نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/12/12      9:45:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:280


نسخه چاپی
آرزوهاي قشنگ در آينه دلتنگي!
گروه اجتماعي – خميازه هاي پي در پي امانش را بريده بودند، بدنش را مي كشيد و سرش رابه صندلي تكيه داده بود. اصرار داشت زودتر به خانه برگردد.
 

خميازه هاي پي در پي امانش را بريده بودند، بدنش را مي كشيد و سرش رابه صندلي تكيه داده بود. اصرار داشت زودتر به خانه برگردد. خمار خواب بود و خسته وبي حوصله؛ خميازه هاي پي در پي امانش را بريده بودند. بدنش را مي كشيد و سرش را به صندلي تكيه داده بود. اصرار داشت زودتر به خانه برگردد.مي گفت: مادربزرگ منتظرش است و نمي تواند زياد از خانه بيرون بماند.

پسر نوجوان كه براي تهيه مواد مخدر به خانه يك خرده فروش مواد افيوني مراجعه كرده و توسط ماموران كلانتري 44دستگير شده بود نمي توانست كار اشتباه خودش را انكار كند. در حالي كه با چشم هاي معصوم به پنجره اتاق مشاوره كلانتري خيره مانده بود نفس عميقي كشيد  و گفت: «يكي پول بهم داد و گفت برو از اين خونه برام مواد بگير».

با گفتن اين جمله سرش را بالا آورد، لبخندي تلخ بر چهره داشت و مي خواست ببيند عكس العمل كارشناس اجتماعي پليس چيست. اما اين پاسخ قانع كننده نبود. خانم مشاور پرسيد به چه چيزي اعتياد داري؟

پسرك به كف پوش چهار گوش اتاق خيره شد و خيلي آرام جواب داد: «نمي دونم.»

سكوت معنادار و پاسخ سربالاي پسر نوجوان، نگراني كارشناس اجتماعي كلانتري را بيشتر مي كرد. خانم مشاور سوال خودش را دوباره تكرار كرد و با حسي مادرانه گفت: واقعيت را به من بگو، شايد بتوانم كمكت كنم. پسر لاغراندام خودش را روي صندلي جابجا كرد، چرتش پريده بود. لحظه اي به چشم هاي خانم مشاور نگاه كردو آرام جواب داد: «مدتيه مواد مخدر مي كشم، بهش مي گيم تلخي، يكي دو بار هم كريستال كشيدم، ولي خوشم نيومد چون حالم خيلي بد شد.». پسرك، خجل از گفتن اين جمله ها با شرمساري شرش را پائين انداخته بود. زير چشمي به اطراف نگاه مي كرد و قطره هاي اشك در چشمانش مي درخشيد. او با اين سن و سال به دام اعتياد افتاده و قرباني سرنوشت شده است. احساس تنهايي و دلتنگي هاي كودكانه سبب شد گاهي از خانه دور بشود و با دوستاني نشست و برخاست كند كه آدم هاي نااهلي بودند. با اين كه كودكي بيش نبود سر بساط اين دوستان ناباب به مواد مخدر اعتياد پيدا كرد.

پسرك مي گفت: «دلم نمي خواست اينجوري بشم، وقتي بچه هاي هم سن و سال خودم رو مي بينم با بابا و مامانشون، اين طرف و اون طرف ميرن و شاد هستن دلم مي گيره. بعضي وقتا گريه مي كنم كه چرا من اينجوري شدم و براي اون بچه هايي كه با خونوادشون هستن دعا مي خونم هيچ وقت از هم جدا نشن و هميشه شاد باشن.»

پسر 13 ساله آهي كشيد و پس از مكثي كوتاه افزود: «دو سال قبل، بابام و مامانم به خاطر اين كه هر روز دعوا مي كردن و با هم مشكل پيدا كرده بودن طلاق گرفتن. اونا هر كدوم دنبال زندگي خودشون رفتن و از اون به بعد من خونه مادر بزرگم هستم. چند وقتيه مواد(مواد مخدر) مي كشم. دلم مي خواست هرچه زودتر بزرگ بشم و براي همين هم مواد مي كشيدم. فكر مي كردم اين طوري زودتر بزرگ مي شم. امروز از مادر بزرگ پول گرفتم و اومده بودم مواد بخرم كه گير افتادم. آدرس اين مواد فروش رو يكي از دوستام بهم داده و تازه قرار بود برم براش مواد بفروشم و پول بگيرم و... .» گفته هاي پسر نوجوان، هر لحظه نگراني خانم مشاور را بيشتر مي كرد.   

پسر13 ساله آهي كشيد و افزود: «من هميشه دعا مي كنم بابام و مامانم خوب باشن وحالا كه  براي خودشون زندگي تشكيل دادن بهشون خوش بگذره. آخه مگه ميشه آدم، بابا و مامانش رو دوست نداشته باشه؟. آرزو مي كنم هيچ پدر و مادري اون قدر مشكل شون زياد نشه كه مجبور به طلاق بشن و اگر هم به مشكلي خوردن و طلاق گرفتن بازم بچه هاشون رو دوست داشته باشن و بيشتر به اونا سر بزنن.»

پس از آن كه پسر 13 ساله حرف دل و آرزوهاي قشنگ خودش را به زبان آورد كارشناس اجتماعي كلانتري 44 با كمك كارشناسان مركز مشاوره آرامش پليس خراسان رضوي پي گيري لازم را به عمل آورد تا مشكل پسر نوجوان حل بشود.

عموي اين پسرك نيز كه با پي گيري هاي كارشناسان پليس تازه متوجه شده برادر زاده اش دچار چه مشكلي شده است وارد عمل شد تا او را از اين گرفتاري خانمانسوز نجات بدهد و خوشبختانه اين پسر 13 ساله كه دو سه ماه از سابقه مصرف مواد مخدرش نمي‌گذرد با حمايت هاي عموي خود تحت نظر درمانگر اعتياد و كارشناس مشاوره قرار گرفته است.

 

نظریه كارشناس

درباره اين ماجرا نظر يكي از مدرسان مهارت هاي زندگي را جويا شديم. صالح محمد پور مي گويد: اثر گذاري پدر و مادردرتربيت فرزندان از اهميت ويژه اي برخوردار است تا جايي كه نقش والدين در شكل گيري باورهاي فرزندان الگو دهي مي كند.

وي افزود: چه بسا والديني كه مصرف مواد مخدر دارند و اگر اين افراد نيز براي درمان خود اقدام كنند فرزندان شان از چنين آسيب‌ها و مشكلاتي مصون و ايمن خواهند ماند.  

اين عضو سازمان نظام روان شناسي و مشاوره ايران ادامه داد :مسئوليت ما در مقابل فرزندان به اندازه اي جدي است كه كوچكترين سهل انگاري پشيماني زيادي مي تواند به همراه داشته باشد چرا كه با اين سهل انگاري ها، شخصيت فرزندان را تا به آخر عمرش خراب مي كنيم.

 پس يادمان باشد چه حرف هايي به فرزندمان ياد مي دهيم و آنچه كه حتي غير مستقيم آموزش مي دهيم در فرزندمان ماندگار مي شود.

وي افزود: اگر چه طلاق براي زوجيني كه به سازگاري نرسيده اند مي تواند آخرين راه حل باشد اما بعد از طلاق نيز مسئوليت فرزندان همچنان با پدر و مادر خواهد بود و اگر از زير بارمسئوليت مهم و خطير فرزند پروري شانه خالي كنند به جامعه و فرزند خود آسيب وارد خواهند كرد.

 

نويسنده: غلامرضا تديني راد؛ كارشناس رسانه معاونت اجتماعي خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون