نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/11/1      9:38:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:308


نسخه چاپی
رؤیاهای شیرین یا زیاده خواهی
گروه اجتماعی - از زندگی ای که داشتیم با وجود کم و کاستی هایی که بود، راضی بودم اما زیاده خواهی های همسرم، سقف زندگیمان را ویران کرد...
 

نمی دانم از کجا شروع کنم، با حامد زندگی خوبی داشتیم و با وجود کم و کاستی‌هایی که بود، راضی بودم. اما داستان از آنجا شروع شد که حامد مدتی با دوستانش بیرون می رفت پس از چندی دیگر آن حامد سابق نبود.

فقط در فکر فرو می رفت و ساعت‌ها سکوت می کرد و هر چقدر جویای حالش می شدم جواب نمی داد. وقتی این حالت سردش را می دیدم، نزدیک بود سکته کنم، نمی توانستم چیزی بگویم، آرام آرام با یک حالت شکسته و خیلی ناراحت، در حالی که چشمهایم پر از اشک بود به سمتش رفتم، تا اینکه با اصرار پرده از افکارش برداشت و به زبان آمد.

همسرم با حجت که یک مجرم سابقه‌دار و چندين فقره سرقت، آدم‌ربائي و رابطه غیر اخلاقی در پرونده اش داشت، مدتی آشنا شده بود. چند باری او را با همسرم دیده بودم و اصلا دوست نداشتم حامد دوستی اش را با او ادامه دهد. فهمیدم نقشه شومی کشیده بودند که به قول خودشان به آرزوی‌هایشان مثل خودرو و منازل لوکس و ... برسند.

اما برای پیاده سازی نقشه شومشان، حجت تصمیم بر اجاره خانه ای در آن منطقه برای ما داشت تا با پوشش ما به شناسایی منطقه بپردازد.

اين تصمیم برايم خيلي سنگين بود و نتوانستم تاب بياورم. از طرفي، حرف‌هاي ديگري پيش آمد و همسرم بدون اطلاع و هماهنگي با من، هر تصميمي كه دلش مي خواست مي گرفت ولی به او گفتم که هیچ وقت راضي به اين كار نيستم اما او هر بار حرف هایم را به تمسخر مي‌گرفت و به همه كارهايم گير مي داد.

چند بار نشستم و منطقي با همسرم حرف زدم اما آخرین حرفی که گفت: «انتخاب با خودت هست و راه باز است و جاده دراز، یا بمان و همکاری کن و یا من خودم میرم...»

اوضاع روحي‌ام با اين حرف‌ها خيلي بهم ريخته بود. من که حامد را خیلی دوست داشتم اصلا فکرش را نمی‌کردم کار به اینجاها بکشد، خیلی وابسته بودم. دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود احساس می کردم واقعا او را  از دست می‌دهم.

ترس و اضطرابم روز به روز بیشتر می شد تا اینکه خواسته شوم همسرم را قبول کردم و با حرف های حجت در یکی از محلات ارومیه با پس اندازی که داشتیم، خانه ای اجاره کردیم.

حجت و حامد هر روز محل سرقت را شناسايي می کردند و در فرصت مناسب، من و شوهرم با کرايه خودروهاي شخصي در پوشش خانواده(به خاطر اینکه کسي به ما شک نکند) به داخل منزلی که قبلا مشخص شده بود می رفتیم و وسایل خانه مثل تلويزيون، بخاري گازي و ساير وسايل منزل و حتی پول نقد را به سرقت می بردیم.

مدتی بود خیلی کلافه و پشیمان و درمانده شده بودم که چه باید کنم؟ نه راه پس داشتم نه راه پیش... نمی دانستم چگونه باید خود را از این گرداب سردرگمی نجات دهم. پشیمان بودم اما مگر فایده ای هم داشت؟

بار آخر که سرقت کردیم، خیلی عصبانی و ناراحت بودم. حامد رو به من کرد وگفت: چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

گفتم: اتفاق از این بدتر! تو با آبروی من بازی کردی، تازه میگی اتفاقی افتاده، مگه گناهی از این بدترم داریم؟؟؟

تا اینکه بار آخر وقتی در حال بار گيري اموال مسروقه بودیم ناگهان مأموران پلیس همراه یک مأمور پلیس زن، از راه رسیدند؛ اما با تمام بی شرمی، حجت متواری شد، من و همسرم ماندیم و رؤیای شیرین همسرم، زندگیمان را سرانجام به یک کابوس وحشتناک تبدیل کرد ...

نظریه کارشناسی

سرهنگ اسدالله مالکی، كارشناس ارشد روانشناسی عمومی در اينباره به خبرنگار ما گفت: در بررسی صورت گرفته در این پرونده مشخص شد زیاده خواهی ها و افزون طلبی های همسر این خانم جوان منجر به بیراهه کشاندن زندگی شیرین آن ها شده است.

وی افزود: یک خانواده از همان ابتدا که بنیانش شکل می گیرد و زن و مرد با یکدیگر ازدواج می کنند عوامل زیادی در حفظ این نهاد تاثیرگذار است؛ از جمله آن، قانع بودن به داشته ها و حفظ حقوق دیگران می باشد، که در این مورد، زن و مرد علیرغم تفاوت ها و اختلافات عقیدتی و رفتاری با یکدیگر ازدواج کرده و این تفاوت ها و کمبودهای زندگی زناشویی پس از مدتی خودش را در زندگی آنها نشان می دهد و به مرور احتمال بروز آسیب را بیشتر می‌کند و باور دارد که نداری ها نمی تواند آن خلاء را پر کند و به همین جهت به بيراهه کشیده می شود.

از دیدگاه وی بین ارتکاب سرقت و هم نشینی با افراد کجرو، هم گسیختگی خانواده و اعتقادات مذهبی و باورهای اخلاقی رابطه مستقیمی وجود دارد و سرقت منِ جمله پدیده هایی هست که آسیب های بسیاری در جامعه دارد که نه تنها مال افراد را مورد لطمه قرار می دهد، بلکه روح و روان بزه دیده را هم جریحه دار می کند و علاوه بر این ها، بزه دیدگان ثانویه را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می دهند.

مالکی با اشاره به اینکه بدون شک برای کاهش این جرایم ابتدا باید به فکر پیشگیری بود، تصریح کرد؛ این مقوله باید هم در حوزه بزه دیده و هم مرتکبین احتمالی رعایت شود. پیشگیری در حوزه بزه دیده با رعایت اصولی مهم از جمله توجه به توصیه های پلیس جهت پیشگیری از سرقت منازل می باشد.

از همین رو توصیه می شود:

- با آموزش و یادگیری مهارت های زندگی بتوانیم مسائل زندگی خود را حل و فصل و از زیاده خواهی ها جلوگیری کنیم.

- با بینش و آگاهی از مهارت های ارتباطی و اجتماعی در مواجه با افراد غیر سنجیده، عمل کنیم.

- با چشم تیز بین از خطرهای در کمین زندگی آگاه باشیم و آنها را مهار کنیم.

- مهارت های زندگی (حل مسئله، مهارت نه گفتن) از کودکی و نوجوانی در مقابل دیگران، آموزش داده شود.

- رسیدگی به وضعیت اقتصادی جامعه، کاهش فقر و محرومیت و از بین بردن فاصله طبقاتی، ایجاد یک نهاد قوی جهت پشتیبانی از اقشار کم درآمد، ایجاد یک نظام بیمه درمانی قوی و کارآمد جهت تحت پوشش قرار دادن کلیه افراد جامعه خصوصاً اقشار کم درآمد.

- فرهنگ سازی در میان مردم؛ رسانه ها و سینما فیلم هایی را به نمایش می گذارند که می تواند این فرهنگ ثروت اندوزی را به مردم تزریق کند و زمانی که هدف فرد ثروت اندوزی باشد و در عین حال توان رسیدن به این هدف را نداشته باشد، ممکن است برای رسیدن به هدف غالب، هرگونه راهی را انتخاب کند.

 

تهیه و تنظیم: ستوانیکم هادی خداوندپور؛ کارشناس اداره اطلاع رسانی و افکار عمومی معاونت اجتماعی آذربایجان غربی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون