نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/11/17      18:0:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:305


نسخه چاپی
گل حجاب، عطر عفاف

گروه اجتماعی - هیچ باغبانی را سرزنش نمی كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچین كشیده است، چون باغ بی دیوار، از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند.

 

هیچ كس با نام و بهانه «آزادی» دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شب‌ها در حیاطش را باز نمی گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدی است. هیچ صاحب گنج و گوهری هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده می شود. هر چیز كه قیمتی تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر می رود. هر چه كه نفیس تر باشد، بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت لازم‌تر. مگر نه اینكه آثار نفیس خطی را در موزه ها و ویترینها می گذارند، تا با لمس دستهای این و آن، خراب نشود و از ارزش نیفتد؟!

اینها همه، فرمان عقل است و اقتضای تجربه، اگر در شیشه عطر را باز بگذاری، عطرش می پرد. وقتی راه ورود پشه‌ها را می بندی، خود را «مصون» ساخته ای، نه «محدود» و زندانی و وقتی در خانه را می بندی، یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم در پناه قرار داده ای، نه اینكه خود را در قید و بند و حصار افكنده باشی.

فرمان عقل و تجربه

اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانیم، نه كسی ایراد می گیرد، و نه اگر هم ایراد بگیرد، اعتنا می كنی چرا كه سخنش را بی منطق و ناآگاهانه می دانی و می بینی.

اینكه: «دل باید پاك باشد»، بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آویختن به شاخه «لاقیدی»، وگرنه از دل پاك هم نباید جز نگاه و رفتار پاك برخیزد.

زن، به خاطر ارزش و كرامتی كه دارد، باید محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد و به خاطر لطافتی كه دارد، نباید در دست های خشن كامجویان دیوسیرت، كه نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند یا زیر پایش له كنند.

زن به خاطر عصمتی كه دارد و میراث دارِ پاكی مریم است، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه شود، گوهر عفاف و پاكی، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.

دزدان ایمان و غارتگران شرف فراوانند

سادگی و خامی است كه كسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشم های ناپاك قرار دهد و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال كند بیماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمی اندازد و از زهر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند.

هر شاخه كه از باغ برون آرد سر در میوه آن طمع كند راهگذر

بعضی از «نگاه»ها، ویروس «گناه» منتشر می كنند و بعضی از چهره ها حشره مزاحمت جمع می كنند، خراب كردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تیره اندیشی است، نه روشن فكری!

جاهلیت یا تمدن

می گویی نه؟ به طومار كسانی نگاه كن كه پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلت خویش می زنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند، كسی كه از «جماعت رسوا» نگریزد «رسوای جماعت» می شود.

آنكه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد، آنكه یوسف زیبایی را با چند سكه قلب عوض می كند، آنكه «كودك عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهد سوخت. از اول كه جامه عفاف، سفید و شفاف است، نباید گذاشت چرك گناه بر آن بپاشد، از اول باید مواظب بود این كاسه چینی نشكند و این جام بلورین تَرَك برندارد. از اول نباید به پای بیگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته های نورس عصمت را لگدمال كند، ولی... گریه بی حاصل است و بی ثمر، وقتی شاخه شكست و گل چیده شد ...

 

تهیه و تنظیم: مرکز اطلاع رسانی خراسان شمالی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون