نسخه چاپي خبر :: سایت اطلاع رسانی نیروی انتظامی جهموری اسلامی ایران
News.police.ir

نسخه چاپي / ساعت و تاريخ مخابره خبر : 1397/12/22    16:27:0     کد خبر : 290691     ارسالی از :


نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :1397/12/22      16:27:0    تعداد بازديد كنندگان خبر:125



تحلیلی جامعه شناختی بر پدیده اعتیاد


گروه اجتماعی-اعتیاد به مواد مخدر پدیده ای جدید و خاص زندگی مدرن است که علیرغم آنکه در گذشته نیز وجود داشته اما به این شدت بعنوان انحراف شناخته نمی شده است.

اعتیاد به موادمخدر پدیده ای جدید و خاص زندگی مدرن است که علیرغم آنکه در گذشته نیز  وجود داشته اما به این شدت بعنوان انحراف شناخته نمی شد اما با گسترش فرهنگ مدرن، ارزش ها و هنجارهای مدرن نیز رواج یافته و کنش ها و رفتارهایی چون اعتیاد به مواد مخدر متعارض با هنجارها تلقی شده اند.

رابرت مرتن یکی از اندیشمندانی است که پدیده اعتیاد را به عنوان یکی از مهمترین انحرافات عمده و پرخطر در جامعه مورد بررسی قرار داده است. وجود انحرافاتی چون انزواطلبی، بدعت گزینی، گوشه گیری و عزلت داشتن برخی از افراد جامعه به دلیل عدم همنوایی و عدم پذیرش ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه از عواملی است که فرد به منظور جبران ناکامی های خود به آسیب هایی چون اعتیاد می پردازد که عوامل آن ریشه در ساختارهای فردی، اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد و بدین منظور برای حل و کاهش اثرات پدیده اعتیاد استراتژی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیز باید در این حوزه ها اعمال گردد.

یکی از اقدامات رشته جامعه شناسی علت یابی مسائل و انحرافات اجتماعی است. پدیده ای مانند اعتیاد به مواد مخدر از مسائلی است که از دیدگاه کلی می توان شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و روانی و همچنین نظام شخصیت فرد و جامعه را در آن دخیل دانست و از جنبه جامعه شناسی خرد می توان دوره نوجوانی، استعداد ارثی، فقدان قوانین و مقررات جدی، عدم امکانات حمایتی، استعمال اعضای درجه یک خانواده و ... را در گرایش به آن مؤثر دانست.

عوامل فردی

عوامل فردی و ویژگی های شخصیتی مانند وجود اضطراب، استرس، اختلال روانی، افسردگی و یأس و سرخوردگی، ضعف و فقر شخصیتی باعث جستجوی فرد به دنبال عامل تسکین دهنده و شخصیت بخش می شود که مصرف مواد مخدر و به تدریج اعتیاد به آن ها یکی از این عوامل به ظاهر تسکین دهنده می باشد. از سوی دیگر فقر و ضعف تحصیلات نیز اگر به عنوان عامل فردی مورد مطالعه قرار گیرد که البته منشأ اقتصادی و اجتماعی دارد، خود می تواند عامل مهمی در گرایش به مواد مخدر باشد. فقدان هدف و ایده آل زندگی، ناامیدی و یأس، عدم اعتماد به نفس و ضعف اراده، شکست در رسیدن به آرزوها و آمال، رشد ناسالم شخصیت و سرخوردگی در زندگی و اجتماع از دیگر عوامل شخصیتی مؤثر در گرایش افراد به اعتیاد می باشند.

در بین عوامل اجتماعی، خانواده عامل بسیار مهمی در بررسی مسئله اعتیاد می باشد. خانواده رکن اصلی و حیاتی جامعه و اولین محیطی است که فرد در آن رشد می کند و زیربنای شخصیتی وی شکل می گیرد. شرایط خانوادگی و سخت گیری یا آسان گیری افراطی، از هم پاشیدگی و اختلافات درونی خانواده و عدم درونی کردن ارزش ها و هنجارهای صحیح در خانواده، همگی در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد نفش فراوانی دارد. امروزه هم که به علت واگذاری کارکرد آموزش خانواده به مدارس و آموزش و پرورش دولتی، آموزش و نظارت فرهنگی و ارزش خانواده بر نوجوانان و جوانان کمتر شده و همین مسئله، بعضاً موجب جامعه پذیری و آموزش غلط افراد در گروه های همسالان شده است که پدیده هایی مانند اعتیاد را به دنبال دارد.

در مجموع عوامل زیر از بعد خانواده می تواند در گرایش افراد به اعتیاد نقش انکارناپذیری داشته باشد.

وجود روابط بیمارگونه و نادرست بین والدین و درگیری های مکرر بین آن ها
نارسایی های والدین در جنبه های خلقی، رفتاری و عقیدتی
وجود سابقه نوعی اعتیاد به مواد مخدر در بین والدین
طلاق یا جدایی های موقت و مکرر بین والدین
نادیده گرفتن اهمیت و ضرورت ایجاد ارتباطی سازنده در زمینه پیدایش محبت، عاطفه، اطمینان و مشارکت و همکاری متقابل
نارسایی های متعدد در تعدیل خواسته ها و توقعات والدین از فرزندان و بالعکس
کثرت فرزندان و سوء تربیت آنان
بی تفاوتی والدین در برابر کنجکاوی های فرزندان

در این میان جای اشاره دارد هر انسانی تحت تأثیر ارزش ها، هنجارها، آداب و رسوم و ایده هایی است که در جامعه تبلیغ و منتشر می شود. اما در جوامع در حال گذار که تغییرات سریع فرهنگی حاصل می شود، فرد دچار آنومی شده و خودباختگی فرهنگی پدید آمده و ارزش ها روز به روز تغییر می کند و اختلال هنجاری ایجاد می شود که همه این مسائل در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد بی تأثیر نیست. بنابراین شکل گیری و تقویت بحران هویت ناشی از ضعف فرهنگ و ارزش های رایج در بین افراد جامعه باعث کاهش اعتماد افراد نسبت به هنجارهای جامعه شده و نوعی آنومی و تعلیق می گردد.

مسائل اقتصادی

مشکلات اقتصادی، عدم اطمینان به آینده، بیکاری، فشار اقتصادی و نداشتن امکانات رفاهی، نابرابری اقتصادی و شکاف عمیق بین ثروت طبقه ها و اقشار مختلف در جامعه و همچنین در مقابل فقر و محرومیت ها، منزلت ثروت و ارائه تصویر آرزوهای بلندپروازانه از یک سو خود عاملی برای کسب ثروت از راه های غیرمجاز و غیرمشروع مانند تجارت و قاچاق مواد مخدر می شود و از سوی دیگر کسانی که نتوانسته اند از راه های مشروع و غیرمشروع کسب ثروت و منزلت کنند، اکثراً به یأس و سرماخوردگی دچار شده و پتانسیل زیادی برای گرایش و اعتیاد به مواد مخدر دارند.

تحلیل گرایش به اعتیاد با رویکرد مرتون

نظریه انحرافات که متعلق به رابرت کی مرتون جامعه شناس مشهور آمریکایی می باشد تبیین کننده پدیده اعتیاد در کشورهایی مانند ایران نیز می باشد. مرتون علت ریشه ای انحرافات را شرایط ساختی جامعه می داند و بر خلاف"دورکیم" معتقد است که فرد در جامعه به ارزش ها و هنجارها توجه زیادی ندارد و به جای اعتنا به آنها، هنجارها را در معرض انتقال قرار می دهد. به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد یعنی «اهداف نهادی شده» و «وسایل نهادی شده»که ارزش ها و امور مطلوب و شیوه های استاندارد کنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است. تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیت های و گاه متناقض در جامعه می شود.

برای تحلیل مسئله اعتیاد در ایران از منظر تئوری مرتون باید جامعه فعلی ایران را از بعد تغییر ارزش ها از سنتی و مذهبی به ارزش های مدرن مورد توجه قرار داد. در کنار این مسأله تبلیغ مصرف گرایی، نابرابری های شدید اقتصادی، رشد روز افزون فقر و در نتیجه ارزشمند شدن ثروت در جامعه، تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می کند.

در این شرایط تأکید بر اهدافی که وسایل دسترسی به آن به طور قانونی فراهم نیست نه فقط فرد فرد انسان ها بلکه کل نظام اجتماعی را دچار عدم تعادل و آشفتگی و نابسامانی می کند و بستر را برای ظهور رفتار انحرافی فراهم می کند. همین مسئله فرد را از جامعه و ارزش های آن جدا می کند و در اکثر موارد نیز وی را با ناکامی روبه رو می سازد که برای جبران ناکامی ها گرایش به مواد مخدر پیش می آید.

اما نوآورها هم در پدیده اعتیاد نقش دارند چه آن ها اهداف نهادی شده و کسب منزلت و ثروت را دنبال می کنند اما نه با روش ها و هنجارهای عادی و پذیرفته شده که قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مواد افیونی که نقش بسزایی در گسترش اعتیاد به مواد مخدر دارند نمونه بارز نوآوران و بدعت گذاران در جامعه می باشند.

به طور کلی از نظر مرتون، شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد می شود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است که اگر از ابتدای وقوع آن به فکر اصلاح و پیشگیری نباشیم ممکن است به دیگران نیز سرایت کند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد.

در هر حال این نظریه که در اصل میانبرد بوده، می تواند به تبیین اعتیاد به مواد مخدر در جوامع بسیاری از جمله ایران بپردازد. چرا که منزلت و ارزش ثروت در چند ساله اخیر بسیار زیاد شده در حالی که راه های رسیدن به آن بسیار کم است و بر این مبنا فعالیت های قاچاق مواد مخدر و در کنار آن افراد منزوی بسیاری به وجود آمده اند که مأیوس و سرخورده به اعتیاد روی می آورند.

منابع:

- بررسی مسائل اجتماعی ایران/ تقی آزاد ارمکی1389
-جامعه شناسی اعتیاد در ایران/ الهام میری آشتیانی1394
به اهتمام: اداره برآورد معاونت اجتماعی پلیس کرمان


انتهاي خبر// پایگاه خبری پلیس ایران // News.police.ir


چاپ خبر