نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/11/7      13:31:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:498


نسخه چاپی
شوهرم نامردی را در حقم تمام کرد!
گروه اجتماعی- زن 28 ساله در حالی که قطرات اشکش آرام آرام صورتش را نوازش می‌کرد شروع به صحبت کرد.
 

هشت سال پیش در حالی که آرزوهای زیادی برای آینده ام داشتم، با اصرار مادرم با پسر دایی‌ام ازدواج کردم، درسم خیلی خوب بود و علاقه زیادی به ادامه تحصیل داشتم، می‌خواستم درس بخوانم و برای خودم کسی شوم، ولی به یکباره انگار زبان من را بستند و لال شدم.

مادرم می گفت: علی پسر خوبی است و خاطرت را خیلی می‌خواهد، حتی حاضر است برای تو بمیرد، منم که وقتی با اصرارهای مادرم مواجه شدم نمی‌توانستم چیزی بگویم، بنابراین قبول کردم و به پسر دایی‌ام بله را گفتم. دوران عقد ما کمابیش خوب بود. یعنی تا می‌توانست ظاهرش را حفظ می کرد و به من عشق می‌ورزید، ولی بعد از اینکه عروسی کردیم کم کم متوجه شدم همسرم فردی عصبی و پرخاشگر است. با کوچکترین مسئله از کوره در می‌رفت و شروع به فحاشی و کتک کاری می‌کرد. تحمل می کردم، با خودم گفتم شاید اگر بچه‌ای بیاوریم اخلاقش بهتر بشود.

دوران بارداری سختی داشتم، بیشتر وقت‌ها در بیمارستان بستری می شدم. همسرم در این دوران از لحاظ عاطفی توجهی به من نداشت و بعد اینکه دخترم دنیا آمد، نه تنها بهتر نشد بلکه روز به روز اخلاقش بدتر هم شد. هر چقدر علتش را می پرسیدم، جواب درست و حسابی به من نمی‌داد و بی توجهی می‌کرد. فرزند دوممان را چند سال بعد دنیا آوردم، حالا دیگر صدای بچه‌ها هم اذیتش می‌کرد و می‌گفت: یا خفه شون کن یا خودم میام خفه می‌کنم.

دیگر تحملم طاق شده بود. اشتباهی که کردم این بود که من هم در مقابل پرخاشگری‌های همسرم جواب دندان‌گیر در آستین داشتم و در عوض حسابی کتکم می‌زد و بعد مرا روانه منزل پدرم می‌کرد و تا یک ماه خبری از من و بچه‌هایش نمی‌گرفت. چندین مرتبه با بهانه‌های واهی دعوا راه می‌انداخت و دوباره ما را به منزل پدرم می‌برد، همین بار آخر یعنی یک ماه پیش بود که همین کار را تکرار کرد و دیگر خبری از ما نگرفت تا اینکه با وساطت بزرگترها راضی شد مرا به منزل برگرداند.

تا چند روز حرفی بین ما رد و بدل نمی‌شد. بعد از یک شب غیبتش کم کم به او شک کردم و از زیر زبانش کشیدم و قسمش دادم که واقعیت را بگوید. گفت: باید قول بدی جیغ و داد نکنی و حق نداری هیچ اقدامی کنی! بعد با کمال پررویی و بی حیایی گفت: که یک ماه است که تجدید فراش کرده و با زنی مطلقه که 5 سال از خودش بزرگتر است و بچه هم دارد، صیغه 10 ساله بسته، گفت: تو حق نداری جایی بروی شکایت کنی! باید بسوزی و بسازی، طلاقت هم نمی‌دهم.

نمی‌دانم حرفش صحت داشت یا اینکه داشت مرا امتحان می کرد، قسمش دادم که راست بگوید. با سکوتش متوجه شدم، واقعیت دارد. تا یک ساعت از هوش رفته بودم و چیزی متوجه نشدم.

وقیح تر اینکه همسرم هر وقت از پیش آن خانم می آید برای اینکه حرص مرا در بیاورد شروع می‌کند به تعریف، تمجید و مقایسه. نمی‌خواهم طلاق بگیرم، چون پدر بچه هایم است ولی تحمل داشتن هوو و رفتارهای شوهرم، ذره ذره مرا آب می کند و روحم را ویران کرده است.

نظر کارشناس

کارشناس مشاوره و مددکاری مرکز مشاوره آرامش در این باره می‌گوید:

ازدواج، تضمين کننده­ آرامش و سلامت رواني فرد است و زوجين با تشکيل خانواده و بستن پيمان زناشويي، بهداشت رواني خود و اعضاي خانواده را تأمين مي­ کنند، در آیات و روایات زیادی به قداست و اهمیت ازدواج اشاره شده است.

متأسفانه گاهاً شاهد بروز اختلاف بین زن و شوهرها هستیم که با دامن زدن به مسائل ناچیز و عدم توانایی و مهارت در حل آن باعث به وجود آمدن مسائل بزرگتر می شوند، که این امر با قداست ازدواج و خانواده به عنوان یک ارزش همخوانی ندارد.

از جمله اینکه گاهاً بی‌وفایی و خیانت از جانب یکی از زوجین رخ می دهد که این امر( بی وفایی و خیانت زناشویی) آثار جبران ناپذیری در زندگی زوجین به جا می گذارد، چه بسا موجب فروپاشی زندگی می شود.

از عوامل زمینه ساز بروز مشکلات در کیس فوق می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

ازدواج ناآگاهانه و اجباری.

نداشتن بلوغ فکری و بی توجهی به ملاک ها و معیارهای انتخاب همسر.

عدم درک از نیازهای یکدیگر و برآورده نشدن منطقی انتظارات زوجین.

عدم آگاهی از مهارت های زندگی و ارتباطی.

عدم شناخت اصول زندگی مشترک.

نداشتن صداقت.

تنوع طلبی زوج و بی‌وفایی.

پیشنهادها

با مشاوره‌های پیش از ازدواج از بروز مسائل در آینده پیشگیری به عمل آوریم.

والدین به انتخاب فرزندان احترام بگذارند و نظر خود را به آنان تحمیل نکنند.

جوانان در شرف ازدواج با در نظر گرفتن شرایط، معیارها و ملاک‌های انتخاب همسر انتخاب سالمی داشته باشند.

جوانان چه دختر و چه پسر به هیچ وجه زیر بار ازدواج های تحمیلی نروند.

برای حل مشکلاتی که از توانایی زوجین خارج است، حتی الامکان به یک کارشناس مشاوره مراجعه کنند.

 

نویسنده: سروان "نساء ایزانلو" کارشناس ارشد مرکز مشاوره پلیس خراسان شمالی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون