نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/11/9      16:1:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:150


نسخه چاپی
ازدواج هاي تحميلي عاملي مهم در گسست خانواده‌ها
گروه اجتماعی - ازدواج مي بايست بر پايه اخلاق، عشق، محبت و درک متقابل دو انسان شکل بگيرد.
 

ازدواج و تشکيل خانواده يکي از مهمترين اتفاقات زندگي هر فرد مي باشد قرآن کريم هدف از ازدواج را رفع نياز‌هاي طبيعي و رسيدن به آرامش روحي در کانون خانواده نام مي‌برد يکي از عواملي که امنيت داخلي خانواده و اجتماع را تهديد مي کند، وقوع ازدواج هاي تحميلي مي باشد.

در اين ازدواج هر کدام از زوجين بر خلاف رضايت و انتخاب خويش با فردي ازدواج مي کنند و همين عامل باعث اختلاف و تنش در درون خانواده، طلاق عاطفي، ارتباطات نامشروع، قتل و همسرکشي و ... در نهايت مي تواند عامل تهديد کننده امنيت اجتماعي و افزايش نرخ وقوع جرائم گردد.

بررسي آمار کساني که بدليل اختلافات خانوادگي در کلانتري‌ها طرح دعوا کرده و جهت مصالحه و سازش به واحد مددکاري کلانتري‌ها ارجاع می شوند، نشان مي دهد که بخشي از علل ايجاد تنش در خانواده و گسست خانواده بدليل ازدواج هاي تحميلي مي باشد.

تعريف اجبار و تحميل

در فرهنگ علوم اجتماعي در مورد تعريف واژه اجبار چنين بيان شده است: اجبار از ريشه لاتيني Consrigere به معناي فضا دادن است و از نظر مفهومي به معناي تحمل آزار جسماني و يا رواني است، خواه به جهت آنکه عليرغم ميل خود به انجام کاري مجبور شده باشد و خواه بدان جهت که از انجام آنچه که مي خواسته باز داشته شده است.  منظور از تحميل نيز، وا داشتن کسي از انجام کاري يا پذيرش چيزي بر خلاف ميل او مي باشد.

تعريف ازدواج

منظور از ازدواج پيوند زناشويي رسمي ميان دو جنس مخالف است؛ در صورتيکه آنها شرايط شرعي و قانوني لازم را داشته باشند.

تعريف ازدواج تحميلي

ازدواج تحميلي، پيوند زناشويي رسمي است که در اين پيوند، رضايت و اراده زوجين يا يکي از آنها ناديده انگاشته شود و براي برقراري اين ارتباط و پيوند از انواع فشارهاي جسماني يا رواني استفاده می شود.

شيوه هاي ازدواج هاي تحميلي

ازدواج هايي که بطور ناخواسته بر فرد تحمیل مي شود به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف) ازدواج‌هاي تحميلي به شيوه مستقيم؛ که در اين فرايند يکي از اعضاي خانواده (بطور معمول برادر يا پدر) دختر را وادار به پذيرش ازدواج با مردي مي کنند که دختر به زندگي مشترک با او راضي نيست و غالباً انگيزه هاي اقتصادي در اين ازدواج‌ها موثر مي باشد.

ب) ازدواج‌هاي تحميلي به شيوه غير مستقيم؛ که اين گونه ازدواج ها نيز زير فشار ساخت اجتماعي بر دختران جوان تحميل مي شود و در حال حاضر نيز ازدواج‌هاي تحميلي به اين شيوه غير مستقيم، شيوع زيادي يافته است.

علل و عوامل ازدواج هاي تحميلي (شيوه مستقيم)

در پيدايي ازدواج اجباري به شيوه مستقيم بسياري از عوامل فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تأثير گذارند که هر يک از عوامل به اجمال بررسي مي شوند:

عوامل فرهنگي

امروزه با وجود فرصت‌هايي که در اغلب جوامع براي زنان ايجاد شده است و آنان از شرايط و جايگاه خود در نظام اجتماعي آگاهي يافته‌اند و علاقمند هستند تا در سرنوشت خود دخالت داشته و در اين خصوص استقلال نظر داشته باشند، ليکن عده‌اي آنها را از اين حق خدادادي و طبيعي محروم مي سازند. بي‌ترديد نگاه نادرست به زنان در جامعه، در شکل گيري ازدواج هاي اجباري مؤثر مي باشند. تفکر کالاپنداري و استفاده ابزاري از او موجب مي شود تا اراده، تصميم و تمايل زن در فرآيند همسر گزيني ساده انگاشته شود و مقاومت دختران براي ايفاي نقش در سرنوشت خود، نوعي گردن کشي و بي حرمتي به والدين تلقي گردد.

عوامل اقتصادي

بسياري از مردم چنين مي پندارند که رمز رفاه و سعادت آنان در دستيابي به ثروت و پول بيشتر است و چنانچه معيشت آنان تامين شود، ديگر در زندگي هيچ مشکلي نخواهند داشت. با چنين طرز تفکر و نگرشي، برخي از خانواده‌ها معيار و ملاک پول و ثروت را در درجه و اولويت اول قرار مي دهند و به محض اينکه با خواستگاري مواجه مي شوند که به لحاظ اقتصادي وضعيت مطلوبي دارد چه بسا که دختران خود را مجبور به ازدواج با وي نمايند بدون اينکه کمترين اهميتي به خواسته و رغبت دخترشان بدهند.

عوامل روان شناختي

بسياري از مردم به‌ويژه آنانکه تحت تاثير ساختارهاي اجتماي-سنتي قرار دارند، ميان شخصيت زن و مرد تفاوت عمده‌اي قائل‌اند و معتقدند که زنان در ابعاد روحي و شخصيتي خودشان معمولاً به سرعت تحت تاثير واکنش‌ها و سائقه هاي عاطفي قرار گرفته و نمي توانند بر اساس منطق و واقع بيني براي آينده خود تصميمي اتخاذ نمايند و معمولا زن را «ضعيفه» خطاب مي کنند. اين پندار ضعيف انگاري زن، دستاويزي براي تحمل رأي و نظر خود، در مورد ازدواج دختران شده و برخي زنان را در جوامع سنتي، با نوعي تنگ نظري مواجه کرده است.

عوامل اجتماعي

  • ساخت‌هاي پدر سالارانه

پدر سالاري، سلطه و تسلط مردان بر زنان در همه شئون اجتماعي است. بسياري از مردان به اقتضاي اين ساخت اجتماعي، تحميل و اراده خود را در انتخاب همسر دختر يا خواهر خود، حق مسلم خودشان مي دانند و مخالفت با آن را «گستاخي دختران» تلقي مي کنند.

  • منزلت اجتماعي

پاره‌اي از ازدواج‌هاي تحميلي در فرآيندي شکل مي‌گيرد که افرادي با داشتن طبقه اجتماعي بالا از دختري خواستگاري مي نمايد و والدين دختر به خاطر انتساب فرد به طبقه اجتماعي بالا عليرغم مخالفت‌هاي دختر، وي را مجبور به ازدواج مي کنند.

علل و عوامل ازدواج هاي تحميلي (شيوه غير مستقيم)

وجود شرايط سخت فردي، خانوادگي و اجتماعي موجب مي شود تا برخي از دختران ناخواسته تن به ازدواجي ناخواسته با فردي بدهند که موقعيت و شرايط مناسبي براي ازدواج ندارد. علل اين انتخاب هاي ناخواسته را در سطوح فردي، خانوادگي و اجتماعي به اجمال بررسي مي کنيم:

علل فردي

ترس از فقدان خواستگار در آينده؛ ترس از افزايش سن و کاهش فرصت ازدواج؛ رهايي از تنهايي و اضطراب؛ اصرار خواستگار و ترحم نسبت به خواستگار؛ لجبازي با خواستگار قبلي؛ فرار از تحصيل.

علل خانوادگي

رهايي از شرايط نامناسب خانه پدري، رهايي از امر و نهي‌هاي خانواده و کسب استقلالف رهايي ساختن والدين از اضطراب، رفع کدورت فاميل، نفوذ و فشارهاي والدين.

علل اجتماعي

رهايي از تحقيرهاي اجتماعي، ورود به دنياي بزرگسالي و کسب احترام، رهايي از قضاوت‌هاي نادرست اجتماعي، رهايي از برچسب هاي اطرافيان، کسب جاه و مقام و تغيير موقعيت اجتماعي.

پيامدهاي ازدواج‌هاي تحميلي

به اعتقاد روان شناسان، ازدواج مي بايست بر پايه اخلاق، عشق، محبت و درک متقابل دو انسان شکل بگيرد تا بتواند جوانه‌هاي اميد و خوشبختي را به همراه آورد. اکراه در همسر گزيني، اين پيوند مقدس را ه بصورت يک کابوس وحشتناک در مي آورد و زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي را با آسيب‌هاي جدي مواجه مي سازد.

  • آسيب هاي فردي
  • آسيب هاي جسمي: اولين عوارض منفي ازدواج هاي اجباري (به ويژه در سنين پايين) متوجه بدن و جسم زنان شده و بر سلامت جسماني آنها تاثير بسيار منفي بر جاي مي گذارد. دختراني که در سنين پايين روانه خانه همسر مي شوند علاوه بر حاملگي‌هاي زودرس، در معرض عوارض جبران‌ناپذير جسمي قرار مي گيرند. زايمان و شيردهي هم به اين عوارض منفي اضافه شده و تاثيرات ازدواج هاي تحميلي را چندان برابر مي کند.
  • آسيب هاي روحي و رواني: اغلب دختراني که به اجبار والدين راهي خانه همسر مي شوند، دچار اختلالات روحي و رواني مي شوند و بهداشت‌رواني آنها به خطر مي افتد. آنان به يک‌باره از کانون گرم خانواده جدا شده و سايه فردي را بالاي سر خود مي بينند که هيچ گونه علاقه و رغبتي به او ندارند. در واقع فقدان شبکه ارتباطي جهت‌آميز ميان زن و شوهر، خانواده را به کانون درگيري و تضاد تبديل مي‌کند و تفاهم را که سنگ زيرين بنيان خانواده است، ويران مي کند.
  • آسيب هاي خانوادگي
  • فرار از خانه: اجبار دختران به رهايي از تحميل و تحميل ازدواج بر آنان از سوي والدين، احتمال اقدام به فرار از منزل را در آنان افزايش مي دهد.
  • همسرکشي: زنان در ازدواج هاي اجباري خود، هزينه هاي فراواني را براي رهايي از زندگي تحميلي خود متقبل مي شوند و بر اين اساس، در برخي از موارد تنها راه رهايي از محروميت و فشار و نابرابري را در اقدام به قتل همسر خود مي يابند.
  • انحطاط اخلاقي: نارضايتي و برآورده نشدن نيازهاي عاطفي و روحي زنان، زمينه و بستر مناسبي را براي فساد اخلاقي آنها مهيا مي نمايد. زيرا آنان خوشبختي و آرامش روحي خود را در سايه مردي ديگر جستجو مي کنند.
  • آسيب هاي اجتماعي
  • عدم ثبت نکاح: معمولا ازدواج هاي اجباري که در سنين پايين انجام مي شود، در دفاتر رسمي ازدواج ثبت نمي شوند. زيرا خانواده اين دختران خصوصاً پدران، به غير قانوني بودن اجبار در ازدواج دختر بخصوص در سنين پايين آگاهي دارند، لذا اين اتفاق را پنهان مي نمايند.
  • افزايش جرایم و شبه جرایم: تحمل و اجبار در ازدواج که امري فردي، شخصي و وابسته به رضايت طرفين است، مي تواند تعداد خانواده هاي آشفته و نابسامان را افزايش دهد، جامعه‌اي که خانواده هاي آن فاقد آرامش و رضايت زناشويي است، جامعه سالم و به دور از آسيب هاي اجتماعي نخواهد بود.

 

تهيه و تنظيم: سرهنگ اسدالله مالکی؛ معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي آذربايجان غربي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون