نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/10/25      9:43:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:273


نسخه چاپی
از شوهرم گلايه دارم!
گروه اجتماعي – من عاشق همين تيپ و قيافه ات شده ام و دوست ندارم قيافه ات را دستكاري كني ...

زن جوان نگران و مضطرب بود. در راهرو اين طرف و آن طرف مي رفت، دست هايش را به هم مي فشرد و با خودش حرف مي زد.

او كه براي پيدا كردن راه حل مشكل زندگي اش به مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي آمده بود در گفت وگو با مشاور خانواده گفت: آقاي دكتر، شوهرم اعصابم را خرد كرده است، از دست او خسته شده ام و نمي دانم چه كار كنم.

زن جوان افزود: هر روز ادا و اطوار جديدي در مي آورد. يك روز ابروهايش را نازك مي كند، روز ديگر بايد با سر و صداي من، ناخن هايش را كوتاه كند؛ حالا هم مي خواهد دماغش را عمل كند.

چندبار جدي با او صحبت كرده ام دست از اين كارهايش بردارد. شايد باورتان نشود  يك ماه كه براي خرجي خانه مانده بوديم او دنبال تزريق ژل و مرمت و زيبايي پوست صورت خود بود و  جر بحث مفصلي كرديم تا اين كه بالاخره كوتاه آمد.

ولي افسوس، هربار خيلي زود يادش مي رود چه خواسته اي دارم و حرف هايم تاثير ندارد.

زن جوان ادامه داد: بعد هم تا يك كلمه حرف مي زنم قهر مي كند و دردسر درست مي شود.

 دلم برايش مي سوزد، نمي داند يك مرد بايد وقار و متانت داشته باشد و با غيرت و غرور مردانه راه برود.

فكر مي كنم خيلي از زن ها مثل من عاشق وقار و قدرت شوهر خود هستند و مي خواهند مردي تكيه گاه سرنوشت شان باشد كه محكم و جدي و مردانه حرف بزند.

مشكل من و شوهرم، از روزي كه ازدواج كرديم همين  مسائل به ظاهر ساده و پيش پا افتاده بود.

رفتارهاي او در دوران آشنايي  و قبل از ازدواج برايم خوشايند به نظر مي رسيد. اما پس از ازدواج  در نوع گفتار، رفتار و حتي ابراز علاقه اش به من نتوانست غروري كه لازمه مقام و شان يك مرد است را حفظ كند.

تصورم اين بود كه با مرور زمان تغيير خواهد كرد اما ... 

او تا به حال يك دست لباس و كفش درست و حسابي مثل كت و شلوار نپوشيده  تا دلم خوش بشود و سرم را بالا بگيرم كه دوشادوش يك مرد واقعي راه مي روم و سايه اش روي سرم است.

زن جوان آهي كشيد و افزود: اين كه ما به فكر سلامتي و زيبايي ظاهر خود باشيم چيز بدي نيست ولي هر چيزي حد و اندازه اي دارد .

بعضي وقت ها از پشت سر كه نگاهش مي كنم دلم برايش مي سوزد و احساس مي كنم با يك آدم ضعيف و حقير زندگي مي كنم.

اين حس من به خاطر كارهاي خودش است، مثلا همين امسال تابستان، به مسافرت كه رفتيم ژست هايي مي گرفت و از خودش عكس هايي توي فضاي مجازي مي گذاشت كه مسخره و كودكانه بود و با اين كارهايش واقعا عذابم مي داد.

من با تمام اين مسخره بازي هايش كنار آمده ام اما موضوعي كه باعث شد اعصابم خيلي خط خطي شود اين بود كه از مدتي قبل  دربدر دنبال وام بانكي مي گشت. پول كه جور شد  فهميدم مي خواهد برود و دماغش را عمل كند.

جدي و بي رودربايستي گفتم من عاشق همين تيپ و قيافه ات شده ام و دوست ندارم قيافه ات را دست كاري كني، اگر ايرادي در چهره ات مي ديدم خودم پيشنهاد مي دادم اين كار را انجام بدهي.

ولي كو گوش شنوا ؟ همچنان توجيه هاي مسخره خودش را مي آورد و مي گويد مي خواهد اعتماد به نفس پيدا كند و بايد دماغش را عمل كند.

ديگر نتوانستم طاقت بياورم. بيرون زدم و به خانه پدرم رفتم. دلم خيلي گرفته بود، نشستم و با خواهرم درد دل كردم. اما خانواده ام مي گويند زياد سخت نگير، شوهرت معتاد و رفيق باز و خلافكار نيست و هوو به سرت نياورده كه اين قدر دنبال بهانه مي گردي زندگي ات را خراب كني.

شايد هم آنها راست مي گويند، اما هرچه با خودم كلنجار مي روم نمي توانم پاسخي قانع كننده پيدا كنم. حرف هاي  خانواده ام را قبول ندارم، هر مشكلي اندازه خودش مي تواند بزرگ و بغرنج باشد.

هر چه فكر مي كنم مي بينم اگر شوهرم نخواهد خودش را تغيير دهد نمي توانم  با او زندگي كنم. از اين وضعيت و رفتاري هاي لوس او خسته شده ام.

زن جوان افزود: از چندي قبل هم اصرار دارد بچه دار بشويم چون خيلي بچه كوچك دوست دارد.

ولي وقتي مي بينم وقار و متانت مردانه اش را زير پا مي گذارد و  نوع حرف زدن و مسخره بازي هايش هنگام بازي با نوزاد برادرم و بچه خواهرم  حالم را به هم مي زند.

نمي خواهم بگويم سخت گيري هاي بيش از حد پدرش در دوران نوجواني و جواني اش باعث شده احساس حقارت كند و بزرگ نشود، اما همان طور كه گفتم به عنوان يك زن انتظار دارم شوهرم وقار و مرام مردانه اش را حفظ كند.

امروز تصميم گرفتم به مركز مشاوره آرامش پليس رضوي بيايم، اميدوارم مشكل زندگي ام حل بشود.

اگر شوهرم خودش را پيدا كند و دست از رفتارهاي مسخره اش بردارد بهترين شوهر دنيا مي شود؛ چون او هيچ ايراد ديگري ندارد و فقط همين رفتارهايش عذابم مي دهد.

البته يك سوال ذهنم را درگير خودش كرده است، آيا در اين ماجرا حق با من است يا بايد به قول خواهرم بي خيال همه چيز بشوم.

گفت وگو با كارشناس

درباره اين ماجرا نظر «صالح محمد پور»  مدرس مهارت هاي زندگي  و عضو سازمان نظام روانشناسي ايران را جويا شديم.

وي مي گويد: مردها و زن ها تفاوت هايي از نظر رفتاري و اخلاقي دارند، اين درست است كه هر مردي از همسرش خواسته هايي داشته باشد و البته  اين خواسته ها دو طرفه هستند، اما با در نظر گرفتن تفاوت ها  مي توان به اين آگاهي رسيد كه كدام رفتارها درست  و كدام رفتارها اشتباه است.

وي تاكيد كرد: اين موضوع را نبايد فراموش كرد بسياري از رفتارها  در بين مردان و زنان هنجار است يعني مورد پسند جامعه بوده و فراواني دارد.

مثلا شايسته نيست مردي مانند زنان آرايش كند يا لباس هاي زنانه بپوشد و مردي كه ازدواج كرده بايد بيشتر رعايت هنجارهاي زندگي اش را داشته باشد.

«صالح محمد پور»گفت: بيشتر مسائل ومشكلات زناشويي به خاطر بي توجهي به خواسته هاي يكديگر رخ مي دهد و از همه مهم تر نبود همفكري، همدلي  و همراهي است.

به طور كلي يك زندگي مشترك با همين «هم» ها شكل مي گيرد  و رشد مي كند. پس با داشتن اين موارد مي توان زندگي شاد و موفقي رقم زد.

وي اظهار داشت: بزرگترين راهبرد زندگي زناشويي تقسيم وظايف و پذيرش مسئوليت زندگي است، يعني هركسي در هر نقشي مسئوليت خودش را بپذيرد نه ان كه شانه خالي كند  ومسئوليت هايش را به گردن ديگري بيندازد.

پذيرش مسئوليت، شجاعت اصلاح آن را به شخص مي دهد و اين نكته اي كليدي در زندگي است.

اين مدرس مهارت هاي زندگي در پايان گفت: چند نكته را توجه كنيد، شما هرگز مسئول شناسايي مشكلات كودكي  و ريشه يابي مشكلات نيستيد. شما هر گز نمي توانيد طرف مقابل خود را به دلخواه تغيير دهيد، شما هرگز نمي توانيد با به دنيا آمدن بچه مشكلات تان را حل كنيد، هركز به دنبال مقصر نباشيد بلكه دنبال چيزي باشيد كه خانه و زندگي تان را قصر مي كند.

وي تاكيد كرد: زوج هايي كه مي خواهند مشكلات خود را حل كنند بايد هر دو آنها به روان شناس مراجعه كرده  تا مسائل و مشكلات شان به دقت بررسي شود. هيچ گاه مشكلات يك نفره به وجود نمي آيد كه يك نفره حل شود.

نويسنده: غلامرضا تديني راد – كارشناس رسانه – معاونت اجتماعي خراسان رضوي  

 

  


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون