نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/4/18      12:26:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:324


نسخه چاپی
پیامدهای منفي فقدان حجاب و عفاف در جامعه
گروه استان ها_ اصفهان _ یکی از پيامدهاي مهم و زيان بار رعايت نكردن حجاب و عفاف حرمت ننهادن زنان به خويشتن در اثر فاصله گرفتن از پوشش ، طلاق و جدايي زن و شوهر و از هم پاشيدن نظام خانواده است.

 

نگاهی به کشورهای غربی و کشورهایی که در آن ها فرهنگ حجاب و عفاف رعایت نمی شود نشان می دهد که فقدان حجاب باعث بروز پیامدهای بسیار منفی در جامعه شده که به صورت گذرا به مواردی از این پیامد ها اشاره می کنیم:

1- طلاق و تهديد خانواده

از پيامدهاي زيان بار رعايت نكردن عفاف و حجاب، طلاق و جدايي زن و شوهر و از هم پاشيدن نظام خانواده است. طلاق در نظر اسلام مغبوض ترين حلال است كه تنها در صورت اختلافات حل ناشدني ضرورت مي يابد. اسلام عزيز به منظور حفظ و تحكيم نظام خانواده و افزايش صفا و صميميت ميان همسران و جلوگيري از اختلافات شديد خانواده و فروپاشي آن تدابير حكيمانه اي انديشيده است.

معيارهايي از قبيل ايمان، آراستگي به فضايل اخلاقي و انساني، اصالت خانوادگي و امثال اينها را براي انتخاب همسر شايسته، مقرر فرموده و حقوق و وظايفي را براي زوجين مشخص كرده است. براي طلاق نيز شرايطي معين كرده كه شامل بعد از آن، هم چون رجوع و بازگشت دوباره شوهر به زندگي مشترك مي شود، همه اينها مربوط به خانواده است.اما آنچه به اجتماع باز مي گردد، سلامت و امنيت جامعه از هر گونه اقدامات منافي عفت و حيا است.

موضوع طلاق از جهات و عوامل گوناگون قابل بررسي و تبيين مي باشد و غالبا ريشه آن به طور عمده حرمت ننهاندن زنان به خويشتن دراثر فاصله گرفتن از پوشش خدا پسندانه و درنتيجه آسيب ديدن عفت عمومي و اخلاق فردي و اجتماعي است.

2- گرايش مردان به چند همسري

از ويژگي هاي زنان، انحصارطلبي درمعشوق است؛ اقتضاي يگانه معشوقه بودن زن آن است كه قلب همسرش كسي جزاو را نخواهد و قلبش تنها در گرو محبت و عشق او و فرزندانش باشد و هرگز سراغ زن ديگر (هوو) نرود ؛ اگر چه اين ميل طبيعي بايد تعديل شود. زندگي تك همسري بهتر و با صفاتر است، مگر در مواقع ضروري و با رعايت شرايط خاصي بويژه شرايط عدالت كه در قرآن و روايات اهل بيت برآنها تاكيد شده است.

اما بحث در ازدواج هاي غيرمنطقي و غيرضروري است كه بدون ترديد علت آن هوس بازي و شهوت راني به وجود می آید اما نبايد فراموش كرد كه غالباً منشأ چنين ازدواج هايي جلوه گري و پوشش هاي تحريك آميز زنان است؛ به عبارتي بد پوششی و خودنمايي زنان با تحريك پذيري و ايجاد شهوت و هوس در مردان ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد؛  و همين هوس و ميل هاست كه در مردان تك همسر گرايش به ازدواج مجدد را پديد مي آورد، زيرا چنين مرداني با دلدادگي و مجذوب شدن به جاذبه هاي آشكار زنان، اندك اندك به ازدواج با آنها تمايل نشان مي دهند كه با كاهش محبوبيت همسر قبلي ملازم و همراه است و چه بسا محبت او را از دل خارج کرده و تنها به همسر جديد خود مي انديشند و دل مي بندند. بديهي است كاهش محبوبيت فشارهاي روحي و اختلال هاي رواني و جسمي را براي زن اول و فرزندان او ايجاد مي كند.

3- تضعيف غيرت ناموسي

غيرت از فضيلت هاي الهي و انساني است كه همواره حافظ و نگاهبان ناموس خداوند ، دين و آيين او و ناموس انسان و جامعه در برابر ضد ارزش ها و عوامل انحراف زا است كه نتيجه آن تأمين و استمرار شرف انساني و امنيت اجتماعي و نسل پاك بوده و منشأ فطري و آسماني دارد. غيرت به معناي عام كلمه از ميوه هاي طراوت بخش و خويشتن داري است و جامعه اي كه زنانش از عفاف و پوشش كامل و صحيح برخوردار نيستند عفت عمومي را در معرض خطر قرار مي دهند و نتيجه آن كاهش يا نابودي غيرت است.

بيماري بي حجابي و بد پوششی با بيماري فقدان يا ضعف غيرت رابطه و تأثير متقابل دارد؛ يعني از يك طرف دوري زنان از لباس حيا به غيرت مردان به ويژه نسل نوخواسته ضربه مي زند و از طرف ديگر از علت هاي و ريشه هاي عمده بد پوششی، نبود يا ضعف غيرت و عفت پدران يا شوهران است كه درپيشگاه خداوند مسئول خواهند بود و درگناهاني كه دختران يا همسران آنها دراين باره مرتكب مي شوند و درجرم ها و فاجعه هايي كه از طريق آنها درجامعه ايجاد مي شود، شريك خواهند بود.

  آنان بايد بدانند كه بزرگترين دشمني را درحق خود و خانواده خويش در لباس دوستي مي كنند و وظيفه قرآني خود را در برابر آنان انجام نمي دهند؛ آن جا كه قرآن كريم مي فرمايد : «اي كساني كه ايمان آورده ايد خود وخانواده تان را ازآتش روز قیامت باز داريد» .

4- ايجاد اختلال رواني و عصبي

بيماري هاي روحي و اختلال هاي رواني و عصبي ناشي از چند عامل است كه ريشه عمده آن ها را بايد در جامعه هوس آلود و خودنمايي زنان جست و جوكرد دراين جا آنها را برمي شماريم:

الف- محروميت از نيازهاي ضروري جسمي و مادي

ب- عدم تأمين نيازهاي عالي روحي

ج- انحراف از فطرت انساني

د- شهوت طلبي افراطي و غيرقابل كنترل

5- سلب امنيت زنان

امنيت اخلاقی، جاني و آبرويي زنان در جامعه از مهمترين نيازهاي اجتماعي آنان است .اين امنيت با توجه به ويژگي هاي خاص آنان چه از بعد جاذبه هاي جنسي، جسمي و رفتاري كه خداوند براي تحقق و تداوم مقام معشوقه بودن در خانواده به آنان ارزاني داشته و چه از جهت ضعف جسماني در مقايسه با مردان كه آن هم ناشي از لطافت، ظرافت و جمال آنهاست از اهميت بسياري برخوردار است.

عفاف باطني و فطري زن، زينت گوهر روح و دژ محكم امنيتي اوست و عامل حجاب كامل و عدم اختلاط با مردان ضامن كنترل غريزه ها و ميل هاي او و حافظ بهداشت و سلامت رواني، اخلاقي و غريزي افراد جامعه و بالاخره باعث تأمين امنيت اجتماعي زن است.

درجامعه اي كه زنان با زير پا گذاشتن حكم فطرت و شريعت خود را در معرض تماشاي نامحرمان قرار مي دهند و زينت ها و اندام هاي تحريك كننده خود را به ديگران نمايش مي دهند، مردان به ويژه جوانان با مشاهده و ديدن آنها دچار فشار رواني وهيجان هاي شديد جنسي و طغيان شهوت شده و تسليم تند باد هوس مي شوند و جرأت تجاوز به حريم زنان ودختران را پيدا مي كنند.

بنابراين آن چه امنيت اجتماعي زنان و جامعه را تأمين مي كند، انسانيت و معنويت حاكم بر جامعه است كه بن مايه و اساس آن دين كامل اسلام مي باشد؛ جامعه اي كه ياد خدا و هدف والاي زندگي دردل و جان افرادش حكومت مي كند و روابط آنها برپايه توحيد و خدا محوري مي باشد، امنيت آن جامعه ازجمله زنان تأمين خواهد بود.

6- شيوع انحراف اخلاقی

انسان ها- اعم از مرد و زن ، دربرابر غريزه به 3گروه تقسيم مي شوند:

1- كنترل و تعديل درسايه تقواي الهي واشباع آن از راه ازدواج؛

2- افراط و زياده روي و انحراف؛

3- تفريط و بي توجهي به اين ميل نفساني؛

انسان هاي با تقوا و مؤمن كه جز به معشوق و دلرباي حقيقي دل نبسته و عظمت وجودي خويش و تمام نعمت هاي خود را از لطف او مي دانند و از حساب و كتاب آخرت هراسناكند، لذا به هنگام روبه رو شدن با عوامل مهيج و هوس انگيز با الگوگيري و پيروي از حضرت يوسف(ع) در سايه محكم ترين و مطمئن ترين دژها يعني پناه بردن به خداوند و ياد او خويشتن داري و صبرپيشه مي كنند.

كساني كه راه سوم را برگزيده و غريزه خود را سركوب مي كنند، كارشان به حكم عقل و شرع ناپسند و مذموم است و با هدف آفرينش غريزه جنسي- كه توليد نسل است- مغاير مي باشد.

اما دسته دوم- كه موضوع بحث ماست- كساني اند كه از دين و ايمان تهي بوده و يا ايمان ضعيفي دارند؛ اين افراد هنگام مواجه شدن با عوامل هيجان برانگيز و تحريك كننده، پا از دايره تقوا و عفاف بيرون مي نهند و به انحراف جنسي مي آلايند.

 راه هاي مقابله با بدپوششی و بی حجابی؛

خداوند بزرگ براي هر درد ظاهري و باطني، درجاتي مشخص کرده و دردهاي باطني و روحي به مراتب براي جامعه مهلك تر از دردهاي ظاهري است و تا به امروز آنچه جوامع مختلف را نابود كرده دردهاي روحي مانند تنبلي، ترس، شهوتراني، بي اعتنايي به دستورهاي خداي بزرگ و انبيا و ائمه معصومين(ع) و رهبران متعهد دين بوده است بد حجابي و بي توجهي مردان نسبت به ناموسشان نيز شاخه اي از همين دردهاست! اينك راه اصلاح اين درد؛

1- اعتلاي فرهنگ حجاب در جامعه

زني كه از مقام و ارزش هاي واقعي خود آگاهي يابد و فلسفه حجاب را از ديدگاه اسلامي بداند و درانتخاب حجاب، ريشه اي برخورد كند نه موروثي، در اين صورت ديگر حجاب را يك حصار و زندان براي خود تلقي نمي كند؛ بلكه آن را وقار و متانت براي خويش مي يابد.وقتي آگاهي افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، ديگر نيازي نيست كه نيروي تهديد آميز از بيرون، زنان را مجبور به رعايت حجاب سازد.

چنين زني حتي اگر در بدترين شرايط و فاسدترين مكانها قرار بگيرد با شهامت و آگاهي و بدون توجه به عقايد ديگران حجاب و عفت خويش را حفظ خواهد كرد. اصل اين است كه مقام واقعي زن به وي شناسانده شود تا بفهمد كه ارزش يك زن در بدن مادي و زيبايي هاي ظاهري او خلاصه نشده و مقام او بالاتر و والاتر از آن است كه بخواهد با خودنمايي، اين ارزش كاذب و سطحي و زودگذر را حفظ كند و يا فقط حجاب، اين ارزش دروغين را از دست بدهد.

يك زن كامل كه به ارزش هاي بالاتر مي انديشد، بي نياز از خودنمايي با اين ارزش هاي پست و ذليل گونه است. براي زايل كردن تفكرات نادرست و خام در زنان جامعه بايد انديشه اي برتر جايگزين آنها بسازيم واين جز با اعتلاي فرهنگي جامعه ميسر نخواهد شد.

2- تقويت ايمان و اعتقاد

در زن بايد باور استوار و ايمان عميق ايجاد شود، زني كه دل به حق داده و انديشه به خدا سپرده و فرجام زندگي دنيوي اش را پذيرفته چطورحاضر مي شود خودآرايي و خودنمايي كند و خود را در معرض ديده های آلوده قرار دهد و زمينه هاي تلذذ ديگران و فساد آفريني را به وجود آورد؟!

3- احياء فرهنگ اصيل اسلامي

احياء ارزش هاي اصيل اسلامي و فراخواني زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش ها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اين ها نقش مهمي دراين زمينه خواهد داشت.زن مومن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مي نگرد باور داشته باشد و بداند كه شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند، انديشه والا، قلب پاك ، وجان پيراسته از آلودگي است كه او را به روشي انساني و منشي اسلامي فراخواهد خواند و بداند تن آرايه بسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست.

4- شناساندن الگوهاي والا

الگوها درساختار روحي و رفتاري نقش مهمي دارد. امروز يكي از تأسف هاي جدي اين است كه زن مسلمان آن چنان كه بايسته و شايسته است با چهره هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست، زندگاني حضرت زهرا(س) و فرزند برومندش پيام آور عاشورا حضرت زينب(س) و ديگر چهره هاي والاي تاريخ گذشته و معاصر بايد براي زن مومن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت مي تواند در جامعه حضور پيدا كرده و ايفاي نقش نمايد. زن اگر حب علي(ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذيرفت و برراهي رفت كه اهل البيت(ع) رفته اند وآنان را سر مشق گرفت، روئين تن مي شود و حضورش در جامعه دلهره آفرين نخواهد بود.#

تهیه و تنظیم: سردار مهدی معصوم بیگی- فرمانده انتظامی استان اصفهان


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون