نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/3/26      10:44:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:1114


نسخه چاپی
برق چاقو در سايه وحشت!
گروه استان ها – خراسان رضوي - من ساده، بازيگر خواسته شوم شان شدم، مي گفتند تو برو جلو و ما هوايت را داريم ، اما ...

در مخيله ام هم نمي گنجيد روزي چاقو دست بگيرم و با آن به كسي آسيب بزنم. اما اين اتفاق افتاد. دنبالش رفتم ودر تاريكي شب راهش را سد كردم، تصورم اين بود كه از برق چاقو وحشت مي كند. اما او كوتاه نيامد.

دستم را گرفته بود و داد و فرياد مي كرد، هيچ چيز در آن لحظه به ذهنم نمي رسيد؛ با ترس و وحشت به اطراف نگاه مي كردم كه نكندكسي از راه برسد و شناسايي ام كند.

 چند بار تهديدش كردم ساكت شود اما دست بردارنبود. كوچه خلوت بود كه به سراغش رفتم تا گوشي تلفن همراه  و پول هايش را  بگيرم و پا به فرار بگذارم.

دو همدستم سركوچه ايستاده بودند و هر چه گفتم به كمكم بيايند فايده اي نداشت. مثل چوب، خشكشان زده بود .

در همين لحظه ازيك مهمانپذير چند نفر كه سرو صداي مان را شنيده بودند بيرون آمدند.

كار از كار گذشته بود و بايد خودم را خلاص مي كردم، براي همين دست به چاقو بردم و ضربه اي به دستش زدم.

خون فواره زد و تمام لباس هاي مردجوان را سرخ كرد. مي خواستم فلنگ را ببندم ولي نتوانستم. همان چند نفر كه از مهمانپذير بيرون آمده بودندمراگرفتند.

آنها به پليس 110 زنگ زدند و دقايقي بعد ماموران كلانتري 12 بلافاصله در محل حاضر شدند. در مسير كلانتري از پنجره ماشين بيرون را نگاه مي كردم تا شايد آن دو رفيق نارفيق را ببينم.

انگار آب شده بودند و رفته بودند توي زمين. بد جور دلم گرفته بود. در كلانتري دو همدست فراري ام را لو دادم .

دوست دارم پليس دستگير شان كند و يك بار ديگر با آنها چشم در چشم بشوم. نقشه زورگيري از مردم طرح آنها بود و من ساده، بازيگر  خواسته شوم شان شدم. مي گفتند تو برو جلو و ما هوايت را داريم، اما ...

يادش بخير، پدرم هميشه نصيحتم مي كرد و مي گفت:  مراقب باش كه نارفيق بازي ات ندهد. اما گوشم بدهكار نبود. اصلا پدرم را نمي ديدم و تا حرف مي زد صحبتش را قطع مي كردم. فقط دنبال رفيق بازي بودم و بس.

اما بعد از آن كه دچار مشكل شدم و سرم به سنگ زمانه خورد تازه فهميدم چه اشتباهي كرده ام.

اشك مي ريختم و خودم را نفرين مي كردم كه چرا به نصيحت هاي  مادر و پدرم گوش ندادم. تنهاي تنها شده بودم. خدا لعنت كند دوست نا اهلم را. زير پايم نشست و گفت بيا برويم و زندگي مستقلي براي خودمان تشكيل بدهيم. تصميم گرفتيم به مشهد بياييم وديگر كسي بالاي سرمان نباش كه امرو نهي كند چه كار بكنيم و چه كار نكنيم. 

پدر و مادرم مي گفتند دل شان به اين سفر نيست، آنها اصرار داشتند در شهر خودمان و به همان كاري كه مشغول بودم ادامه بدهم.

 اما من خودسر شده بودم و بدون اين كه توجهي به آنها كنم  مدارك شناسايي ام را برداشتم و با دوستم  از شهرمان به مشهد‌آمديم و اين هم آخر و عاقبت كارم.

باز هم شانس آوردم، مردي كه با چاقو  دستش را زخمي  كرده ام دچار مشكل خاصي نشده و خوشبختانه به خير گذشته است. از ماموران كلانتري خواهش كردم موضوع را به خانواده ام اطلاع بدهند. هر چند كه نمي دانم چه طور به چشم هاي پدر و مادرم نگاه كنم.

مي خواهم دست شان را ببوسم و بگويم كه اشتباه كرده ام.

گفت و گو با كارشناس:

درباره اين ماجرا نظر يكي از مدرسان مهارت هاي زندگي را جويا شديم. دكتر «سيد مجيد موسوي راد» مي گويد: افرادی که دست به زورگيری يا سرقت های خشن می زنند، عمدتا کسانی هستند که دچار اختلال شخصيت ضد اجتماعی هستند و به آنها جامعه ستيز نيز می گويند.

رئيس مركز مشاوره آرامش فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي افزود: اين افراد عمدتاً مشکلات زيادی دارند و به رغم اين که به هيچ عنوان با مقررات و موازين حاکم بر جامعه سازگاری ندارند با همه افراد مشکل پيدا می کنند، اين قبيل افراد مشکل شخصيتی خودشان را قبول ندارند و در نتيجه هيچ گاه برای برطرف کردن مشکلات شان اقدامی نمی کنند و به همين خاطر خيلی سخت به درمان پاسخ می دهند.

از ديگر ويژگی های افراد داراي اختلال شخصيت ضد اجتماعي  اين است که به صورت گروهی يا  انفرادی رفتارهايشان را انجام می دهند، به نوعی که آسيب به جان يا به اموال مردم می زنند و به نظر می رسد در اين قبيل افراد هيچ گونه وجدان اخلاقی به عنوان بازنده وجود ندارد، به عبارت ديگر نبود و ضعف وجدان اخلاقی در آنان مشاهده می شود.

از ديگر ويژگی آنان ناتواني درکنترل تکانه است که به صورت تکانشی و ناگهانی رفتار هايی مرتکب  می شوند که به نظر می رسد اين رفتار در اختيار آنان نيست.

وي خاطر نشان كرد: غالبا اين افراد باهوش هستند و در مواجه با پليس يا مقامات قضائی با زيرکی اعلام ندامت و پشيمانی می کنند اما واقعيت اين است که اين افراد عبرت نمی گيرند و عميقا از انجام فعاليت های خود پشيمان نيستند و صرفا براي فرار از وضعيت اعلام ناراحتی و پشيمانی می کنند و در عمل حتی اين نوع وقايع و اتفاقات را حق خود می دانند.

دكتر موسوي راد تصريح كرد: افرادی که دست به شرارت و زورگيری میزنند عمدتا دارای مشکلات روانی عمده  مانند اختلال شخصيت هستند. گاهی نيز براثر مصرف مواد محرک و مخدر قدرت تفکر در آنان کاهش می يابد. بهترين کار اين است که اين افراد را شناسايی و تحت درمان قرار داد لازم به ذکر است فرآيند درمان اين قبيل افراد طولانی مدت و نيازمند همکاری اين افراد است.#

نويسنده: غلامرضا تديني راد – سايت خبري پليس خراسان رضوي


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 

نظرات ارسال شده

xnjdgoul  :

1

xnjdgoul  :

1

xnjdgoul  :

1

xnjdgoul  :

1


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون