نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/22      15:41:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:221


نسخه چاپی
آتش سوء تفاهم!
گروه اجتماعي -حسابی قاتي كرده بود و وقتي پيله شدم كه باز چه اتفاقي افتاده و چرا زندگي قشنگ مان را خراب مي كني به چشمانم نگاه كرد و گفت: «ازت متنفرم، متنفرم، مي فهمي چي مي گم؟».

گرفته و درهم بود  و هر چه مي خواستم حرفي بزنم تا گره از اخم هاي درهم كشيده اش  باز شود فايده اي نداشت. نمي دانستم علت ناراحتي اش چيست.

حسابی قاتي كرده بود و وقتي پیله شدم كه باز چه اتفاقي افتاده و چرا زندگي قشنگ‌مان را خراب مي كني به چشمانم نگاه كرد و گفت: «ازت متنفرم، متنفرم، مي فهمي چي مي گم؟».

با اين حرف انگار قلبم را آتش زدند. اصلا توقع نداشتم چنين جمله اي به زبان بياورد، از كوره در رفتم و ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد و ...

خيلي عصباني شده بودم و او هم كه دنبال بهانه مي گشت تا شر بپا كند، بچه را برداشت و به خانه پدرش رفت. سه ربع گذشت، گوشي تلفن همراه را برداشتم و مي خواستم به او زنگ بزنم كه زنگ تلفن خانه مثل آژير خطر به صدا درآمد. از خانه پدرزنم، تماس گرفته بودند. تلفن را جواب دادم. مادر همسرم كه اندازه مادر خودم دوستش دارم پشت خط بود. مثل اسپند روي آتش بي قراري مي كرد و از شدت عصبانيت، هرچه دهانش رسيد نثارم كرد. جوابي ندادم. به او حق مي دادم. رفتارم  با دخترش تند بود. اما اي كاش حداقل كمي صبوری به خرج می داد و از همسرم مي پرسيد که چرا این طور رفتار کرده ام. اگر چه باز هم رفتار اشتباه او توجيهي براي برخورد تند من نبود. آن شب حالم خيلي بد شد. برق اتاق را خاموش كردم و خوابيدم.

تصميم گرفتم صبح روز بعد يك دسته گل و شيريني بخرم و دنبال همسرم بروم. فكر نمي كردم او و مادرش به كلانتري بروند و پاي مرا به آنجا باز كنند.

وقتي با كارشناس مشاوره كلانتري صحبت كرديم خنده ام گرفت. همسرم حرف هايي مي‌زد كه از تعجب مي‌خواستم شاخ در بياورم؛ تازه معادله مجهول ناراحتي همسرم برايم حل شده بود. باورم نمي شد تمام اين مشكلات از خبركِشي بچه ام و يك حرف كودكانه آب خورده باشد.

ماجرا از اين قرار بود، خواهرم و برادرم با خانواده، خانه ما دعوت بودند. همراه خواهرم و بچه‌ها براي خريد به فروشگاه بزرگي نزديك خانه مان رفتيم. خرت و پرت هايي كه همسرم روي كاغذ نوشته بود را خريدم. خواهرم نيز كمي خريد داشت، اما او نمي‌دانست تاريخ انقضاي كارت عابر بانكش تمام شده است. من مبلغ كل خريد را با كارت خودم حساب كردم. خواهرم از اين بابت ناراحت بود و در مسير برگشت مي‌گفت پول را بايد هرچه سريع تر برگرداند. گفتم اصلا قابلي ندارد، بعد هم عجله اي نيست، هر موقع بانك رفتي و كارت جديد گرفتي پولم را پس بده. به خانه كه رسيديم شوهر خواهرم با گوشي تلفن همراهش اين مبلغ را برايم كارت به كارت كرد.

آن شب حال همسرم ناگهان تغيير كرد، اخم هايش را در هم كشيده بود و با من حرف نمي زد. حرص مي خوردم و جلوي ميهمان‌ها آبرو داري مي كردم. دندان روي جگر گذاشتم تا ميهمان‌ها بروند. بي درنگ علت ناراحتي اش را جويا شدم. جواب سربالا مي داد و آن قدر شجاعت نداشت كه بگويد تحت تاثير خبركِشي و حرف دروغ بچه مان، دچار سوء تفاهم شده است.

آن شب، دختر كوچولويم به محض آن كه از بيرون به خانه برگشتيم به مادرش خبر مي‌دهد كه مبلغ خريد كالاهايي كه خواهرم برداشته بود را من حساب كرده ام و پولش را هم نگرفته ام. همسرم نيز كه از كوره در رفته بود و فكر مي كرد ولخرجي كرده ام و از طرفي به خواهرم حساسيت زيادي دارد، اخم هايش را درهم مي كشد و ...

اگر دوستانه موضوع را مطرح مي كرد حداقل فرصت داشتم از خودم دفاع كنم و عكس رسيد بانكي كارت به كارت مبلغي كه شوهر خواهرم به حسابم واريز كرده بود را نشانش بدهم.   

متاسفانه  همسرم به خانواده من حساسيت بيش از اندازه اي دارد و اين رفتار اشتباه سبب شده بچه مان هم مثل خودش بار بيايد.

 من بارها به او گفته ام بايد به ديگران احترام بگذاريم و حرمت شكني نكنيم. اما انگار اين وظيفه اي است كه فقط من در برابر خانواده اش به گردن دارم و او خودش را تافته جدا بافته از خانواده‌ام مي بيند.

چه خوب شد كه به مركز مشاوره آرامش پليس رضوي آمديم. اميدوارم ديگر اشتباه هاي گذشته را تكرار نكنيم  و قدر زندگي قشنگ مان را بيشتر بدانيم.

 

نظر كارشناس

درباره اين ماجرا نظر يكي از مدرسان مهارت هاي زندگي را جويا شديم. "طيبه روغنگر" مي گويد:  علت اصلی و کلی در قضاوت کردن را می توان درک نكردن صحیح از طرف مقابل باید دانست.

همان طور که سقراط فیسلسوف بزرگ یونانی درباره این موضوع می گوید: اگر انسان‌ها یکدیگر را به خوبی می‌شناختند بسیار زود و سریع همدیگر را می بخششیدند.

كارشناس مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي افزود: گاهی زوجین با افکار بی پایه و اساس، زندگی را سخت و تلخ می کنند، نمی توانیم از رفتار یا گفتارشان به اعماق ذهن‌شان پی ببریم که خیلی هم خطرناک است اگر اجازه دهیم چنین خطایی شکل بگیرید .

وي افزود: چون در روابط زناشویی آدم‌ها سخت‌تر از هر موضوع دیگری مشکلات شان را به زبان می آورند، احتمال بروز این خطا بیشتر هم می شود.

روغنگر گفت: نتیجه گیری و قضاوت ذهنی باعث می شود از حقیقت دور شویم. درست در نقطه مقابل، گفتگو و تعامل ما را به حقیقت نزدیک می کند.

 هر کدام از ما می توانیم با چند روش از خطاها  دوری کنیم:

 اول: به جای بحث و و جدال با یکدیگر گفت وگو کنیم، یعنی وقتی سوال یا سوء ظنی در ذهن مان ایجاد می شود به جای فرضیه سازی و تلاش برای یافتن پاسخ در ذهن مان باید در دنیای واقعی دنبال پاسخ بگردیم.

دوم: همیشه قلب و دل راست نمی گویند، خیلی ها به احساس و به اصطلاح عامیانه حس ششم خود تکیه می‌کنند یا به حرف یک کودک، سریع عکس العمل نشان می دهند. باید کمی منطقی باشند، گاهی این ذهنیت ها باعث سردی رفتار او با همسرش شده و زمینه ساز دعواهای جدی  می شود، مانند این خانم که شکایت می کند.

 سوم: بهتر است به خودمان زمان بدهیم در چنین موقعیتی به جای برخورد سریع و چکشی بهتر است که اجازه دهیم غلیان احساسات مان فروکش کند. فراموش نکنیم اکثر قضاوت های ما به شدت تحت تاثیر احساسات هستند پس باید با آرامش تصمیم بگیریم.

چهارم: فکرمان را بچرخانیم. یعنی  روی نتیجه گیری احساس‌مان یک علامت سوال بگذاریم و فرصت دهیم تا منطق در ذهن مان حاکم شود.

البته کار راحتی نیست، در این موقعیت، اگر سعی کنیم ذهن را به سمت دیگری منحرف کنیم و نگذاریم همه جریان فکری‌مان روی موضوع متمرکز شود برای خودمان و عقل‌مان زمان خریده ایم.

پنجم: رفتارهای غلط زن و شوهر در زندگی مشترک گاهی بستگی به عدم شناخت کافی از شخصیت و بنیان فکری یکدیگر  دارد. زن و شوهر نباید حرف هایی بگویند که همسرشان را آزار می‌دهد.

انسان موجودی پیچیده است و به همین دلیل هر کسی شاید به سادگی نتواند نسبت به همسر خود شناخت پیدا کند و در نهایت اگر مشکل كوچکی بود حتما به مرکز مشاوره مراجعه کنند.

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون