نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/12/13      15:0:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:116


نسخه چاپی
سیری در معضل اجتماعی سرقت

گروه اجتماعی-سرقت يک پديده‌ اجتماعي است که پيامد‌هاي آن سبب بالا رفتن هزينه‌هاي توليد، از بين بردن انگيز‌ه‌هاي کار، تلاش و سرمايه‌گذاري در کشور می شود.

 

به موازات افزايش آمار سرقت در کشور‌هاي مختلف، در کشور ما نيز آمار ارتکاب سرقت رو به افزايش است که پيامد‌هاي آن سبب بالا رفتن هزينه‌هاي توليد، از بين بردن انگيز‌ه‌هاي کار، تلاش و سرمايه‌گذاري در کشور، مصروف نگه‌داشتن بخشي از نيرو‌هاي امنيتي که عوامل اين پديده‌ را مي‌توان چنين برشمرد: اقتصادي، سياسي، اجتماعي، شخصي، نارسايي‌هاي قانوني و عامل قضائي که اين عوامل مي‌تواند اين پديده‌ را هم افزايش و هم کاهش دهد و سياست‌هاي اسلام در راستاي سرقت و ديدگاهي جامعه شناختي، اين هر دو ديدگاه، تأکيد به عوامل فوق دارند. حکومت اسلامي مسئوليت دارد تا زمينه فعاليت‌ و کار را براي شهروندان يک کشور فراهم و مردم آن کشور مشغول به کار شوند تا ميزان ارتکاب به سرقت، کاهش يابد.

تاريخچه سرقت:

در طول تاريخ گذشته به دليل ضعف حکومت‌ها و دولت‌هاي مرکزي سرقت‌ها بيش‌تر از نوع راه‌زني و به صورت مسلحانه و يا سرقت از منازل توأم با هتک فرد بود. در حال حاضر سرقت‌ها بيش‌تر با استفاده از رو‌ش‌ها و شگرد‌هاي جديد و حتی در ميان انبوه جمعيت و در حضور مالک و ماموران صورت مي‌گيرد و از اين لحاظ، جهت مبارزه با سرقت و سارقان، بايد شيوه‌هاي جديدي به کار گرفته شده و نيرو‌هاي امنيتي به آخرين دستاورد‌هاي علمي در زمينه جرم‌يابي دسترسي داشته باشند و قوانين جزايي متناسب با شيوه‌هاي جديد ارتکاب سرقت متحول شوند. به‌هر حال به موازات افزايش آمار سرقت در کشور‌هاي مختلف در کشور‌ ما نيز آمار ارتکاب سرقت از تمام نوع آن شديداً رو به افزايش است. امنيت مالي و حتی امنيت جاني جامعه را در معرض خطر جدي قرار داده زندگي را در کام مردم تلخ کرده است و اظطراب و بلاتکليفي، بسياري از خانواده‌ها را به ويژه در شهر‌هاي بزرگ کشور تهديد مي‌کند. علاوه بر اين امنيت داخلي کشور نيز از تهديد آن در امان نيست.

تعریف سرقت

برای سرقت تعریف های متعددی ارائه شده است که به برخی ازآنها اشاره می شود.

  • ربودن خدعه آمیز مال غیر
  • برداشتن چیزی از دیگری بدون اطلاع ورضایت او
  • گرفتن وبردن مال وپول کسی به زور یا مکروفریب
  • ربودن متقلبانه شیء از دیگری

و بالاخره از نظر قانون سرقت تنها وقتی موجود است که شیء موضوع جرم بدون آگاهی و برخلاف میل صاحب و تصرف دارنده قانونی آن به تصرف عامل جرم درآید و لازمه آن گرفتن، برداشتن و کش رفتن است.

سرقت درصورتی موجب حد می شود که سارق دارای کلیه شرایط و خصوصیات زیر باشد:

  • سارق به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.
  • سارق درحال سرقت عاقل باشد.
  • سارق با تهدید واجبار وادار به سرقت نشده باشد.
  • سارق قاصد باشد و بداند و متوجه باشد که مال غیر است و ربودن آن حرام است.
  • صاحب مال، مال را درحرز قرار داده باشد.
  • سارق به تنهایی یا با کمک دیگری هتک حرز کرده باشد.

بطور کلی سرقت به دو صورت انجام می گیرد:

  1. سرقت ساده که سارق بدون توسل به زور شیء را می رباید.
  2. سرقت با توسل به زور و تهاجم که به طور فردی یا گروهی رخ می دهد.

در بررسی علل و انگیزه سرقت می توان از عوامل متعدد نام برد که چند نمونه آن به اختصار بدین شرح است:

  1. عوامل ذهنی: مانند هوش کم یا زیاد، استعدادهای فردی و نظایر آن.
  2. سن: بی شک تقسیم بندی انواع سرقت برحسب سارقان متعلق به گروه های سنی مختلف متفاوت است تا جایی که برای مثال می توان گفت بسیاری ازآنچه بزرگسالان دررفتار کودکان دزدی می نامند از نظر روانشناسان کودک ممکن است صرفا کنجکاوی باشد.
  3. جنس: چون به طور معمول قدرت بدنی زن ازمرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناسان مرد بیش از زن قدرت تحرک دارد، بنابراین موارد ارتکاب سرقت مخصوصا سرقت هایی که به طریقی با قدرت و تحرک بدنی ارتباط دارد بین دو جنس متفاوت خواهد بود به عنوان مثال دختران بیشتر اشیاء کوچک را می ربایند و پسران غالبا وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه (دوچرخه، موتورسیکلت، اتومبیل) را به سرقت می برند.
  4. وضعیت بدنی: زشتی و زیبایی، نقص عضو، بلندی یا کوتاهی بیش از حد ممکن است از عوامل موثر در ارتکاب انحراف باشد گاه دیده شده که اشخاص تنومند و قوی پنجه که از تاثیر هیکل خویش آگاهی دارند برای خود حقی تصور می کنند عکس آن هم صادق است به این معنی که گدایی یا جیب بری د رافراد ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود اما آنچه بیش از همه دراین پدیده تاثیر دارد عوامل روانی، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی است هرچند به یک تعبیر ضعیف تر می توان عوامل دیگر و از جمله مورد فوق را نیز از این عوامل دانست.

علل و انگیزه های روانی و عاطفی سرقت را می توان بشرح زیر برشمرد:

1- فقر عاطفی: فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند معمولا در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را برای فرزندان در نظر نگرفته اند. مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان حالت هایی چون انزواطلبی، افسردگی و اختلالات رفتاری درکودکان بوجود می آورد واین عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند .

"رابرت مرتن" در نظریه بی هنجاری خود می گوید که افراد هر جامعه یک سلسله هدف های پذیرفته شده فرهنگی را دنبال می کنند که برای نیل به یک سلسله ابزار و وسایل نیاز دارند هنگامی که افراد به شیوه های مشروع از رسیدن به هدف ها یا وسایل حصول به آن هدف ها مایوس شوند به نوآوری یا طغیان وشورش دست می زنند زیرا وقتی در جامعه بر هدفهایش بیش از حد تکیه و وسایل رسیدن به این هدفها نادیده انگاشته شود وقوع سرقت قابل پیش بینی است چون سرقت نوعی نوآوری در رسیدن به هدف تلقی می شود.

2- ناکامی: ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که در زمینه شکست در ارضای تمایلات به کار می رود و مراد از آن عدم امکان نیل به هدف است. وقتی انسان میل دارد به هدفی برسد ولی به علت برخورد با مانع یا موانعی چند به آن هدف دست نمی یابد می گوییم درآن ناکامی ایجاد شده است ."دولارد و دوب" معتقدند که وقتی میان امیال شدید ما و هدف هایمان سدهای ناشکستنی و ناگذشتنی مثل جوانی که در خانواده ای فقیر و بی چیز تولد یافته و درکودکی محبت ندیده و سالها مورد بی مهری وب ی توجهی واقع شده احتمالا در بزرگی به غارتگری اموال دیگران دست می زند واین امر برای او رضایت خاطری را فراهم می آورد که همواره در جستجوی آن بوده است.

  1. حسادت : حسدورزی زوال نعمت برای دیگران است گاه فرد با توجه به عدم امکان دستیابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آنها شود دست به دزدی میزند. پریچارد می گوید تمایل به دزدی گاه یکی ازخصوصیات جنون اخلاقی است وگاه اگر هم تنها خصوصیت آن نباشد با ارزشترین آنهاست.
  2. تجربه های دوران کودکی: حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد چنین فردی دارای کجروی های چندی است و از جمله اذیت و آزار دیگران و نیز سرقت اموال آنها لذت می برد زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.
  3. احساس ناامنی: وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و ... اختلاف بین پدر  مادر و رفتار خشونت آمیز والدین ازعلل مهمی است که جوان را دچار نگرانی وناامنی کرده درخود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند جوان در چنین شرایطی رابط خود را با والدین گسسته ،گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطر محدودیت ها وسختگیری های نابجای آنها دست به سرقت بزند.
  4. خود نمایی: برخی از جوانان برای نشان دادن صفت کله شقی و جرات حادثه جویی که برای آنها بسیار ارزشمند است به بزهکاری روی می آورند و ظاهرا مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان او را در چشم همگانش کسی نمی سازد از این رو فرد با موقعیت های مساعدی برای ارتکاب جرم روبرو می شود و به دزدی و غارت اموال دیگران دست می زند و اموال مسروقه را با افتخار در اختیار دیگر دوستان می گذارد و بدین وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می سازد.
  5. محبت زیاد: زیاده روی در محبت نیز مانع رشد و تکامل شخصیت کودک می شود. کودکان نازپرورده که درمحیط خانواده تمام توقعات وخواسته هایشان بدون چون وچرا انجام می گیرد در اجتماع نیز انتظار دارند تمام آرزوهای آنان به زودی برآورده شود. در صورت عدم توفیق و روبرو شدن با شکست تصور می کنند که همه برعلیه آنان قیام نموده عداوت دارند درنتیجه ترسو، خودخواه، پرمدعا و پرتوقع بوده با قبول عضویت در باندهای مختلف سرقت می خواهند از جامعه انتقام بگیرند.

نتیجه گیری

از نظر مالباختگان مهمترین عامل وقوع سرقت از اماکن (منزل و مغازه)، رعایت نکردن اصول ایمنی از جمله استفاده نکردن از قفل و بست مناسب، دزدگیر، آژیر خطر، گاوصندوق، دوربین مداربسته، نگهبان، دوری از گشت های پلیسی و مراکز انتظامی و همچنین خالی بودن اماکن مسکونی از حضور سکنه است که با اتخاذ تدابیر پیشگیرانه وضعی می توان از وقوع آنها جلوگیری کرد.

تهیه و تنظیم: سردار "محسن خانچرلی" فرمانده انتظامی غرب استان تهران


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون