نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/3/27      12:21:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:310


نسخه چاپی
طلاق علل و راهكارها
گروه استان ها – آذربایجان غربی - طلاق از نظر لغوي به معني رها شدن بوده و در اصطلاح عبارت از پايان دادن زندگی زناشويي به وسيله زن و شوهر است.
 

در نگرشي مستقيم به مفهوم حقوقي و شرعي طلاق بايد بدانيم براساس روابطي که از جهت ايجاد پيوند بوجود آمده جوانب مختلفي را شامل مي شود از يک طرف پيوند عاطفي ايجاد شده اغنا کننده روح تشنه دو انسان تنها مي تواند باشد و از جهات ديگر نيازهاي مسلم و طبيعي انسان به مسير سالم و امن هدايت مي شود.

طلاق به معناي مفارقت و جدايي و بريدن مي باشد اما براي درک بهتر مفهوم طلاق شرعي لازم است به نکاتي چند توجه داشته باشيم .

طلاق از نظر لغوي به معني رها شدن مي‌باشد و در اصطلاح عبارت از پايان دادن زناشويي به وسيله زن و شوهر طلاق را اغلب راه‌حل رايج و قانوني عدم سازش زن و شوهر ، فروريختن ساختار زندگي خانوادگي ، قطع پيوند زناشويي و اختلال ارتباط والدين با فرزندان تعريف كرده‌اند . در حقيقت همانگونه كه پيوند بين افراد طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي‌شود .

چنانچه طرفين نتوانند به دلايل گوناگون شخصيتي ، محيطي و اجتماعي و … بايكديگر زندگي كنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطي از هم جدا مي‌شوند . از اين نظر خانواده همچون عمارتي است كه زن و شوهر ستون‌هاي آن را تشكيل مي‌دهند و فروريختن هرستون استحكام و استواري عمارت را دچار تزلزل و گسستگي مي‌كند . طلاق با اين ديد ، يكي از غامض‌ترين پديده‌هاي اجتماعي ، اركان خانواده را در هم ريخته و بيشتر اثرات مخرب خود را بر روي فرزندان برجاي مي‌گذارد . طلاق گسستن و فروپاشيدن و نابودي كانون گرم و آرام‌بخش زندگي است كه اثرات جبران ناپذيري بر اعضاء خانواده مي‌گذارد .

تاريخچه اجمالي در زمينه طلاق

تاريخچه طلاق به تاريخچه ازدواج برمي‌گردد . به همان علت كه بشر بنا به درخواست طبيعي خود پيوند ازدواج مي‌بندد تا در كانون گرم خانواده و دركنار همسر خود به سكون و آرامش برسد ،‌ همانگونه نيز ممكن است به دلايلي از ادامه زندگي خودداري كرده ، طلاق را بپذيرد. ولتر مي‌گويد : « طلاق و ازدواج در يك زمان در عالم پديد آمدند » قدر مسلم اين است كه طلاق در بسياري از اديان الهي و غيرالهي پيش از اسلام وجود داشته است .

فلسفه طلاق در اسلام

از نظر اسلام طلاق آخرين راه مداواي ناسازگاري زن و شوهري مي‌باشد . اسلام معتقد است اگر راهي براي جدايي زن و شوهر (زوجين) نباشد زندگي ايشان دشوار و عذاب‌آور خواهد بود و ممكن است نتايج ويران كننده‌اي مثل انتقال ، خودكشي ، فساد و قتل داشته باشد . امروزه مردم باغم و تشويش كمتري در مقايسه با گذشته به ازدواج روي مي‌آورند چرا كه طلاق براي آنان درحكم بيمه‌اي تلقي مي‌شود و مي‌توان از آن به عنوان بيمه ازدواج نام برد . چرا كه اگر ازدواج با موفقيت نباشد همسران يكديگر را رها خواهند كرد . دكتر باقر ساروخاني در باب ويژگي‌هاي طلاق مي‌نويسد :

طلاق پديده‌اي چند بعدي است . شايد كمتر پديده‌اي به پيچيدگي طلاق وجود داشته باشد آن روز كه خانواده‌اي از هم پاشيد به نظر مي‌رسد يك دعواي ساده عامل اين انفجار بوده است حال آن كه چنين نيست و مجموعه‌اي از عوامل رواني – اجتماعي ، اقتصادي ، پديد آمده به هم پيوسته‌اند و بنيان خانواده را برباد داده‌اند .

علل و عوامل موثر در طلاق

به گفته كارشناسان ازدواج هايي كه در آنها هماهنگي بيشتري ميان زوجين وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق مي انجامند. تشابهاتي مانند طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دين مشابه داشتن، هم زبان بودن و... يك ازدواج موفق را رقم مي زند. ازدواجي كه با تشابه نژادي، زباني، رواني واجتماعي صورت بگيرد ازدواجي موفقيت آميز است.

تفاوت طبقاتي يكي از عواملي است كه با امكانات اجتماعي معمولاديدگاه هاي مختلفي را به وجود مي آورد البته اگر دو نفر آن اندازه از آگاهي لازم برخوردار باشند كه اين تفاوت ها را به رسميت بشناسند ازدواجشان منعي ندارد.

در اصل مهمترين دلايل طلاق توقعات نادرستي است كه طرفين از يكديگر دارند.در عين حال موارد زير قابل اشاره است:

1- عدم آگاهي جنسي 2- شهرت يكي از طرفين 3- بيماري و يا نقص جسماني 4- نبود امنيت شغلي 5- تضاد فرهنگي 6- فقر مالي 7- عدم درك متقابل افراد از يكديگر

اما يكي از مهمترين عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصيت است. همان بحراني كه سبب مي شود ازدواج ها صورت گيرد. بحران تنهايي يا يك خلاء عاطفي خلائي است كه باعث مي شود در سن پايين فرد تصميم به ازدواج بگيرد. با ازدواج اين گره يا عقده را از هم بگسلد. چنين افرادي كه هنوز به بلوغ رواني كامل نرسيده و آگاهي لازم را جهت ازدواج ها ندارند، فقط براي اينكه تنهايي خود را پر كنند به سراغ ازدواج مي روند. اين افراد نه به روابط جنسي، نه به ماديات و نه به ظواهر و... به هيچ چيز توجه نمي كنند و تنها توجه آنها به تشكيل زندگي تازه و استقلال فردي در نتيجه جدا شدن از خانواده خود است. همين بحران شخصيت باعث مي شود كه فرد به هيچ كدام از تفاوت هاي فرهنگي و... با فرد مقابل توجه نكند تا فقط به استقلال فردي دست يابد. پس به طور غيرمستقيم بحران شخصيت طلاق را نيز براي فرد رقم مي زند.

آثار و نتايج طلاق

طلاق از نظر رواني و حقوقي و اجتماعي آثاري دارد كه بعضي از آنها مربوط به خود دو همسر است و بعضي ديگر به خانواده آنها و در صورتي كه از آن ازدواج فرزنداني هم به وجود آمده باشند، جدايي تاثير بسيار قابل ملاحظه اي در وضعيت كودكان آنها از جهات مختلف خواهد گذاشت.

مهمترين اثري كه دارد احساس جدا شدن، تنهايي و منزوي شدن فرد است كه اين اتفاق احتمال سوءتعبيرها و حتي خودكشي را افزايش مي دهد و در اينجاست كه فرد از زندگي لذت نمي برد و احساس پوچي به او دست مي دهد و با خود مي گويد من براي چه زنده ام؟ حالاچه بر سر من مي آيد؟ از اين پس چگونه بايد زندگي كنم؟ بعد از اين عامل بدبيني فرد نسبت به جنس مخالف و تعميم آن نسبت به همه افراد جامعه شكل مي گيرد. يك عامل كه باعث تشديد اين حس مي شود كه افراد جامعه نسبت به اين افراد احساس ترحم مي كنند و به آنها برچسب مي زنند، در نتيجه فرد احساس كمبود بيشتر كرده و تنهايي او تشديد مي شود. از طرفي دلسوزي بيش از حد اطرافيان و جامعه نيز باعث مي شود مشكلات روحي افراد مطلقه تشديد شده و جو بي اعتمادي به وجود آيد.

تدابيري براي پيشگيري و كاهش وقوع طلاق

طلاق ضربه و بحران زندگي است كه تاثير عظيم بر شخص مي گذارد. افراد مشكلات مشتركي در مورد طلاق دارند. خيلي ها احساس شكست، خيانت و سردرگمي مي كنند. البته اين پايان داستان نيست و طلاق انتهاي راه نيست و راه حل هايي نيز وجود دارد كه مي توان از طريق آن مشكل را قبل از وقوع حل نمود.

از آنجايي كه ناآگاهي در زمينه هاي مختلف يكي از مهمترين عوامل طلاق است، بنابراين مشاوره دادن به افرادي كه مي خواهند ازدواج كنند و بالابردن سطح آگاهي آنها، در جهت موفق بودن ازدواج كمك شايان توجهي است. اينكه از وقوع طلاق تا آنجا كه ممكن است جلوگيري شود، پيش بيني هايي به عمل آمده و توصيه هايي شده است از جمله:

1- تاكيد فراوان درباره دقت در انتخاب همسر

2- توصيه مكرر به خوش رفتاري و گذشت از غفلت ها و تخلفات جزئي همسر كه در زندگي معمولا پيش مي آيد.

3- تسلط بر نفس كه خشم هاي آني غلبه نكنند و اقداماتي عجولانه انجام نگيرد.

4- تشكيل محكمه داخلي خانوادگي براي حل اختلاف

اسلام و مسئله طلاق

اسلام با طلاق سخت مخالف است. اسلام مي خواهد تا حدود امكان طلاق صورت نگيرد، اسلام طلاق را به عنوان يك چاره جويي در مواردي كه چاره منحصر به جدايي است تجويز كرده است. اسلام مرداني را كه مرتب زن مي گيرند و طلاق مي دهند و به اصطلاح مطلاق مي باشند دشمن خدا مي داند.

از نظر اسلام منفورترين حلال ها در نزد خدا طلاق است.

مكانيسم طبيعي ازدواج كه اسلام قوانين خود را براساس آن وضع كرده است كه زن در منظومه خانوادگي محبوب و محترم باشد. بنابراين اگر به عللي زن از اين مقام خود سقوط كرد و شعله محبت مرد نسبت به او خاموش و مرد نسبت به او بي علاقه شد، پايه و ركن اساسي خانوادگي خراب شده است. يعني يك اجتماع طبيعي به حكم طبيعت از هم پاشيده است. اسلام به چنين وضعي با نظر تاسف مي نگرد ولي پس از آنكه مي بيند اساس طبيعي دين ازدواج متلاشي شده است نمي تواند از لحاظ قانوني آن را يك امر باقي و زنده فرض كند. اسلام كوشش ها و تدابير خاصي به كار مي برد كه زندگي خانوادگي از لحاظ طبيعي باقي بماند، يعني زن در مقام محبوبيت و مطلوبيت و مرد در مقام طلب و علاقه و حضور به خدمت باقي بماند.

حيات خانوادگي وابسته است به علاقه طرفين نه يك طرف. منتهاي اهانت و تحقير براي يك زن اين است كه مرد بگويد من تو را دوست ندارم، از تو تنفر دارم و آنگاه قانون بخواهد به زور و اجبار آن زن را در خانه آن مرد نگه دارد. قانون مي تواند اجبارا زن را در خانه مرد نگهداري كند ولي قادر نيست زن را در مقام طبيعي خود در محيط زناشويي، يعني مقام محبوبيت و مركزيت نگهداري كند. از اين رو هر زمان كه شعله محبت وعلاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبيعي مرده است. متقابلانيز با سلب علاقه زن از مرد حيات خانوادگي به پايان مي رسد. به هرحال تفاوت زن و مرد در اين است كه مرد به شخص زن نيازمند است و زن به قلب مرد.

حمايت و مهرباني قلب مرد آن قدر براي زن ارزش دارد كه ازدواج بدون آن براي زن قابل تحمل نيست. [نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، ص 245]

رسول اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند:

بهترين مردان شما كساني هستند كه براي زنان خود بهترين شوهر باشند.

بهترين زنان شما آنانند كه با مهر و محبت باشند، در مراقبت خودشان از نظر حفظ عفت بكوشند، نسبت به شوهر خود حالت نافرماني و تكبر به خود نگيرند، آرايش و خودنمايي آنان براي شوهرشان باشد، در غياب او رعايت امانت و حقوق همسري او بنمايند.

و از حضرت علي(عليه السلام) منقول است:

  • پاكدامني خودتان چشم او را از نظر داشتن به ديگران پوشيده و فكر او را از انديشه گناه باز داريد و با او چنان باش كه در پناه سنگر خانوادگي و ارضاي اميال مشروع خود، هوس هاي نامشروع پيدا نكند.

طلاق، علل و راهكارها

درسال هاي اخيرطلاق به يك روندومعضل مهم اجتماعي تبديل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزايش مي يابدامروزه شاهدازهم گسيختن بسياري از پيوندها ي زناشوئي هستيم كه در اثر اين روند فرزند يا فرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدين صدمه هاي روحي ورواني مي بيند ساختار عاطفي كودك از سنين 5-4 ماهگي شكل مي گيرد و اگراين كودك دريك خانواده اي بزرگ شودكه هيچ محبتي نبيند بي شك دررفتاركودك تاثير مي گذاردكارشناسان براين باورندكه درگيري ها وجنگ وجدالهائي كه بين والدين صورت مي گيرد هيچ وقت ازذهن بچه ها بيرون نمي رود و يادآوري آن خاطرات تلخ دربزرگسالي ، افسردگـــــي براي او پديـــد مي آورد وا گر نگاهي به راهروهاي دادگاه بيندازيم و يا گذرمان به آنجا بيفتد چه بسيار زنان و مرداني مي بينيم كه با بچه هاي قد و نيم قد ومعصوم درراهروها نشسته اند.‏

روانشناسان براين باورهستندكه خانواده هايي كه فرزندان آنهادائم درنگرانـــي واضطراب بسرمي برند از سلامت روحي ورواني برخوردار نيستند. اينگونه والدين بايد زير نظر روانپزشك باشند ولي متاسفانه درجامعه ما بسلامت رواني كمتر اهميت مي دهند. تا يك خالي دركنار چشمشان يادستشان ظاهرشود فوري به يك پزشك مراجعه مي كنندولي ازسلامت رواني خود و فرزندشان غافل هستند.طلاق به هيچ وجه تنهاراه حل نيست ولي اكثر اين زن وشوهرهايي كه ازهم جدامي شوند فكر مي كنند آخرين راه حل ويا تنها راه حل است اگر هم روزي زن وشوهري نتواند با هم زندگي كند منطقي وعاقلانه عمل كنند و به فرزندانشان توضيح دهندكه ما هردوشما را دوست داريم و بعد از جدائي نيز شما را دوست خواهيم داشت آنهم اگرزماني كه مشكلاتشان به هيچ وجه حل شدني نباشد والدين نبايدپيش فرزندانشان از يكديگر بدگوئي كنند چرا كه بااين كارزمينه كينه را در فرزند به وجود خواهند آورد متخصصان معتقدند چنانچه پدر و مادر پس از جدائي هركدام روابطي صميمانه وعاطفي با فرزند خود برقرار سازند به نياز هاو حوائج  وي توجه كرده ودرصدد بر طرف كردن آن  باشند آسيب جدي متوجه فرزندان نخواهد شد.‏

درخصوص راه هاي جلوگيري ازطلاق بررسي هانشان مي دهد عدم شناخت صحيح زوجين پيش از ازدواج يكي ازدلائل اصلي وقوع طلاق است براي جلوگيري ازاين امر مشاهده قبل از ازدواج ضروري است اگر جوانان آشنائي كامل از همديگر داشته باشند و در اين صورت با هم ازدواج كنند زندگي مشترك پايدارتري خواهند داشت پديده طلاق از لحاظ جامعه شناسي پديده تاثيرگذار بر آسيب هاي اجتماعي بوده وگسيختگي خانواده را در پي دارد و همواره در جامعه اي كه درحال گذار است بصورت ناهنجاري اجتماعي دركنار پديده هايي چون اعتياد، بيكاري دختران فراري، بزهكاري، جرم، و جنايت وفقرفريادمي كشدوهمواره قربانياني به نام فرزند، زن مرد، حتي جامعه رابه همرا داردزن ومرد بايد در كنار هم باشند. درجبهه مقابل هم مرد بايد تكيه گاه مطمئني براي زن باشد بنا به گفته ائمه وقتي زن و مردي ازطلاق صحبت می كنندطلاق آنقدرعمل زشت و ناپسند است كه عرش به لرزه مي افتد با كوچكترين دعوا يا كدورتي فورا" كلمه طلاق را بر زبان جاري نكنيم پيامبراكرم‌‌‌ (ص ) فرمودند.ان الله تعالي يبغض الطلاق (خداوند متعال ازطلاق بخشم مي آيد) بلكه به آينده فرزندانمان بينديشیم اين فرزند تنها متعلق به ما نمي باشد بلكه متعلق به جامعه است او فردا بايد در جامعه باشد اگر دعوا و مشاجره هم داريم پيش فرزندانمان از اين كاراجتناب كنيم چون اين بگومگوها در نهايت به زيان كودكانمان خواهد بود و او درآينده فردي خشن وعصباني بارخواهد آمد والدين بايداين نكته را بدانند كه پرورش دادن فرزندي سالم ، قوي ، با اعتماد به نفس بالا و موفق درگرو محيطي امن ، آرام ، صميمي درخانواده است پس آموزش هاي لازم دراين زمينه ضروري به نظر مي رسد و توجه به بهداشت روح و روان ضروري است.‏

جنبه‌هاي مختلف طلاق

محققي به نام بوآن اظهار مي‌دارد که وقتي ازدواج از هم مي‌پاشد، در اثر آن چندين نوع طلاق ايجاد مي‌شود:

• طلاق عاطفي زماني رخ مي‌دهد که ازدواج دستخوشي تباهي مي‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه يابد.)

• طلاق قانوني

• طلاق اقتصادي ، که در رابطه با پول و توافق هاي مالي (مانند مهريه) است.

• طلاق هم والدي ، که در ارتباط با نگهداري و سرپرستي از فرزند ، خانواده‌هاي تک والدي ، يا حق ملاقات يا فرزندان است.

• طلاق اجتماعي ، که در زمينه تغيير روابط با جمع دوستان همسر رخ مي‌دهد.

• طلاق رواني ، که در حضور مسائل مربوط به بازيابي خود پيروي فردي و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمير «من» و نه «ما» است.

اثرات طلاق

پس از طلاق ، به دلايل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسيب شود. بسياري از افرادي که متارکه کرده‌اند خود را شخصي ناپسند و فاقد توان کافي براي ازدواج مجدد مي‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان مي‌دهند، با يکديگر فرق دارند. مردان گرايش به آن دارند که طلاق را به عنوان چيزي به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بيشتر احتمال مي‌رود که آن را به عنوان نقطه پاياني بر يک فرآيند طولاني قلمداد کنند. به همين خاطر است که زنها کمتر احساس هاي منفي را درباره طلاق شان گزارش مي‌کنند. طلاق براي زنان تنش‌زاتر  است تا مردان. ممکن است اين زني باشد که ترديد کمتري درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراري زندگي جديد مشکلات بيشتري خواهد داشت.

آدميان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان مي‌دهند، بسيار متفاوت‌اند، بسياري از هم مي‌پاشند، اما برخي ديگر ، نوعي تعالي عاطفي را تجربه مي‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقي کنيم، در اين صورت ، پديده‌اي غمبار قلمداد خواهند شد. اما براي بسياري از کساني که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هايي که در اختيار واداشته‌اند يا طلاق بوده است و يا يک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن اين انتخابها برخي شواهد حاکي از آن است که طلاق مي‌تواند شخصا مفيد و سودمند باشد. محققان به اين نتيجه رسيده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشيده‌اي که ويژگي آن نزاع و جنجال است، آسيب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌اي باشد که در اثر طلاق فروپاشيده است.

تاثير طلاق روي کودکان:

طلاق مي تواند طيف گسترده اي از حالات هيجاني،فکري و رفتاري را در کودکان ايجاد کند که به عوامل مختلف بستگي دارد.از جمله:سرشت،ذات و شخصيت کودک،ميزان آسيب پذيري يا مقاومت و تاب آوري او،وجود يا عدم وجود بيماري روانپزشکي،سن کودک،شرايط زندگي خانوادگي قبل از طلاق،نحوه برخورد والدين با پديده طلاق و دخالت ندادن فرزندان در روابط خودشان،چگونگي شرايط و فرآيند طلاق ( مثل حضور در دادگاه هاي متعدد، نزاع و درگيري هاي متعدد بين خانواده ها و انتقام جويي و...)، وجود سيستم هاي حمايتي و برقرار شدن هرچه سريعتر شرايط زندگي عادي کودک پس از طلاق و...

نيمي از بچه هاي طلاق ارتباطشان با يکي از والدين قطع مي شود و از حمايت و علاقه و توجه او محروم مي شوند.

نتيجه بحث

دلايل احتمالي از هم گسيختگي زندگي زناشويي از طريق طلاق، تقريبا بي شمارند زيرا پيوند زناشويي دو شخصيت منحصر به فرد با دو زمينه متفاوت را براي زندگي در زير يك سقف گردهم مي آورد. شايد مهمترين دليل طلاق اين باشد كه پيش از ازدواج، يك طرف زناشويي از طرف ديگر چشم داشت هاي بيش از حدي دارد. اين چشم داشت ها عبارتند از: منزلت اجتماعي، رابطه جنسي، اشتهار، سلامت جسماني، امنيت شغلي و نقشي كه يك فرد از همسرش انتظار دارد.

در جوامع امروزي عشق و علاقه پرشور يكي از عوامل مهم زندگي زناشويي به شمار مي آيد. پيش از ازدواج يك زوج معتقدند تا زماني كه عشق شان به همديگر فروكش نكند، بر هر مشكلي مي توان فائق آمد. آنها بزودي تشخيص مي دهند كه آتش عشق پيشين شان فروكش كرده و براي حل مسائل شان بايد راه هاي عملي تري را در پيش بگيرند. #

تهيه و تنظيم: سرهنگ "اسدالله مالکی" معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربايجان غربي

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون