نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/12/1      16:35:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:266


نسخه چاپی
از خجالت آب شدم !
گروه اجتماعي – پشيمان شده بودم و خودم را لعن و نفرين مي كردم كه اگر چنين فرصتي به عروس مان و دخترش نمي دادم اين طوري نمي شد...
 

خسته و كلافه شده بودم . ديگر نمي توانستم تحمل كنم. تصميم خودم را گرفتم، وسايلم را جمع كردم و به خانه برادرم رفتم.

 او هميشه مي گفت مثل يك شير پشت سرم ايستاده و هر موقع امر كنم شاخ هاي شوهرم را مي شكند.

برادرم با اين حرف ها به قول معروف مرا هم شير مي كرد تا در برابر شوهرم قد علم كنم و به باوري غلط، حق خودم را از او بگيرم.

دلم گرم بود كه برادرم هست و مي توانم به او تكيه كنم.  به همين دليل هيچ وقت در زندگي مشترك مان كوتاه نيامدم  و از روز اول حرف ها و نظر و خواسته ام را با دعوا و مرافه به كرسي نشاندم.

چند بار هم كه دعواي مان بالا گرفت برادرم زنگ زد و با توپ و تشر او را سرجايش نشاند.

خوشحال بودم كه شريك زندگي ام جرئت نمي كند حرفي بزند  و اين طوري حداقل حساب كار دستش مي آيد  و مي فهمد كه من تنها و بي پناه نيستم.

متاسفانه آخرين باري كه جر و بحث مان شد به سيم آخر زدم و گفتم: تكليفم را روشن مي كنم.

من با اتوبوس به مشهد آمدم و دو سه روزي خانه برادرم بودم.

او و همسرش روز اول خيلي جدي پشت سرم ايستادند  و مي گفتند : حساب شوهرت را كف دستش مي گذاريم.

 اما از فرداي آن روز،  رفتار و حركات همسرش تغيير كرد. عروس مان با طعنه مي گفت: مي خواهي طلاق بگيري  و بعد از آن كه به سرنوشتت گند زدي سربار ديگران بشوي؟»

حرفش را نشنيده گرفتم  چون اصلا حال و حوصله اين حرف ها را نداشتم.  اما او گفته اش را تكرار مي كرد و وقتي شوهرم  را به باد توهين گرفت ناخودآگاه عصباني شدم.

انگار با گفته هايش مرا به‌ آتش كشيده بود. يك لحظه قيافه شوهرم  در ذهنم مرور مي شد  و دلم برايش مي سوخت.

اين حق شوهرم نبود كه همسر برادرم  و حتي  برادر زاده ام  كه دختري نوجوان است  به خودشان اجازه بدهند پشت سرش هر چه دلشان مي خواهد بگويند  و شخصيتش را لگدمال كنند.

 پشيمان شده بودم و خودم را لعن و نفرين مي كردم كه اگر چنين فرصتي به عروس مان و دخترش نمي دادم به اين راحتي  توهين نمي كردند.

حالم حسابي گرفته شده بود. گوشي تلفن همراهم را برداشتم و براي شوهرم يك پيامك فرستادم  كه خيلي دوستش دارم.

 جوابم را نداد  و البته باز هم به او حق مي دادم  كه از دستم ناراحت  و دلگير باشد.

روز بعد زنگ زد و گفت دنبالم آمده و پشت در خانه برادرم است.

از خوشحالي مي خواستم بال در بياورم. با عجله در خانه را به روي او گشودم. خسته و بي حوصله  به نظر مي رسيد  و وقتي با هم رو در رو شديم با لبخندي به طعنه گفت: «حالا ديگر تنها به مسافرت مي آيي و يادت هم نمي آيد شوهر هم داري .»

كمي جلو رفتم تا با او صحبت كنم چون نمي خواستم خانواده برادرم بفهمند چه مي گويم. ولي برادرم كه از پشت پنجره نگاه مان مي كرد بلافاصله پايين آمد  و برايش شاخ و شانه كشيد.

 دوباره دعوا سرگرفت. شوهرم نمي خواست كم بياورد  وقتي از درخانه بيرون مي رفت برايم خط و نشان مي كشيد و مي گفت «به زودي در دادگاه همديگر را مي بينيم.»

 با اين وضعيت اوضاع خيلي به هم ريخت. از كرده خودم پشيمان  شده بودم و نمي دانستم چه كار كنم.  برادرم هم غيرتي شده بود و مي گفت اجازه نمي دهد به خانه ام برگردم.

از طرفي همسرش  راه مي رفت و با نيش و كنايه مراه باد تمسخر مي گرفت.

وقتي از عروس مان گلايه كردم كه چرا اين قدر شخصيت و غرورم  را به تمسخر مي گيرد دستم را گرفت و گفت از روي عمد اين رفتار را داشته  تا من بفهمم نبايد زندگي ام را سر زبان ها بيندازم و حرمت شوهرم را از بين ببرم.

داشتم از خجالت آب مي شدم. با راهنمايي همسر برادرم به مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي آمدم و خوشبختانه جلسه مشاوره خيلي خوب بود.

همسرم را هم دعوت كرديم. حالا مي فهمم چقدر اشتباه فكر مي كردم. البته شوهرم  هم اشتباه هايي دارد و بايد خودش را اصلاح كند.

 اميدوارم بتوانيم از اين به بعد راز و رمز زندگي مان را حفظ كنيم  و بيشتر به فكر سرنوشت و آينده مان باشيم.

گفتگو با كارشناس:

دكتر «سيد مجيد موسوي راد» در باره اين ماجرا مي گويد: از بزرگترین مشکلات در زندگی زوج ها ی جوان دخالت خانواده هاست كه اختلافات را شعله ور می کند اما اگر بدانید چگونه با دخالت خانواده همسر برخورد کنید می توانید آن را کاهش داده و مديريت كنيد.  

رئيس مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي افزود: تصویر اینکه خانواده همسر در زندگی مشترک دخالت کنند برای همه زجر آور و ناراحت کننده است ونتیجه سویی خواهد داشت.

 بنابر این هنگام دخالت خانواده در مسائل زندگي، بدترین انتخاب، برخورد با خانواده همسر و جواب دادن به آنان است که موجب از بین رفتن حرمت ها و احترام افراد می شود .

بي شك  برای کاهش میزان دخالت خانواده همسر باید سطح  روابط را تنظيم و مشخص كنيم .البته برای این کار لازم نیست رفت و آمدها را قطع يا كاهش دهيد بلکه زمان حضور در خانه آنان را کم کنید .

اين مدرس مهارت هاي زندگي افزود: زن و شوهر ها بايد بنشينند و سوء تفاهم  ها را با مذاكره و گفتگوي دوستانه حل و فصل كنند نه آن كه با تهدید و خط و نشان كشيدن و راه رفتن روي اعصاب همديگر،  قطع رابطه کنند .

يك نكته كليدي ديگر هماين كه زوج هاي جوان نبايد گله گذاری هاي شان را به صورت نقل قول از همسرخود بکار ببرند .

از خود شروع كنيم:

دكتر« سيد مجيد موسوي راد» گفت: بهتر است خودمان را تغییر دهیم نه خانواده همسرمان و همسرمان را.  در اين باره اين ماجرا نيز خانم جوان بايد تغيير را از خود شروع كند و بسیاری از رفتار های مثبت یا بدون مشکل خانواده را نیز به خاطر نسبت دادن آن ها به نیتی بد، رفتار های آزار دهنده و غیر قابل تحمل تلقی نكند.

پس برای کاهش احساسات ناخوشایند خود و البته داشتن دیدی منصافه، از نسبت دادن های ناخوشایند خانواده همسر به نیت بد دوري کرده و در عوض سعی کنید موضوع اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاه بین خود و خانواده را همیشه در نظر باشید .

و نكته پاياني اين كه اتفاق هاي نا خوشایند و فاش کردن اسرار و مشکلات زندگی مشترک برای آشنایان و دوستان به هيچ وجه كاردرستي نیست و زوج هاي جوان بايد سعي كنند مشکلات خود را  بیرون از خانواده نبرند، گاهی يك سري اختلاف ها ریشه در ویژگی های شخصیتی و رفتاری خاص زوج ها دارد و بهتر است آنها به مراکز مشاوره مراجعه كرده و راه حل منطقي و درست براي حل اين اختلاف ها و مشكلات پيدا كنند.

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه؛ معاونت اجتماعي خراسان رضوي    

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون