نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/11/2      14:6:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:373


نسخه چاپی
تیپ پسرانه مهسا
گروه اجتماعی - یک ساندویچ مهمان سعید شدم و آمدیم همین آپارتمان. اما سعید تنها نبود‍! قلیان و سیگار و ... هم بود!
 

باورم نمی شود! یعنی واقعاً او دختر است؟!

سرش را تراشیده و سویشرتی پسرانه و کلاه دار برتن دارد. با نگاهی بهت زده به ماموران انتظامی می نگرد و انگار تازه متوجه شده که چه خطری از بیخ گوشش گذشته است.

ترسیده بود و خودش را از پسرانی که فریبش داده بودند، مخفی می کرد. دستش را گرفتم و با هماهنگی جناب سرگرد او را تا ماشین گشت همراهی کردم. دلم برایش می سوخت. علیرغم اینکه ظاهرش پسرانه است ولی همچنان لطافت دخترانه را می شد در نگاهش دید.

اسمش را پرسیدم و گفتم چرا خودت را مثل پسرها کرده ای؟ که زد زیر گریه!

از خانه فرار کرده ام خانم!

الان هشت روز است که در پارک ها و خیابان ها سرگردانم. دو شب خانه دوستم بودم که مادرش عذرم را خواست.

مزاحمت های خیابانی امانم را بریده بود و برای نجات از متلک های زجرآور، سرم را تراشیدم و تیپ پسرانه زدم.

در پارک شهر می چرخیدم که با سعید آشنا شدم. به اصرار او راضی شدم در خانه مجردی اش چند شبی را استراحت کنم تا مادرم بفهمد در برخوردهایش با من اشتباه کرده است.

یک ساندویچ مهمان سعید شدم و آمدیم همین آپارتمان.

اما سعید تنها نبود‍! قلیان و سیگار و ... هم بود! ترس تمام وجودم را گرفت و در دلم هزار بار گفتم؛ غلط کردم. سعید را کنار کشیدم و گفتم می خواهم بروم! ولی به بهانه های مختلف مرا نگه می داشت. با هم آرام آرام صحبت می کردند و گاهی هم به اتاق خواب می رفتند و می آمدند.

خیلی ترسیده بودم، با خودم گفتم؛ ای کاش همان خانه مادرم می ماندم و فرار نمی کردم. ای کاش پدرم الان بود. ای کاش... همین طور که روی مبل نشسته بودم و فکر می کردم، یکی از دوستان سعید آمد و دستم را گرفت. سرش داد زدم و دویدم سمت در...

نمی دانید با دیدن ماموران پلیس جلوی در چقدر خوشحال شدم.

نظریه کارشناس

تحليل ‌سركار خانم "دربان" كارشناس ارشد روانشناسی:

مهسای 16 ساله این ماجرا که چند شب پیش در سمنان اتفاق افتاد، فرزند طلاق است. پدرش، او و مادرش را رها کرده و تهران زندگی می کند. مادرش نیز دچار افسردگی شدید است و حوصله مهسا و برادرش را ندارد. به بهانه های مختلف با آنها درگیر شده و کتک کاری شان می کند.

مهسا رنج و تشنج همیشگی خانه را تاب نمی آورد و به امید رهایی گام در خیابان های شهر می گذارد. غافل از اینکه...

فرار از منزل رفتاری است که در شرایط بحرانی، موقعیت های رنج آور و اغلب غیرقابل تحمل اتفاق مي افتد.

ماهیت فرار را می توان نوعی ساز و کار دفاعی برای نجات از آنچه مطلوب نیست، دانست. اين رفتار ممکن است ناشي از عملكرد نادرست خانواده باشد. روش ناصحيح والدين در تربيت فرزندان و مديريت خانواده از جمله شیوه فرزند پروری سهل گیرانه، سطح پایین تحصیلات، از هم گسيختگي خانواده، تبعیض در میزان محبت و توجه به فرزندان.

در این ماجرا وقتی به نیازهای عاطفی مهسا در محيط خانه پاسخ مثبتي داده نمی شود او محبت نداشته اش را در بيرون از منزل جستجو مي كند.

 البته فرار از منزل می تواند به دلیل سردرگمی در هویت، انزوا طلبی و یا فشار روحی ناشي از ناكامي ها و شكست ها نیز رخ دهد. پدیده ای که در پي آن جوانان و به ويژه دختران آزادی بیشتري را خواستارند و این، همان شروع کشمکش هاست.

 قطعاً عدم نظارت والدین ناشی از طلاق در ماجرای مهسا و رفتار غیراصولی مادرش پس از طلاق، بی توجهی به نیاز‌های عاطفی فرزند و در نهايت سخت‌گیری و شدت عمل مادرش بر شرايط فعلي مهسا تاثير مستقيم داشته است.

هرچند احساس بی ارزشی، بی لیاقتی، نداشتن هدف برای آینده و ساده لوحی بیش از حد را نيز مي توان به دلايل بروز اين تهدید براي مهسا اضافه كرد كه از سوي خود او شكل گرفته است.

 

نویسنده؛ سیدمحمد شاه چراغ؛ کارشناس رسانه سمنان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون