نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/4/2      10:19:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:220


نسخه چاپی
آن چه يك مسلمان بايد بداند / غيبت
گروه استان ها - مركزي - غيبت، يكي از گناهان و لغزش هاي بزرگ زبان است كه دين اسلام به شدت از آن نهي كرده و در نكوهش آن آموزه هاي فراواني نيز بيان شده است.

 اسلام بي دليل يك گناه را اينقدر سخت عقوبت نمي دهد. غيبت كردن يك جنگ رواني عليه انساني است كه حضور ندارد تا از خود دفاع كند و ترك اين گناه همچون يك مكتب تربيتي است.

درس هايي از قرآن

* از يكديگر غيبت نكنيد ، آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ قطعا از آن كراهت داريد؛ پس از خدا بترسيد؛ همانا خداوند توبه پذير مهربان است. (آيه 12 سوره  حجرات)

* آبروي انسان مثل گوشت بدن او ، وسيله قوام اوست.

* همان گونه كه مرده قدرت ندارد، شخص غيبت شونده نيز چون حاضر نيست، قدرت دفاع از خود را ندارد.

* اگر از بدن زنده قطعه اي جدا شود، امكان پر شدن آن هست؛ ولي اگر از مرده اي چيزي كنده شود، جاي آن خالي مي ماند. غيبت؛بردن آبروي مردم است و آبرو كه رفت، ديگر بر نمي گردد. اگر خانه، خراب شود با نوسازي درست مي شود. اگر فرشي پاره شود رفو مي شود. اگر پولي گم شود با كار كردن مجدد به دست مي آيد... اما آبرويي كه رفت ديگر نمي توان كاري كرد؛ مثل آبي است كه به روي زمين ريخته شود.

* در اسلام بن بست وجود ندارد؛ با توبه مي توان گناه گذشته را جبران كرد.

(منبع. تفسير سوره حجرات، استاد قرائتي)

درس هايي از بزرگان

لقمان حكيم (عليه السلام)فرمود: حسود را سه نشانه است: پشت سر غيبت مي كند ،رو به رو چاپلوسي مي كند، و از گرفتاري ديگران شاد مي شود.( خصال شيخ صدوق ره)

* حقيقت غيبت آن است كه چيزي نسبت به ديگري ذكر كني كه اگر به گوش او برسد او را ناخوش آيد و به آن راضي نباشد؛ خواه آن نقص، در بدن او باشد( مثل اين كه بگوييم: فلاني كور، يا كر، يا چلاق، يا كوتاه و يا بلند، يا سياه و يا زرد و يا... است) يا در نسب او باشد ( مثل اين كه بگوئيم: پسر فلان فاسق، يا پسر فلان ظالم و...) يا در صفات و كردار و گفتار او باشد( مثل اين كه بگوئيم: بد خلق، بخيل، مغرور، ريا كار، دروغگو، دزد، ظالم، پر حرف، پرخور، يا بگوئيم بي وقت به خانه مردم مي رود و يا...) يا در چيزي باشد كه متعلق به او باشد ( مثل اين كه بگوئيم: جامه  فلاني هميشه چركين است، يا خانه  او چون خانه يهودان است، يا عمامه  او مثل گنبدي است و يا به اندازه گردويي است و يا...) و همچنين در ساير اموري كه منسوب به او باشد و به بدي ياد شود كه اگر آن را بشنود خوشش نياید.

(معراج السعاده،ملا احمد نراقي)

درس هايي از عترت

پيامبر اكرم(ص): غيبت آن است كه درباره  برادر مسلمانت چيزي بگويي كه اگر بشنود ناراحت شود و شنونده غيبت در گناه غيبت كننده شريك است.(وسائل الشيعه،ج 8)

امام صادق(عليه السلام):غيبت حسنات(خوبي ها و نيكي ها) را از بين مي برد همان طور كه آتش، هيزم را از بين مي برد خداوند به حضرت موسي (عليه السلام) وحي فرمود: غيبت كننده اگر توبه كند آخرين كسي است كه وارد بهشت مي شود و اگر توبه نكند نخستين كسي است كه وارد آتش جهنم مي گردد.(بحار الانوار،ج75)

پيامبر اكرم(ص): در شبي كه به معراج رفتم، بر گروهي گذر كردم كه صورت هاي خود را با ناخن مي خراشيدند، علتش را از جبرائيل سوال كردم،گفت: اينها كساني هستند كه مردم را غيبت مي كردند و آبروي آنها را مي ريختند.(كنزالعمال،ج1)

امام موسي كاظم(عليه السلام): كسي كه ديگري را در غياب او با آنچه در او هست و مردم از آن اطلاع دارند، يادش كند غيبتش را نكرده؛ ولي اگر به آنچه در او هست و مردم از آن بي خبرند او را ياد كند، غيبتش را كرده؛ و اگر او را به آنچه در او نيست، ياد كند به او تهمت زده است.(بحار الانوا،ج75)

درس هايي از عترت

پيامبراكرم(ص): در روز قيامت فردي را به پيشگاه الهي مي آورند و نامه اعمال او را به دست او مي دهند؛ وقتي نامه را مي گشايد؛ كارهاي نيك خود را در آن نمي يابد، و مي گويد: خدايا اين نامه من نيست؛ زيرا عبادت هايم را در آن نمي يابم! به او گفته مي شود: پروردگارت اشتباه نمي كند بلكه عمل تو با غيبت كردن مردم از بين رفته است. سپس فرد ديگري را مي آورند و نامه عملش را به دست او مي دهند كه در آن عبادت هاي زيادي وجود دارد؛ و مي گويد خدايا اين نامه  اعمال من نيست، زيرا اين همه عبادت از من نيست! به او گفته مي شود: فلاني غيبت تو را كرده، كارهاي نيكش به تو رسيده است.(بحار الانوار ج75)

پيامبر اكرم(ص): هر كس در مجلسي بشنود كه از برادرش غيبت مي شود و آن غيبت را از او دفع كند (يعني از غيبت كردن جلوگيري كند) خداوند هزار باب بدي را در دنيا و آخرت از او دفع مي كند. و اگر غيبت را از او دفع نگرداند و خوشحال هم بشود، خداوند در دنيا و آخرت تنهايش مي گذارد و گناهش همچون گناه غيبت كننده است.(من لا يحضره الفقيه.ج4) و هر كس در مجلسي از غيبت خودداري كند (ترك غيبت)؛ در نزد خداوند متعال از هزار ركعت نماز مستحبي محبوب تر است.(مستدرك الوسائل،ج2)

درمان غيبت

*قاعده ( پيشگيري بهتر از درمان) در مسئله  غيبت نيز صدق مي كند. براي اين كه در دام غيبت و بد گويي از ديگران نيفتيم بهتر است موانع غيبت را در خود تقويت كنيم. عوامل مختلفي سبب پيشگيري از غيبت مي شود كه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:

1- زيباترين راه براي درمان غيبت، كمك جستن از خداوند و توسل به اهل بيت (عليهم السلام) است. انسان پيش از گفتن هر سخني، به‹‹ مشروع يا نامشروع بود›› و ‹‹سود و زيان هاي دنيوي و آخرتي›› آن توجه كند؛ اين كار قطعاً، مانع بسياري از گناهان زباني مي شود.

2- درمان اصلي هر بيماري جسمي يا رواني و اخلاقي جز با ريشه يابي عوامل آن و قطع كردن آنها امكان پذير نيست و از آنجا كه عوامل زيادي (حسد، كينه توزي، انحصار طلبي، انتقام جويي، تكبر، خودبرتر بيني و... ) در بروز و ظهور غيبت موثر است بايد به سراغ آنها رفت تا با ريشه كن كردن آنها، صفت رذيله غيبت هم ريشه كن گردد.

3- توجه به پي آمدهاي سوء معنوي و مادي، فردي و اجتماعي غيبت (هر گاه انسان به اين نكته توجه كند كه غيبت، او را از چشم مردم مي اندازد و به عنوان فردي خائن، غير قابل اعتماد، حق نشناس،ضعيف و ناتوان، و... در جامعه معرفي مي كند قطعا از غيبت كردن شرم مي كند.)

4- توجه به اين حقيقت كه غيبت، حق الناس است؛ زيرا آبروي خلق خدا را مي برد و ارزش آبروي هر كس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضي نشود خداوند او را نمي بخشد. آنها كه غيبت را وسيله تفريح و سرگرمي مجالس خود قرار مي دهند، تفكر كنند!!!

استثنائات غيبت

* دين اسلام دين تعادل و دوري از افراط و تفريط است، همانگونه كه غيبت افراد براي حفظ منافع فردي و اجتماعي مسلمانان زشت و ناپسند است ؛ غيبت برخي از افراد براي حفظ همان منافع جايز شمرده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود:

1- بازگويي عيوب ظالم از سوي مظلوم(148 نساء)

امام صادق(عليه السلام): هر كس گروهي را به مهماني دعوت كند ولي از آنها خوب پذيرايي نكند، ظالم است و آنچه مهمانان از بدي پذيرايي او بازگو كنند، غيبت محسوب نمي شود(مجمع البيان،در تفسير 148 نساء)

2- بازگويي عيوب كافر و فاسق(در آيه 12 حجرات،تنها غيبت از مومنين مذموم شمرده شده).

3- غيبت كسي كه بدون عذر،در نماز جماعت شركت نكند(تهذيب،ج6).

4- غيبت كسي كه آشكارا مرتكب گناه و كاري زشت گردد(جامع السادات،ج2).

5- غيبت كساني كه از سر خنده و شوخي ، فحش مادر مي دهند(بحارالانوار،ج75).

6- در موارد نهي از منكر، يعني در جايي كه اگر انسان افشاگري نكند فرد يا افراد گنهكار دست از كارشان نمي كشند(اخلاق در قرآن آيت الله مكارم،ج3)

7-در موارد مشورت؛ يعني در آنجا كه كسي مي خواهد مثلا يا ديگري وصلت كند و از انسان درباره  شخص مورد نظرش سوال مي كند، در اينجا نمي توان گفت كه افشاي عيب طرف، گناه دارد بلكه امانت در مشورت ايجاب مي كند كه آنچه را مي داند و در مورد آن برنامه تاثير مي كذارد، افشا كند....( اخلاق در قرآن آيت الله مكارم،ج3)#

عقيدتي سياسي فرماندهي انتظامي استان مرکزی - اداره فرهنگي خانواده ها

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون