نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/18      15:39:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:80


نسخه چاپی
بررسی علل و عوامل جرم سرقت و نقش آن در کاهش احساس امنیت
گروه اجتماعی- سرقت از جمله جرایمی است که موجب افزایش هزینه ‏های تولید می‏ شود و آثار زیان بار آن بر شهروندان تحمیل اضطراب و نگرانی است.
 

سرقت یکی از جرایم مهم جوامع و عملی است که تقریباً در تمامی کشورها دیده می شود. این جرم در گذشته های دور نیز وجود داشته و به اشکال مختلف صورت می گرفته است، اما موضوعی که از ابتدای پیدایش سرقت تاکنون ثابت مانده، زشتی و مذموم بودن ماهیت آن است که همواره با مرتکب این جرم برخورد و مقابله شده است.

عوامل مؤثر فردی و اجتماعی در سرقت و پیامدهای آن

الف) عوامل و انگیزه های روانی - عاطفی سرقت

- فقر عاطفی: کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند، معمولاً در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده و یا والدین تربیت مناسبی را برای فرزندان در نظر نگرفته اند، مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان، حالت هایی چون انزوا طلبی، افسردگی و اختلالات رفتاری در کودکان به وجود می آورد و این عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند.

- ناکامی: ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که در زمینه شکست در ارضای تمایلات به کار می رود و مراد از آن عدم امکان نیل به هدف است.  برخی از کارشناسان اجتماعی و روان شناسی معتقدند که شیوع سرقت و دیگر تبهکاری ها در میان گروه های فقیرتر و افزایش آن در دوران سختی و تنگدستی را باید واکنشی در برابر ناکامی دانست.

- حسادت: حسد آرزوی زوال نعمت برای دیگران است. گاه فرد با توجه به عدم امکان دستیابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آن ها شود دست به دزدی میزند.

- تجربه های دوران کودکی: حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد، چنین فردی دارای کجروی است و از اذیت و آزار دیگران و نیز سرقت اموال آنها لذت می برد، زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.

- پرخاشگری: پرخاشگری یک نوع واکنش روانی است. فرد به وسیله پرخاش و اعمال ضد اجتماعی می خواهد ناکامی خویش را جبران کند، اگر چه معمولاً این واکنش موقتاً او را ارضاء می کند اما نه تنها کمکی به رفع ناکامی اش نخواهد کرد بلکه ناکامی های جدید دیگری را نیز به وجود خواهد آورد.

- خودنمایی: برخی از جوانان برای نشان دادن صفت کله شقی و جرات حادثه جویی که برای آن ها بسیار ارزشمند است، به بزهکاری روی می آورند و ظاهرا مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان او را در چشم دیگران فردی با جربزه جلوه می دهد. از این رو فرد با موقعیت های مساعدی برای ارتکاب جرم روبرو می شود و به دزدی و غارت اموال دیگران دست می زند و اموال مسروقه را با افتخار در اختیار دیگر دوستان می گذارد و بدین وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می سازد.

- محبت زیاد: زیاده روی در محبت نیز مانع رشد و تکامل شخصیت کودک می شود، کودکان ناز پرورده که در محیط خانواده تمام توقعات و خواسته هایشان بدون چون و چرا انجام می گیرد در اجتماع نیز انتظار دارند تمام آرزوهای آنان به زودی برآورده شود. در صورت عدم توفیق و روبرو شدن با شکست تصور می کنند که همه بر علیه آنان قیام کرده. در نتیجه ترسو، خودخواه، پر مدعا و پر توقع بوده و با قبول عضویت در باندهای مختلف سرقت، می خواهند از جامعه انتقام بگیرند.

- احساس ناامنی: وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و اختلاف بین پدر و مادر و رفتار خشونت آمیز والدین از علل مهمی است که جوان را دچار نگرانی و ناامنی کرده است و در خود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند. جوان در چنین شرایطی رابط خود را با والدین گسسته، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطر محدودیت ها و سختگیری های نابجای آنها دست به سرقت بزند.

ب) علل اجتماعی - اقتصادی سرقت

- فقر مادی: فقر و محرومیت مادی را شاید بتوان گفت از مهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است.

- فقر فرهنگی: نقش اساسی در ایجاد جرم دارد. سارقان اکثراً کم سوادند و در اثر فقدان امکانات رشد فکری برای پیشرفت و ترقی خود از شیوه های دیگر فرهنگی بهره می برند.

- شهرنشینی و سکونت در محل های جرم خیز

- معاشرت با دوستان ناباب: رفتار مجرمانه مانند هر نوع رفتار دیگری آموختنی است. از این رو داشتن دوستان ناباب و تاثیر معاشرت با آنها در کشیده شدن فرد به سوی سرقت نقش اساسی دارد.

- بیکاری: عامل مهمی در ایجاد فقر است و فقر هم نقش مهمی در سرقت دارد.

 

نقش سرقت در کاهش امنيت اجتماعي و احساس امنيت مردم

امروزه به لحاظ پيچيدگي روابط اجتماعي و وجود رابطه اجتناب ناپذير در زندگي شهروندان، جرم سرقت نه تنها شخص مالباخته، بلكه به موازات آن امنيت و احساس امنیت جامعه را نيز متزلزل مي‏ كند و انگيزه كار و تلاش و سرمايه‏ گذاري را از بين مي‏ برد. سرقت همچنین موجب افزايش هزينه‏ هاي توليد مي‏ شود و بخش ‏هاي زيادي از بيت المال و ساير امكانات كشور بايد صرف پيشگيري از سرقت و مبارزه با سارقان، اداره زندان‏ ها، تأمين زندگي خانواده‏ هاي زندانيان و ... شود، كه آثار زيانبار آن بر مصرف كننده ها و شهروندان تحميل و اضطراب و نگراني دامن گير خانواده‏ ها مي‏ شود و از لحاظ سياسي، امنيت داخلي مخدوش شده و موجبات نارضايتي و اعتراض مردم را فراهم مي‏ كند.

این جرم پدیده ای است که همزمان امنیت مالی و جانی دیگران را بر هم می زند. در حقیقت سارق با ارتکاب سرقت سعی می کند وضعیت خود را با تجاوز به مال دیگری بهبود بخشد که این امر علاوه بر ایجاد حس تهدید مالی و جانی در افراد جامعه، موجب هرج و مرج در مناسبات و روابط اجتماعی و به دنبال آن تقویت بی سامانی اجتماعی و تزلزل در بنیان های نظم عمومی جامعه می شود.

 

تهیه تنظیم: سرتیپ دوم پاسدار مهدی معصوم بیگی؛ فرمانده انتظامی استان اصفهان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون