نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/12/12      11:57:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:123


نسخه چاپی
فناوري اطلاعات و ارتقا عملكرد پليس
گروه اجتماعی - تاثير راهبردهای فناوري اطلاعات با ارتقاء عملكرد به عنوان يكي از موضوعاتي است كه در ارتقاء عملكرد و حرفه اي گرايي كاركنان ناجا مطرح مي‌باشد.

همسوئي راهبردی فناوري اطلاعات و کسب و کار، مفهومی است که از سال 1970 مطرح شده است و درطی ساليان متمادی و همچنين در حال حاضر به عنوان يكي از دغدغه­ هاي اصلي مديران فاوا و همچنين مديران ارشد سازمان­‌ها مي ­باشد. به عبارتی ديگر همسوئی راهبردی فناوری اطلاعات به سازمان‌­ها امکان تعريف و تعيين اثربخشی توانمندی­ ها و قابليت­­ هاي مورد نياز فناوری اطلاعات، جهت انجام و رسيدن به اهداف سازمانی را می ­دهد.

طبق نظر يكي از انديشمندان «همسویی راهبردی سیستم های اطلاعاتی، یکی از ده چالشی می باشد که مدیران فناوری اطلاعات با آن مواجه هستند(چان 2007)» بنابراین، همسویی یک مفهوم مبهمی است که درک و اندازه‌گیری آن مشکل می باشد. اما جدای از اين همسويی، حفظ اين همسوئی به مراتب بالاتر و حائز اهميت­‌تر می ­باشد.

 

معیارهاي تطابق و همسویی فناوری اطلاعات با مشاغل و حرفه

برابر ديدگاه يكي از انديشمندان (شش معیار مطرح شده در مبحث تطابق و همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار نشان داده شده شامل موارد ذيل مي ­باشد(‌پيتر ويل):

1- ارتباطات

2- صلاحیت/ ارزش

3- حاكميت

4- شراكت

5- محدوده و معماری

6- مهارت ­ها

7- ارتباطات

تبادل موثر افکار و درک روشن، از آنچه که باعث رسیدن به یک راهبرد موفق می ­شود، بستگی زیادی به مجموعۀ پیشبردها و موانع موجود در همسویی دارد. اغلب در قسمت فناوری اطلاعات آگاهی کمی نسبت به مبحث کسب و کار وجود دارد و در سمت کسب و کار نیز بهای کمی نسبت به مبحث فناوری اطلاعات داده می ­شود. در پویايي كسب و كار که در آن سازمان­ ها خودشان را پیدا می­ کنند، به اشتراک ­گذاشتن دانشی که در سطح سازمان حاکم است، امری حتمی است.

بسیاری از شرکت­‌ها برای تسهیل در به اشتراک­‌گذاری دانش، تمایل به ایجاد ارتباط دارند. واژه کلیدی در اینجا «تسهیل کردن» است و بيانگر اين است كه به نوعي از قراردادها و تشریفات سفت و سخت که مانع گفتگو و به اشتراک­ گذاری افکار می ­شود، بايد جلوگیری نمود.

بهبود و اصلاح ارتباطات می‌­بایست بر این موضوع تمرکز داشته باشد که از فناوری اطلاعات به عنوان یک شریک راهبرد کسب و کار، درکی حاصل شود که بتواند سادگی در ارائه تعهدات را تقویت کند. یک راه برای بهبود ارتباطات و از آن مهمتر فهمیدن آن، ایجاد یک ارتباط بین فناوری اطلاعات با عملکرد کسب و کار است که این کار باعث تسهیل در امر به اشتراک­ گذاری دانش و افکار می‌­شود.

بطور كل اين معيار ميزان کارا بودن تبادل ايده­ ها، دانش و اطلاعات ميان نهادهای کسب و کار و فناوری اطلاعات را اندازه مي­ گيرد، به طوری که هر دو طرف بتوانند راهبردها، برنامه­ ها، ريسک‌­ها، اولويت ­ها و چگونگی دستيابی به آن­ها را مشخص کنند.

 

صلاحیت/ ارزش

بخش فناوری اطلاعات در بسیاری از سازمان‌­ها، قادر به ثابت کردن ارزش خود در كسب وكار نسبت به آن چیزی که از کسب و کار درک می­‌شود، نیستند. اغلب اوقات، معیارها و ضوابط فناوری اطلاعات و کسب و کار تجارت باهم فرق دارند. بنابراین نیاز به ابزاری متوازن و متعادل مي­ باشد که ارزش فناوری اطلاعات را به منظور همکاری با کسب و کار نشان دهد.

در اغلب موارد، شاخص ­هاي سطوح خدمات که ميزان بکارگيري فناوری اطلاعات در کسب و کار را بررسی می­ کنند، به این موضوع کمک می­‌کنند. با این حال، سطوح خدمات می­بایست طوری شرح داده شوند که برای کسب و کار قابل درک و قابل پذیرش باشد. سطوح خدمات می­بایست دارای ضوابطی باشند که به طور واضح و آشکار پاداش­ ها و تنبيهات، دستيابي به كميت مقاصد را مشخص کند.

اغلب سازمان ­ها منابع قابل توجه خود را به سنجیدن فاکتورهای کارایی خود اختصاص می‌دهند، در حالي كه منابع کمتری را برای انجام عملیات سنجش صرف می­ کنند. برای مثال یک سازمان قبل از اینکه پروژه آغاز شود، بازدهی سرمایه خود را خواستار می ­شود، اما این موضوع را درنظر نمی­ گیرد که بعد از توسعه و گسترش پروژه که برای رسیدن به اهداف و مقاصد برای سازمان امکان پذیر می ­شود، مهم است که به ارزیابی این معیارها بپردازیم تا بفهمیم چه عواملی باعث کاهش معیارها می­شود. چه عواملی می­تواند آموخته شود تا محیط را به‌طور مداوم گسترش دهد. فضایی که می تواند به پیشرفت روند تکامل کمک کند، این است که معیارها و ضوابط بیشتری که وابسته به تجارت و کسب و کار هستند را به معاهدات سطح خدمات اضافه کنیم تا بتواند به شکل ­گیری ارتباط بین فناوری اطلاعات و واحدهای تجاری کمک کند. بررسی­ ها و بازبینی­ های رسمی و دوره­ای که به منظور پشتیبانی از اصلاح مداوم صورت می ­گیرد، می­تواند مفید و سودمند واقع شود.

 

اداره امور یا اعمال اختیار

اين معيار مشخص می­کند که چه کسانی می­توانند تصميم­ های مرتبط با فناوری اطلاعات را اتخاذ کنند و مديران کسب و کار و فاوا از چه فرآيندهايي در سطح استراتژيک، تاکتيکی و عملياتی برای تعيين اولويت­ های سرمايه­ گذاری و اختصاص منابع استفاده می­ کنند. اين معيار تضمين مي­كند كه دو بخش کسب و کار و فناوری اطلاعات به شکل رسمی اولويت­ ها و تخصيص منابع فناوری اطلاعات را مورد بحث و بازبينی قرار می­دهند. با سنجش با اين معيار یقین حاصل می­ شود که اعضای مرکز فناوری اطلاعات و کسب و کار به طور رسمی به بحث و بررسی اولویت­بندی­ ها و اختصاص منابع فناوری اطلاعات از بین مهمترین پیش­برنده ­ها و بازدارنده­ های همسویی، می­پردازند.

 

شراكت (مشارکت)

ارتباط بین واحد فناوری­ اطلاعات و ديگر واحدهاي سازمان از دیگر ضوابطی است که دربین پیشبرنده­ ها/ بازدارنده­ ها اهمیت بالایی دارد. ارائه یک فرصت برای داشتن نقش‌هایی برابر درتعیین راهبرد تجاری در عملکرد فناوری اطلاعات به طور آشکار اهمیت دارد. به هرحال چگونگی درک سازمان­ها از سهم یکدیگر، اعتمادی که بین شرکا به وجود می­ آید، تضمین وجود پشتیبان و حمایت ­کننده برای اجرای عملیات فناوری اطلاعات و به اشتراک گذاشتن ریسک­ ها و جبران­ ها، همه و همه به تکامل همسویی کمک می ­کنند. این مشارکت می­بایست درجایی ایجاد شود که در آن فناوری اطلاعات تغییرات را هم در فرآیندهاي كسب و كار و هم در راهبردها اعمال کند و پیش ببرد. به طور طبیعی این نیازها درجایی که مدیر ارشد اطلاعات و مدیر ارشد اجرایی یک تصور روشن را بین هم به اشتراک می‌گذارند، منجر به طراحی یک تجارت و کسب و کار خوب می­ شود.

 

محدوده و معماری (حیطه عمل)

اين معيار ميزان نقش فناوری اطلاعات در فراهم نمودن معماری انعطاف ­پذير را مشخص نموده و ارزيابی و به کارگيری فناوری­ های جديد يا ايجاد تغييرات در کسب و کار و ارائه راه ­حل­ های اختصاصی ­شده را اندازه می­ گيرد.

این مجموعه از معیارها برای ارزیابی روند تکامل فناوری اطلاعات، مورد استفاده قرار می‌گیرند. علاوه بر این توانایی های فناوری اطلاعات عبارتند از:

  • فرا رفتن از بخش مدیریتی و بخش اجرایی یک سازمان
  • ایفای نقش به عنوان پشتیبانی یک زیربنای منعطف که برای تمامی شرکای تجاری و مصرف ­کنندگان شفاف­ سازی می ­کند
  • بررسی و استفاده موثر از فن­آوری­ هایی که در آینده پدید می­ آیند
  • فعال کردن و پیش بردن فرآیندهای تجاری در راهبردهای آن به عنوان یک استاندارد درست
  • فراهم کردن راه­ حل­ های مناسب برای نیازهای مصرف­ کنندگان

 

مهارت­ ها

اين معيار فعاليت­ های مرتبط با نيروی انسانی مانند استخدام، حفظ، آموزش، ارزشيابی، تشويق، ايجاد انگيزه، نوآوری، ايجاد فرصت­ های شغلی و توسعه مهارت­ها را اندازه می­ گيرد. آمادگی سازمان برای تغيير و يادگيری و دستيابی به ايده­ های جديد را نيز اندازه می­ گيرد. مهارت­ها، تمام امکانات مورد نياز منابع انسانی را شامل می­ شوند. عواملی چون فراتر رفتن از امکانات مرسوم مانند آموزش، حقوق دادن، بازخورد کارایی و فرصت ­های شغلی، محیط اجتماعی و فرهنگی سازمان را نيز در بر می­ گیرد. آیا سازمان آمادۀ تغییرکردن در چنین محیط پویایی هست؟ آیا افراد شخصاً در برابر ایجاد نوآوری در کسب و کار احساس مسئولیت می­کنند؟ آیا افراد و سازمان­ ها می­توانند به سرعت از تجربیات موجود آموزش ببینند؟ آیا سازمان افکار ابتکاری و روح کارآفرینی را به کار می­برد؟ این موارد شرایط مهم درروند تکامل یک سازمان است.

 

نيروي انتظامي و فن آوري اطلاعات

ناجا سازمانی گسترده با حجم انبوهی از مأموریت ها و خدمات است که بدون اتکاء به فناوری اطلاعات نمی تواند از عهده مسئولیت های خطیر خود برآید.

بدون شک زمانی استفاده و بهره برداری از فناوری اطلاعات به اوج خود می رسد که کسب و کار سازمان به فناوری اطلاعات همسو باشند.

با توجه به بررسي و محك­‌زني وضعيت موجود فناوري اطلاعات در سازمان ها عدم برآورده شدن اهداف كلان سازماني در حوزه فناوري اطلاعات در برخي موارد نشان از وجود يك رابطه نامناسب بين فناوري اطلاعات و ساير واحدهاي كسب و كار مي­ باشد.

با توجه به تحقيقات اوليه صورت گرفته همسوئي فناوري اطلاعات و كسب وكار موثرترين و كارآمدترين مفهوم ارائه شده در خصوص ايجاد يك رابطه درست و متقابل بين فناوري اطلاعات و كسب وكار مي­ باشد.

تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد، عواقب نداشتن راهبرد فناوری اطلاعات به ضرر سازمان است. تعدادی از این ضررها به شرح زیر است:

  • نبود روشی برای تصمیم گیری راجع به چگونگی استفاده بهینه از منابع و عدم شناخت ابزار مناسب برای فراهم ساختن سیستم ها.
  • نبود اطلاعات یا اطلاعات ضعیف ، نامنسجم و نادرست مدیریتی و همچنین دسترسی کند به اطلاعات.
  • سوء تفاهم بین کاربران و متخصصان فناوری اطلاعات که منجر به اختلاف و نارضایتی می شود.
  • راهبرد در مورد فناوری ، نامربوط بوده و انتخاب ها را محدود می کند.
  • سرمایه گذاری های زیر بنایی ناکافی است.
  • تمامی پروژه ها فقط با معیارهای مالی سنجیده می شوند و...

و در نيروي انتظامي به دلايلي چون رشد روزافزون فناوري اطلاعات و استفاده گسترده از اين فناوري در سطح نیروی انتظامی، در برخي موارد عدم وجود ارتباطي شفاف و كارآمد در بين رده هاي ناجا و فناوري اطلاعات، عدم استفاده كارآمد از توانمندي­ هاي فناوري اطلاعات در خصوص اهداف راهبردي به خصوص در زمينه الزامات ویژه عملكردي، مدیریت دانش، مدیریت فناوری و... ، عدم تعالي فناوري اطلاعات به لحاظ ماموريتي،‌ ساختار سازماني و فرآيندي و... توجه به فناوري اطلاعات يك ضرورت است.

در پژوهشي كه از سوي دفتر تحقيقات فرماندهي انتظامي استان مركزي انجام پذيرفته است نشان مي دهد:

راهبرد فناوری اطلاعات و راهبرد ارتقا عملكرد پليس در شاخص ارتباطات، شایستگی و ارزش، اداره امور، مشارکت، حیطه و مهارت ها تاثير دارد.

لذا از آنجايي كه در سازمان یکپارچگی معماری امنیت وجود دارد. كاركنان سازمان در مشاغل و پست های مختلف فناوری اطلاعات از تجربياتشان به سرعت استفاده نموده و مي ­آموزند. سازمان بایستی امكان به كارگيري و اعمال نفوذ ايده­ هاي نوآورانه و روحيات كارآفرين را فراهم آورد و در خصوص سرويس­­ های فناوری اطلاعات توافق­نامه­ های مورد نظر با سایر بخش ها وجود داشته باشد.

همچنين بازنگری برنامه­ ريزی استراتژيک با نگرش لحاظ کردن فناوری اطلاعات بعنوان يک عامل اساسی و اثرگذار در استراتژي­ های کلان سازمان به عنوان يك اولويت لحاظ شود.

 

پيشنهادات

  • ايجاد انعطاف­ پذيری در زيرساخت­ ها و معماری فناوری اطلاعات.
  • ايجاد منابع و پايگاه­ های اطلاعاتی دانش در سازمان جهت استفاده همه رده ها از داده ­ها و اطلاعات
  • ايجاد ارتباط دوطرفه و تعاملی بين استانداردهای فناوری اطلاعات و استانداردهای فعالیت های سازمانی.
  • تلاش در جهت ايجاد تعاملات سازنده و اثربخش بصورت مدون در جهت افزايش دانش جمعی و مشترک مديران و کارکنان.
  • حضور رده های حياتي و مختلف سازمان در برنامه­ ريزی استراتژيک فناوری اطلاعات در سطح کلان.
  • حضور فعال معاون فناوری اطلاعات و زيرمجموعه مربوطه در برنامه­ ريزی استراتژيک فعالیت های انتظامی.
  • پذيرش ريسک ­ها و موفقيت­ هاي بکارگيری فناوری اطلاعات بطور مشترک در سازمان بين مديرفناوری اطلاعات و مديران عالی سازمان به منظور ايجاد انگيزه و فعاليت اثربخش.
  • برگزاری سمينارهاي آموزشی و كاربردي فناوری اطلاعات در سازمان جهت ارتقآء سطح ديد مديران ارشد و آگاهي آنان نسبت به قابليت­ هاي فناوري اطلاعات.
  • تدوين فرآيندهاي فعالیت های انتظامی و خدماتی پلیس بصورت بهينه و يکپارچه در سراسر سازمان.
  • نظارت و مديريت دقيق برنامه­ ها و پروژه­هاي فناوری اطلاعات در سازمان با استفاده از شاخص­ هاي كمي و كيفي و همچنين استانداردهاي كنترل پروژه.
  • بازنگری برنامه­ ريزی استراتژيک با نگرش لحاظ کردن فناوری اطلاعات بعنوان يک عامل اساسی و اثرگذار در استراتژي­ های کلان سازمان.
  • ايجاد روابط انسانی هدفمند و اثربخش بين بخش­ های سازمان در جهت دستيابي به اهداف کلان.
  • گسترش محدوده اختيارات مديران فناوری اطلاعات سازمان از لحاظ برنامه ­ريزی، سرمايه­ گذاری و اعمال­ نظر و همچنين ارتباط دائمی آن­ها با فرماندهی انتظامی استان.
  • ايجاد زمينه مناسب برای نوآوری و خلاقيت در ستاد فرماندهی انتظامی استان.
  • ايجاد سبک مديريتی از نوع رابطه­ مدار و مشاركتي در ستاد فرماندهی انتظامی استان.
  • تلاش در جهت حذف تشريفات اداری زمان­بر در مجموعه فعاليت ­های ستاد فرماندهی.
  • تلاش در جهت بهبود و ارتقاء مجموعه فعاليت­ ها و خدمات بخش فناوری اطلاعات.
  • افزايش پشتيبانی شايسته مديريت عالی سازمان از فعاليت­ های فناوری اطلاعات و حضورفناوری اطلاعات در سطح کلان.
  • تلاش در جهت نهادينه کردن فناوری اطلاعات به عنوان يک ارزش اساسی برای سازمان.

 

نویسنده: سرتيپ دوم ستاد كيومرث عزيزي؛ فرمانده انتظامي مركزي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون