشنايان و در حضور همسر خود، به مزاح از تجديد فراش و ازدواجي دوباره حرف مي زد و با تمسخر مي‌گفت: اين همسر ما، تاج سر ما است.  تاج را كه از روي سر برداري، از عزت و اعتبار مي‌افتد؛ براي همين هم بايد زن ديگري بگيريم كه كلفت تاج سرمان بشود و ... .

نوعروس جوان از شنيدن اين حرف هاي پوچ و بي‌خود رنج مي‌برد و خودخوري مي‌كرد. يكي دو بار هم اوقات تلخي كرد و از شوهر خواست اين شوخي هاي مسخره را به زبان نياورد.

الهه واضح و بي پرده به تازه داماد جوان فهماند بعضي از آشنايان با شنيدن پرت و پلاهاي او، پشت سرشان حرف در آورده‌اند كه اينها با هم مشكل دارند و در روابط زناشويي‌شان ضعيف و ناتوان هستند و... .

لازم است يك پرانتز اينجا باز كنيم و آن، اين كه چنين برداشتي از يك زندگي در نزد ديگران ممكن است تهديدها و خطرات ديگري نيز به همراه داشته باشد.

اما داماد جوان عادت كرده بود به شوخي‌هاي بي مزه. او در محل كار خود نيز همين گونه بود و يك روز سر شوخي را با زني جوان آغاز كرد و اين حرف‌هاي بي مزه كه نشان از شيرين عقلي‌اش بود، كار دستش داد.

زن جوان شماره تلفن همراهش را داد و ارتباطي در فضاي مجازي شكل گرفت. در كمتر از چند هفته، زن ناشناس چهره واقعي خود را نشان داد و سربهانه اي دلخور شد و دعوا راه انداخت. بعد هم ادعا كرد، برادرانش پي به اين رابطه  مجازي برده اند و... .

مرد جوان مي خواست كم نياورد و محكم برخورد كند. اما نقطه ضعف داشت و حرفش به جايي نرسيد كه هيچ، زن جوان موضوع را به الهه اطلاع داد و آتشي به پا شد كه زوج جوان را به مرز طلاق كشاند.

خدا رحم كرد دعواي اين زوج جوان به مركز مشاوره كشيد و با جلسه مشاوره، پي به اشتباه خود بردند و حال‌شان خوب شد. اما بايد هميشه سعي داشت و تمرين كرد كه حال خوب، جان و نفس و قلب تپنده يك زندگي خوب است.

اگر كمي مطالعه كنيم، با مسائل ديني انس  بيشتري بگيريم و احوالات گذشتگان و حكايت‌هاي پندآموز قديمي را بخوانيم و آرزوي عاقبت بخيري داشته باشيم، آرامش قلبي و روحي پيدا مي‌كنيم و گرفتار بسياري از مشكلات و گرفتاري ها نمي شويم.

انتخاب با خودمان است و به قول معروف، راه باز است و جاده دراز.

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي خراسان رضوي    


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون