نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/2/28      9:27:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:210


نسخه چاپی
انتخاب غلط !
گروه استان ها – خراسان رضوی - فقط مي خواستم هر چه زودتر ازدواج كنم و سرو سامان بگيرم. پافشاري كردم و خانواده ام از ترس آبروي شان كوتاه آمدند، با هزار اميد و آرزو پاي سفره عقد نشستم و راهي خانه بخت شدم اما ... .

زندگي با آدم نااهل و خلافكار آخر و عاقبتي ندارد. خسته و كلافه شده ام و ديگر نمي توانم تحملش كنم. 5 سال از بهترين روزهاي عمرم را به پاي او سوزاندم و مي ترسيدم به خانواده ام چيزي بگويم.

اي كاش زودتر پدرم را در جريان مي گذاشتم، سراسيمه و مضطرب خودش را رساند و پيگير كارهايم شده است.

من زجر زيادي كشيده ام و در زندگي خود با سختي هاي زيادي روبرو بوده ام. بچه بودم كه پدر و مادرم از هم جدا شدند، يعني مادرم نخواست با پدرم بسازد و دنبال سرنوشت خودش رفت.

من و برادرم چند سالي با پدر و نامادري ام زندگي مي كرديم، اوضاع خوب بود اما نمي دانم چرا نمي توانستم با نامادري ام كنار بيايم و انگار چشم ديدنش را نداشتم؛ اعصاب اين زن بيچاره و پدرم را خط خطي مي كردم و مي گفتم نمي توانم هيچ زني را جاي مادر خودم قبول كنم.

با اولين خواستگاري كه برايم آمد ازدواج كردم. پا به خانه شوهرم گذاشتم و مادر يك بچه شدم اما روي خوش زندگي را نديدم و به خاطر دخالت ها و حسادت هاي همسر برادرشوهرم (جاري ام) يك ليوان آب خوش از گلويم پايين نرفت.

دست آخر هم اين زندگي سرد و بي روح با وجود شوهر بي اراده و دهن بيني كه داشتم به طلاق انجاميد، مجبور بودم بچه ام را به پدرش بسپارم و به خانه برگردم.

جدايي از بچه ام بدترين ضربه روحي بود كه مرا از نظر روحي و رواني حسابي عصبي و افسرده كرده بود.

باز هم چاره اي نبود، بايد مي سوختم و مي ساختم، مدتي گذشت. با اين كه پدر و نامادري ام واقعا كاري به كارم نداشتند و حتي مهربان تر از قبل شده بودند اما خودم احساس حقارت و سرشكستگي مي كردم، كاري پيدا كردم تا در خانه نمانم و به قول معروف سرم گرم بشود.

با دلتنگي، روزگار مي گذراندم كه در فضاي مجازي با پسري جوان آشنا شدم، به خواستگاري ام آمد، پدرم راضي نبود، نامادري ام نيز خيلي سعي مي كرد مرا منصرف كند.

فايده اي نداشت، فقط مي خواستم هر چه زودتر ازدواج كنم و سرو سامان بگيرم. پافشاري كردم و خانواده ام از ترس آبروي شان كوتاه آمدند.

با هزار اميد و آرزو پاي سفره عقد نشستم و راهي خانه بخت شدم، خيلي جدي مصمم بودم سرنوشت خوبي براي خودم بسازم و به جنگ زندگي بروم اما نشد که نشد .

شوهرم سر به راه نبود و سركار نمي رفت، براي ادامه زندگي به اينجا آمديم. مي گفت شهر محل زندگی مان کوچک است و دوست ندارد با شوهر قبلي ام چشم در چشم بشود.

همان سال اول زندگي مان صاحب يك فرزند شديم متاسفانه شريك زندگي ام هيچ تعهد و احساس مسئوليتي در برابر من و فرزندمان نداشت.

خودم سركار مي رفتم و در اين مدت دورادور پدرم نيز هواي مان را داشت، اگر كمك هاي مالي او نبود اين زندگي تا همين جا هم نمي كشيد.

من در تمام اين مدت با دروغ پردازي درباره اخلاق و رفتار و شغل خيالي همسرم جلوي خانواده ام آبرو داري مي كردم. اما هر روز كه مي گذشت بدتر و بدتر مي شد.

انتظار داشت، پدرم مسئوليت صفر تا 100 زندگي مرا عهده دار بشود. او دوستان نابابي هم پيدا كرده بود كه معتادش كردند . بعد هم دنبال خلاف مي رفت.

چند بار تذكر دادم راضي نيستم با خلافكاري و دله دزدي پول به خانه و زندگي مان بياوري. از كوره در مي رفت و به من توهين مي كرد. اما وقتي فهمیدم در حال دزدي دستگيرش كرده اند ديگر كاسه صبرم لبريز شد.

به پدرم زنگ زدم و او هم خودش را رساند. نمي خواهم به اين زندگي ادامه بدهم؛ كاش به نصيحت هاي دلسوزانه پدر و نامادري ام گوش مي كردم و تن به اين ازدواج غلط نمي دادم.

گفتگو با كارشناس:

درباره اين ماجرا نظر يكي از مدرسان مهارت هاي زندگي را جويا شديم. «صالح محمدپور» مي گويد: آنچه در بررسي اوليه اظهارات زن جوان مي توان اشاره كرد اين كه خشم و ناتواني در كنترل آن، چه آثارمخرب و ويرانگري مي تواند داشته باشد؛ خشمي كه ابتدا بر اثر جدايي والدين بروز مي كند، فرد را به سمت انتخاب راه نادرست پيش مي برد .

وي افزود: خشم زن جوان كه هنگام جدایی والدینش، دختري نوجوان بوده با ورود نامادري دو برابر مي شود و بعد از آن، به همين علت او انتخابي مي كند كه سرنوشتش را تغيير مي دهد.

اين عضو سازمان نظام روانشناسي و مشاوره ايران ادامه داد: به طور كلي بايد ازدواج آگاهانه صورت گيرد، ازدواجي كه بر اثر ناكامي ها باشد فرد را از بررسي درست و دقيق و همچنين با فكر و منطق دور مي كند و اگر افراد قبل از ازدواج اين مسائل را حل نكنند بي ترديد با مسائل و مشكلات بزرگتري روبه رو خواهند بود.

وي خاطر نشان كرد: در اين موارد درست است كه مسئله خانوادگي است اما وقتي خانواده از هم جدا مي شوند و حتي شكلي جديد به خود گرفته وهمچنين به فرد عقده حقارت و سرخوردگي وارد كرده بايد مسئله را به صورت فردي پيگيري كنيد.

محمدپور در خاتمه گفت: انتخاب آگاهانه ازدواج يعني بر همه مسائل و معيارهاي پيش رو آگاه باشيد و هيچ گاه به فكر اين نباشند كه اين فرد مي تواند كمبودهاي مرا پر كند اتخاذ چنین روشی موجب می شود ساير معيارهايي كه بايد در نظر بگيرند را فراموش مي كنند، در اين صورت زماني متوجه مي شوند كه خيلي دير خواهد بود اما قابل حل است.*

نویسنده : غلامرضا تدینی راد – سایت خبری پلیس خراسان رضوی


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون