نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/7/29      10:13:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:179


نسخه چاپی
کودکان، نخستین قربانیان واژه منفور طلاق
گروه استان ها - کردستان - طلاق واژه ای است که ذهن بسیاری از کودکان و نوجوانان را به خود مشغول می کند. آنان خود را نخستین قربانیان این عضویت عصیانگر می دانند به بیان دیگر طلاق آثار مخرب معنوی و مادی زیانباری در پی دارد که بارزترین نتیجه آن از نظر کمی وکیفی بر روی کودکان است.

 

 

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می رود. طلاق معمولاَ وقتی اتفاق می افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش وجود دارد.

طلاق اجتماعی-تغییرات در دوستی ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن ها سروکار دارد. طلاق روانی موقعیتی است که از طریق آن فرد موقعیت های وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن در دهد. طلاق با فسخ ازدواج متفاوت است. فسخ ازدواج به معنای این است که ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بی اعتبار بوده است. واژه طلاق از ریشه عربی و به معنی (گشودن گره) و (رهاکردن) است و در فقه اسلامی (زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص) تعریف می شود.

آثارطلاق:

بخشی از آثار طلاق در سطح فردی خانوادگی واجتماعی به اختصار عبارتند از:

1-بعد فردی:

ترس از آینده و ترس از تنهایی پس از طلاق احساسی است که زنان بیش از مردان ابراز می کنند. این ترس بیشتر ناشی از این نگرانی است که آیا شریک زندگی دیگری خواهند داشت.

1-احساس گناه: گاهی زنان مطلقه با احساس گناه زیادی در مورد متلاشی شدن خانواده دست به گریبان هستند. به اعتقاد برخی از صاحب نظران مهمترین احساسی که پس از طلاق در پدرومادر متارکه کننده پدید می آید، احساس گناه و خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان است. به علاوه بیم از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت احساس گناه را شدت می بخشد.

2-احساس تنهایی: بعد از مدتی که از طلاق می گذرد، فرد احساس تنهایی می کند زیرا از محیط امن خانواده که دیگران علی رغم تمام مسائل در آن زندگی می کنند، جدا شده و باید با تمام مسائل تنها زیستن و طلاق رودررو شود، تحقیقات نشان می دهد زنان بیشتر از مردان پس از طلاق احساس تنهایی می کنند.

3-مشکلات روحی وجسمی: فقدان همسر و تنهایی پس از طلاق موجب می شود که اکثر زنان پس از جدایی به ناراحتی های روحی و جسمی دچار شوند و همچنان نیازهای عاطفی خود را در شوهر قبلی خود جست وجو کنند البته مشکلات روحی پس ازطلاق به مراتب بیشتر از صدمات جسمانی آن است.

نقش مشکلات دوگانگی:

1- زنان در ارتباط با فرزندان خود علاوه بر مشکل اقتصادی با دوگانگی نقش مواجه می شوند و نبود نقش، پدر فرزندان را دچار مشکل می کند. زن مطلقه برای فرزندانش باید هم پدر باشد و هم مادر و مرد نیز اگر چنانچه کودک با او زندگی کند باید هم نقش مادر و هم نقش پدر را برعهده بگیرد.

مشکلات اقتصادی مهمترین مشکل زن پس از طلاق مسئله اقتصادی است. این موضوع برای زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتری جلوه می کند. بسیاری از افراد مطلقه اعم از زن یا مرد پس ازطلاق شغل خود را از دست می دهند. از دیگر مسائل و مشکلات زنان مطلقه، تهیه مسکن و مکانی برای زندگی است، کمترکسی حاضر است به یک زن مطلقه اتاقی اجاره دهد.

کاهش فرصت های ازدواج

ارتکاب به جرم و بزهکاری

کاهش رضایت از زندگی

انزوای اجتماعی و اختلال در هویت اجتماعی

2-بعد خانوادگی

- تاثیر بر فرزندان (ارتکاب به جرم وبزهکاری)

طلاق واژه ای است که ذهن بسیاری ازکودکان و نوجوانان را به خود مشغول می کند. آنان خود را نخستین قربانیان این عضویت عصیانگر می دانند. به بیان دیگر طلاق آثار مخرب معنوی و مادی زیانباری در پی دارد که بارزترین نتیجه آن از نظر کمی وکیفی بر روی کودکان است.

آمارها موید این نکته است که بیشتر جرم و بزهکاری های کودکان ریشه در مسائل و مشکلات خانوادگی، طلاق و از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده دارد. میزان جرایم و خودکشی در اطفال باقی مانده از طلاق به نحوی بارز افزایش می یابد.

مشکلات روحی و جسمی:

طلاق علاوه بر ناراحتی های روانی و گرفتاری های زندگی فرزندانی را به جای می گذارد که به علت پرورش در شرایط نامساعد از نظر روانی و جسمانی وضع طبیعی ندارند، طلاق موجب افسردگی نوجوانان می شود به نحوی که کمتراز زندگی لذت می برند.

مشکلات تربیتی:

وقتی طلاق اجتناب ناپذیر می شود؛ مسئله مهم سرپرستی کودکان است، تک والدینی مشکلات خاص خود را به همراه خواهد داشت از جمله اینکه اگر کودک با هر 2 والد در ارتباط باشد. زندگی با یکی از والدین نمی تواند شخصیت کامل و متعادلی را در کودک پدید آورد، اینگونه زندگی نمی تواند همه نیازهای کودک را برآورده سازد، از سویی دیگر جامعه هرگز نخواهد توانست نقش پدرومادر را برای طفل ایفا و همه نیازهای عاطفی، روانی و معنوی او را تامین کند.

اختلال در هویت فردی وخانوادگی:

هنگامی که طلاق زنجیره خانواده را از هم پاره می کند، پدرومادر هویت جداگانه ای دارند ولی آن کسی که دیگر نامی ندارد و بی پناه و متزلزل در اجتماع رها شده، فرزند است.

احساس گناه و سردرگمی

ایجاد خانواده های ناتنی

ایجاد خانواده های اضطراری

برهم خوردن تعادل روحی وروانی اعضای خانواده

طرد اجتماعی اعضای خانواده

3-بعد اجتماعی:

طلاق در زمره غم انگیزترین پدیده های اجتماعی است. طلاق تعادل انسان ها را برهم زده و آثار شومی را در جامعه بر جا می گذارد و منجر به کاهش انسجام و یکپارچگی اجتماعی می شود و سنگ بنای اجتماع را از هم می گسلد.

طلاق پدیده ای است به تمام معنی اجتماعی و مانند نهاد اجتماعی عمل می کند. زمانی که جامعه در معرض آسیب های بنیادی است، روابط اجتماعی بیمار است و فساد گوشه گوشه جامعه را در برگرفته است.

طلاق پدیده ای جمعیتی است که به لحاظ کمی وکیفی برساخت جمعیت اثر می نهد زیرا تنها واحد مشروع و اساسی تولید مثل خانواده است که با وقوع طلاق ازهم می پاشد. از سویی دیگر طلاق برکیفیت جمعیت تاثیر دارد چون فرزندان و نسلی که از نعمت خانواده محروم هستند به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم دراحراز مقام شهروند مسئول خواهند بود.

طلاق اثرات اقتصادی نیزبرای جامعه دربرخواهد داشت. زیرا تعادل روحی نیروی انسانی تولید و خدمات را در جامعه برهم می زند و منجر به بروز اثرات سهمگینی در حیات اقتصادی جامعه خواهد شد.

طلاق یکی از عوامل موثر در افزایش نرخ خودکشی است. طلاق در یک جامعه به مثابه تزلزل اجتماعی و عدم ثبات جامعه است که می تواند منجر به کم بها شدن خانواده و ارزش های خانوادگی در آن جامعه شود.

پیشنهادات و راهکارها:

1-با آموزش قبل از ازدواج می توان تعارضات خانوادگی را کاهش داد. بیشتر ناهنجاری ‌های اجتماعی موجود در جامعه به دلیل نبود ارتباط منطقی و صحیح با جوانان ‌است که ‌این امر زمینه ‌ساز بحران هایی چون طلاق و یا اعتیاد می ‌شود.

2-تامین اشتغال سرپرست خانواده و مبارزه جدی با بیکاری.

3-مراجعه به مراکز مشاوره و انجام مشاوره ازدواج قبل و حین ازدواج.

4-تشابه نسبی سطح آموزش، فرهنگ و تحصیلات.

5-ترويج فرهنگ مراجعه خانواده ها به مراکز مشاوره خانواده در هنگام بروز اختلافات.

6-تقويت بنيان هاي مذهبي و ارزش هاي ديني و اخلاقي در سطح جامعه.

7-آموزش شيوه ها و معيارهاي صحيح همسرگزيني و اصلاح روش هاي سنتي ازدواج.

8-ايجاد مراکز مشاوره به ويژه در دانشگاه ها برای بهبود فرآيند همسريابي.

9-کاهش و کنترل آسيب هاي اجتماعي تهديدکننده نهاد خانواده خاصه اعتياد، بيکاري، فقر، خشونت و... در سطح جامعه.

10-توانمندسازي اقتصادي خانواده ها به منظور کاهش فشارهاي اقتصادي حاکم.

11-کنترل مهاجرت بي رويه از مناطق روستايي به شهرها.

12-رفع تبعيضات طبقاتي و توسعه امکانات و فضاهاي آموزشي، هنري و تفريحي به منظور ساماندهي اوقات فراغت خانواده ها خاصه در مناطق محروم.

13-به دلیل اینکه بسیاری از ازدواج های ناهمسان (مثلابه لحاظ سنی و یا تحصیلی) سبب طلاق زوجین می شود. لذا پیشنهاد می شود فرهنگ سازی در جامعه به گونه ای باشد که افراد به دنبال گزینه های همسان برای ازدواج باشند و مراکز مشاوره؛ قبل از ازدواج در این زمینه می توانند تاثیرگذار باشند.

14-درخصوص اشتغال زایی و ریشه کنی اعتیاد و درمان و بازتوانی افراد معتاد یکی از عواملی است که در از بین رفتن طلاق در جامعه موثر و مفید است.#

نویسنده: سرهنگ "عباس مسعودی"، جانشین فرماندهی انتظامی استان کردستان

 


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون