نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/23      15:56:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:190


نسخه چاپی
هنر ارتباط با دیگران
گروه اجتماعي - ما بیشتر وقت خود را در زندگی به حرف زدن و ارتباط داشتن با دیگران سپری می کنیم و عجیب است که با این وجود، زمان کمی را صرف آموختن چگونه صحبت کردن و چگونه گوش دادن می کنیم.

 

از آن جایی که توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران با تمامی سطوح زندگی ما رابطه دارد، بسیار مهم است که این مهارت را کسب کنیم. مطالعات و تحقیقات زیادی نشان داده است که حتی دوستان خوب و یا زوج ها هم گاهی نمی توانند با همدیگر در مورد مسائل عمیق و درونی شان ارتباط برقرار کنند و خیلی از ما حتی نمی دانیم به غیر از صحبت در مورد شرایط جوی (آب و هوا) یا خبرهای ورزشی و سیاسی به یکدیگر چه بگوییم. همین مسئله باعث می شود که خیلی از زن و شوهرها به مشاوره زناشویی و خانواده درمانی نیاز پیدا کنند، چرا که متوجه می شوند قادر به برقراری ارتباط و صحبت کردن با هم نیستند.

همانطور که می دانید، ما بیشتر وقت خود را در زندگی به حرف زدن و ارتباط داشتن با دیگران (مثل اعضای فامیل، دوستان، معلمان، همشاگردی ها، همکاران و حتی دشمنان) سپری می کنیم، و عجیب است که با این وجود زمان کمی را صرف آموختن چگونه صحبت کردن و چگونه گوش دادن می کنیم.


آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چقدر می توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید؟ یا از خود پرسیده اید: چگونه می توانم نحوه ارتباط خود را با دیگران بهبود ببخشم؟ قدم اول در بهبود رابطه این است که برای شما ارتباط نزدیک و بهتر با دیگران یک ارزش باشد، تا شما این انگیزه را پیدا کنید مهارت های خود را در رابطه با دیگران بالا ببرید. تا زمانی که این مسئله برای شما ارزش نباشد شما نیازی نمی بینید که خود را تغییر دهید.

مهم ترین مهارت های ارتباط با دیگران
خودآگاهی و خودشناسی
یعنی آگاهی از خود و درک خود. وقتی می گوییم فردی از خود آگاهی و درک دارد، یعنی این که می داند در اطرافش چه می گذرد و از دیگران نیز درک خوبی دارد، می تواند علائم غیرکلامی را تعبیر کند و چیزهایی را ببیند که دیگران نمی بینند. بعضی از افراد را باهوش قلمداد می کنیم چون خیلی خوب درس می خوانند و موفقیت های تحصیلی و شغلی دارند، بعضی از افراد ممکن است در درس خواندن آن چنان با استعداد و با هوش نباشند ولی استعداد درک دیگران را دارند. آن ها می دانند در موقعیت های اجتماعی و بین فردی چه باید کنند، این را هوش اجتماعی می گویند. مثلاً اگر دوست شما بگوید که او اصلاً برای امتحان فردا نگران نیست و این امتحان برایش مهم نیست، ولی شما متوجه شوید که او از همیشه ساکت تر است و مرتب قدم می زند یا دوستانش را به هم گره کرده و مدام از معلم درس مزبور شکایت می کند، این ها علائمی هستند که به شما می فهمانند در واقع او از امتحان خود نگران است ولی نمی تواند آن را بیان کند و شاید حتی خودش هم از این نگرانی آگاه نیست.


بنابراین می بینید که آگاهی از خود چه قدر در شناسایی دیگران مهم است، چرا که وقتی شما نتوانید علائمی را که در خودتان وجود دارد ببینید، نمی توانید دیگران را هم درک کنید و بشناسید. زیرا توانایی خواندن علائم و نشانه های غیرکلامی دیگران را هم ندارید. پس خودشناسی نخستین گام در شناسایی دیگران است. برای این که بتوانید علائم غیرکلامی را در روابط تشخیص دهید.


مهارت خودافشاگری
خودافشاگری یعنی از خود به دیگران چه بگوییم؟ چه موقع بگوییم؟ و چه مقدار بگوییم؟ بعضی از افراد از خودافشاگری می هراسند. از این رو در یک حالت دفاعی به سر می برند و نمی توانند به دیگران نزدیک شوند. نقطه مقابل این ها کسانی هستند که به صورت پرخاشگرانه ای از خود و مسائل خصوصی شان صحبت می کنند و اهمیتی نمی دهند که دیگران تمایل به شنیدن دارند یا نه؟ و ذکر شد که خودافشاگری زیاده از حد و عدم خودافشاگری هر دو می توانند مشکلات جدی را در روابط پدید آورند.

مهارت بیان احساسات و عواطف
بعضی از ما در بیان احساسات و عواطف خود دچار مشکل هستیم. بعضی از ما بیش از اندازه احساسات خود را درون مان نگه می داریم و از بیان آن ها عاجز هستیم و یا بسیار بد و ضعیف آن ها را بیان می کنیم، برعکس بعضی از ما بیش از حد احساسات و عواطف خود را در روابط مان بیان می کنیم و نشان می دهیم.


درنتیجه، این عدم توانایی و یا به قولی عدم تعادل در بیان احساسات و عواطف باعث ایجاد مشکل در روابط می شود. برای مثال شما ممکن است جزء اشخاصی باشید که هیچ گاه عصبانی نمی شوند، یعنی شما هیچ گاه خشم خود را نشان نمی دهید یا دست کم به دیگران اجازه نمی دهید که شما را عصبانی ببینند. شاید فکر می کنید که حق ندارید عصبانی شوید یا عصبانیت خود را نشان بدهید چون فکر می کنید که در این صورت مسائل غیر قابل کنترل می شوند، چرا که برای بعضی ها داشتن کنترل در روابط از هر چیزی مهم تر و حیاتی تر است. از طرف دیگر ممکن است شما جزء کسانی باشید که در روابط شان بیش از حد معمول، هیجان از خود نشان می دهند و بیش از حد احساسات خود را بیان می کنند و این مسئله باعث می شود دیگران خاموش شوند و با شما ارتباط برقرار نکنند. مثلاً ممکن است شما فردی باشید که خیلی سریع عصبانی و خشمگین شوید و در نتیجه باعث شوید که دیگران از شما اجتناب کنند و همواره به خاطر ترس از شما خود را سانسور کنند.


متأسفانه به ما واقعاً یاد داده نشده است که عواطف خود را چه طور نشان دهیم که به بهتر شدن روابط مان کمک کند. اگر چه بیان نکردن احساسات ممکن است زندگی ما را خالی و کسل کننده کند، اما هیجان و عواطف زیاد از حد نیز می تواند زندگی بین فردی ما را پر از تعارض، سوگ و درد نماید. بنابراین اگر در ابراز عواطف تعادل وجود داشته باشد، ما می توانیم روابط خوب و عمیق را تجربه کنیم.

کنترل احساسات یعنی چه؟
یعنی به جای نادیده گرفتن و پوشاندن کامل احساس تان، سعی کنید با آن ها رو به رو شوید و مهارشان کنید یا آن ها را بروز دهید. بسیار مهم است که شما از احساسات گوناگون خود آگاه باشید و بسته به شرایط و متناسب با موقعیت آن ها را ابراز کنید. کسانی که هیچ کنترلی بر عواطف خود ندارند، در واقع آدم هایی هستند که احساسات شان هیچ نظمی ندارد. از طرف دیگر، کسانی که کنترل زیادی بر عواطف خود دارند، خیلی مصنوعی، بی رنگ و غیر جذاب در روابط شان ظاهر می شوند. از خود بپرسید شما جزء کدام گروه قرار دارید، آیا بی نظم و انفجاری هستید؟ و یا بیش از حد بر احساسات خود کنترل دارید و بسیار خشک، جدی و سرد هستید؟ مرحله بعدی این است که ابراز عواطف را حق مسلم خود بدانید و در موقعیت های مناسب شجاعت کافی را در ابراز عواطف خود داشته باشید، نه این که به خاطر دیگران حق خود را نادیده بگیرید. البته به یاد داشته باشید که در ابراز عواطف خود حقوق دیگران را نادیده نگیرید و برای آن ها نیز چنین حقی را قائل باشید.

نويسنده: سردار محمد مهديان نسب؛ فرمانده انتظامي لرستان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون