نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/2/22      17:41:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:295


نسخه چاپی
يادداشت
هادي راه هدايت !
گروه اجتماعي – ساعت 3 صبح بعد از مراسم سال تحويل به خانه برگشت، مثل هميشه لبخندي زيبا بر چهره اش داشت ، عيد را به مادر تبريك گفت و يكي دو ساعتي خوابيد . صبح زود ، صبحانه نخورد و دوباره لباس سبزش راپوشيدو ... .

تاريخ اين مرز و بوم و حماسه تمدن ساز مردمان غيور و عزتمند ايران پرگهر، هاديان و راهنمايان و پهلوان هاي نامدار و بزرگي به خود ديده است كه هادي هدايتگر شان ، عزت دين و شريعت و اسلام بوده و خواهد بود.

ما در كشوري زندگي مي كنيم كه مردم پهلوان آن ، قله هاي قهرماني را با غيرت شكوهمند خود در پيروزي انقلاب اسلامي فتح كردند و به پاي اين عزت و عظمت و دفاع از هادي زمانه شان ، ولي فقيه زمان  مردانه و  پر صلابت ايستاده اند.

غيورمردان و شير زنان اين انقلاب اسلامي ، در لحظه لحظه پاسداري از قيام خود حماسه آفريدند و جهان پهلوان هاي بزرگ اين عصرپرآشوب شدند.

 پهلواناني كه هشت سال دفاع مقدس را با سنگر هستي خود پاسداري كردند و امروز با تن هاي رنجور و زخم خورده اما روح هاي جلا داده شده و زلال ، روي تخت هاي مراكز ويژه درماني ،ثانيه هاي سختي را در هر دم و باز دم تجربه مي كنند.

آنها با حسرت، اشك مي ريزند چرا از همرزمان شهيد شان جامانده اندوخودرا شرمنده مردم مي دانند كه كاري نتوانسته اند براي اين مردم انجام دهند و بايد بيشتر از اين ... .

عطر حضور اين رهروان نهضت حسيني در عصر انقلاب خميني هنوز درجامعه ما فضا را معنوي مي كند تاجايي كه اين مردان حماسه ساز و شير زنان غيرتمند در برابر هجمه هاي دشمني و عداوت مستكبران ياوه گو و در جنگ تحميلي اقتصادي وضد فرهنگي ، مردانه ايستاده اند.

اينك ،پرچم اقتدار و نظم و امنيت ايران اسلامي در اين برهه خطير از زمان،پر غرور برافراشته است و  با نسيم هدايتگر ولايت فقيه موج مي زند.  

ما براي اين نظم و امنيت و از خودگذشتگي كه لرزه بر پيكره زورگويان فاسد استكبارمي افكند ،عزيزان مان را نثار دين و انقلاب مان كرده ايم و وظيفه داريم پاسدارحرمت از خودگذشتگي ها و جانفشاني پاكجانان مدافع حرم و حريم   امنيت مان باشيم.

يكي از لاله هاي سرخي كه در اين مسير مقدس، هستي اش  را عيدي  اولين روز نوروز امسال  براي  راه امنيت كرد شهيد «هادي عزتي» بود.

جواني كه با عشق به نظام و ولايت و كشورش، لباس مقدس نيروي انتظامي را به تن كرد تا خدمتگزار مردم و ايران مقتدرباشد، او به تازگي با سميه خانم ازدواج كرده و هنوز زندگي مشترك خود را آغاز نكرده بودند.

مادرش مي گويد : شب قبل از شهادت ،پسرم حال عجيبي داشت و گويي براي نوروزي كه قرار بود طبيعت وجودش را بهار كند آماده مي شد.

زن اشك هايش را پاك مي كند و ادامه مي دهد: شب سال تحويل ، هادي آماده باش بود و در اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) با همكاران ديگرش  انجام وظيفه مي كرد.

 ساعت 3 صبح  بعد از مراسم سال تحويل به خانه برگشت. مثل هميشه لبخندي زيبا بر چهره اش داشت ، عيد را به مادر تبريك گفت  و يكي دو ساعتي خوابيد . صبح زود ، صبحانه نخورد و دوباره لباس سبزش راپوشيد، هادي ،آن روز گوشي تلفنش را با خود نبرد.

 خورشيد اولين روز فروردين ماه ، سر مي زند و خانواده در ذوق و شوق عيد نوروز هستند. روز از نيمه مي گذرد . هنوز خبري از هادي نشده و هيچ يك ازاعضاي  خانواده نمي دانند چه اتفاقي افتاده است.

بعد از ظهر ، عموي هادي به خانه شان مي آيد.

عمو مي گويد پاي هادي تير خورده ، اما او هم نمي تواند خودش را كنترل كند و  با  قطرات اشك دلتنگي ، هم تبريك مي گويد و هم تسليت.

هادي ، شهيد راه امنيت كه عاشق عبدالباسط بود و با نواي قرآن آرام مي شد ، او كه حتي راديوي خودروي پرايدش هم هميشه روي شبكه قرآن تنظيم شده بود حالا سر در خانه پدرش با گل هايي كه شهادت يك لاله را جشن گرفته بودند تزیين و آواي قرآن  از آن به گوش مي رسيد.

هادي يكي از پهلوان هاي زمانه ماست كه از زمين به آسمان عروج كرد و  بهشتي شد تا از قامت مجاهد في سبيل الله  به مقام عند ربهم يرزقون برسد.

مرد جوان هميشه به مادرش مي گفت: مادر، دلت را صاف كن ، كينه به دل نگير و گذشت داشته باش.حتي وقتي پدرش از  دوست و آشنايي دلگير مي شد مي گفت: بابا جان ، من شما را به زور به خانه آن فرد مي برم تا دلخوري و كدورت نداشته باشيد .

شهيد هادي عزتي ،بيش از سه سال هم در مناطق عملياتي سيستان و بلوچستان خدمت كرد.  

هادي  عزتي كه حالا هادي مسير سعادت براي مردم كشورش شده  يك وزنه و تكيه گاه براي خانواده اش بوده و هست و خواهد بود.مادر و پدرش هر روز سر مزارش مي روند و باپسر عزيز شان خلوت مي كنند و از دلتنگي هاي شان مي گويند.  

 برادرش ، جواد هم كه يك سال و چهار ماه از او بزرگتر است حالا سرش را بالا مي گيرد و افتخار و عزت خود را از هادي زندگي اش مي داند.جواد سعي مي كند قوي باشد تا قوت قلبي براي مادر و پدربشود.

 و اما همسر شهيد هادي عزتي نيز مي گويد: من عاشق لباس مقدس نيروي انتظامي بودم و هميشه‌ آرزو مي كردم پليس بشوم .

هادي را به عزت كارش انتخاب كردم و واقعا در كنار او خيلي چيزها ياد گرفتم و به نام اوعزتمند شدم.حالا هم افتخار مي كنم همسر شهيد هستم و تنها آرزويم اين است كه پليس شوم و ادامه دهنده راه انيس آسماني ام باشم.

هادي عزتي و دوست صميمي اش هادي صفايي ، در اولين روز از عيد نوروز امسال  كه در كلانتري سناباد مشهد خدمت مي كردند به درجه رفيع شهادت نائل شدند.

قصه زيباي هادي راه زندگي و قطره اي بود از درياي  مواج  و عميق معرفت كه براي ما مردم و وارثان انقلاب و صاحبان نظم و امنيت وظيفه و تكليف ايجاد مي كند تا پیروی جهان پهلوان هاي  راه هدايت خود باشيم و خدا را به خاطر اين نعمت شكر گزاري كنيم.#

نويسنده : غلامرضا تديني راد - سايت خبري پليس خراسان رضوي 

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون