نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1398/7/29      10:16:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:141


نسخه چاپی
فقط جدایی
گروه استان ها –قزوین- تا جایی که می توانستم سعی کردم برای همسرم کم نگذارم اما هرچه می گذرد، اخلاق زنم بدتر می شود. عاشقش بودم ولی دیگر نمی توانم با رفتارهاي همسرم کنار بیایم.

 

 

حامد می گوید:"خانم مشاور، یک سال و چند ماه است که ازدواج کردیم اما در این مدت به قدري با همسرم مشکل پیدا کرده ام که تصمیم گرفتم از او جدا شوم. روز اول که به خواستگاریش رفتم با صداقت گفتم که وضعیت مالی خوبی ندارم  هرچه می گذرد و در حد توانم می توانم، خرید کنم".

مادرزنم گفت: نظر همسرت مهم نیست؟ گفتم نظر بدهد اما فکر نمی کنم تلویزیون 5 میلیون تومانی بخواهد. گفتم زنم را هم می برم بازار در حد توانم خرید کند اگرنکرد به صلاح دید خود می خرم. اگر هم بخواهد زنم شود، باید بداند ممکن است همه چیز را نتوانم برایش فراهم کنم.

همسرم گفت من تو را به خاطر خودت دوست دارم و در همه چیز شریک هستیم. بعد ازدواج خرده فرمایش هاي خانم شروع شد. توقعات بسیار آزاردهنده اي داشت و از هرچه که خوشش می آمد، دست می گذاشت روي همان. من هم نداشتم، از اول هم گفته بودم ندارم اما کوتاه نمی آمد و دعوایمان می شد. الان هم تمام دعواي ما سرتوقعات بی حد و حصر او و نداري من است. توقعاتش بسیار بالاست و من از پس برآورده کردن آنها برنمی آیم.

در تمام مناسبت ها برایش کادو خریدم. عید اول بعد از ازدواج، شب چله، سالگرد ازدواج، تولدش و ... خلاصه هر مناسبتی که فکرش را کنید، برایش کم نگذاشتم حتی بعد از ازدواج یک هفته هم به مسافرت رفتیم اما همسرم راضی نمی شد.

مرد جوان ادامه می دهد: الان اوضاع اقتصادي خوب نیست و همه می دانند که بسیاري از شرکت ها حقوق درست و حسابی نمی دهند و حتی ممکن است چند ماه هیچ حقوقی پرداخت نکنند. خدا شاهد است با ولخرجی هاي خانمم، نتوانستم هیچ پس اندازي داشته باشم با حقوق ماهی یک میلیون و 200 هزار تومان نمی دانم خرج خانه بدهم یا خرج ولخرجی هاي بی حساب و کتاب خانم کنم.

وقتی هم می گویم ندارم تا تقی به توقی می خورد، دعوا راه می اندازد و قهر می کند و به خانه پدرش می رود. بدتر از همه اینها بعضی وقت ها جلوي مهمان ها دعوا راه می اندازد. عصبانی که می شود دیگه دوست و غریبه و فامیل  نمی شناسد. صدایش را روي سرش می اندازد و هرچه دلش  می خواهد به من می گوید. خانواده ام هم دلخوشی از رفتارهاي او ندارند و دوباره این دعواها به خانواده هایمان کشیده شده است.

زنم کوچک و بزرگ سرش نمی شود، تازگی ها لج کرده که می خواهم بروم سرکار اما من مخالفم. با ادامه تحصیلش مشکلی ندارم و می تواند درس بخواند ولی در حد لیسانس، چون خودم لیسانس هستم و دوست ندارم تحصیلاتش بالاتر از من باشد. هم دوست ندارم از من بالاتر باشد هم اینکه پولش را ندارم و از کجا بیاورم. کارکردن هم که حرفش را نزنید. بخواهد کار کند دیگر نمی توانم کنترلش کنم.

نظریه کارشناس؛

زمانی که زن یا مرد انتظاراتی خارج از توان همسر خود داشته باشند، به چنین فردي پرتوقع می گویند. گاهی این رفتارها در روابط میان زوجین معناي متفاوتی به خود می گیرد؛ براي اینکه احساس می کنند غیر از آن فرد، شخص دیگري را در زندگی اش ندارد. در برخی موارد پر توقعی افراد ناشی از کمبودها و عقده هاي روانی گذشته است. افرادي که درگذشته نتوانستند نیازهاي روانی یا مادي خود را به نحو مطلوب تامین کنند، ممکن است در آینده  نیازهاي روانشناختی خود را از دیگران یا همسر مطالبه کنند و حتی کار به خشم و خشونت نیز بکشد.

گاهی توقعات زن یا مرد توسط همسرش برآورده می شود اما رفته رفته این رفتار در او تبدیل به یک عادت شده و انتظاراتش از برآورده کردن توقعاتش در بالاترین سطح خود قرار می گیرد که این مشکل زاست. حتی با این که می داند همسرش توان این را ندارد که نیاز یا بهتر بگوییم توقع او را برآورده کند اما همچنان اصرار  می کند.

توقع بعضی وقت ها ناشی از تصورات اشتباه است. همیشه به توقع نباید با دید منفی نگریست. گاهی توقع همسر توقعی بجاست. به طور مثال به یاد داشتن سالگرد تولد یا ازدواج، این توقع بجایی است و حتی باعث بهبود روابط میان زوجین نیز می شود اما در هر صورت به همسران توصیه می کنیم در صورت داشتن یک همسر متوقع، از برآورده کردن توقعات غیراصولی و خارج از حد توان مالی او خودداري کنند و به رفتارهاي غلط و نابه جاي همسر خود پاسخ مثبت ندهند تا مجبور به اطاعت نشوند.#

تهیه و تنظیم: کارمند رتبه 15 آذر هادی پور کارشناس مرکز مشاوره آرامش استان قزوین


انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران

مشاهده خبر ارسال شده بعد



فهرست اخبار مرتبط


نظر شما درباره اين خبر

 


  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • اخبار گوناگون